بهای دل

هر کس بهایی می پردازد.

 بعضی ها بهای رفتن.

 بعضی ها بهای ماندن.

بعضی ها دلشان را می گذارند و می روند.

بعضی ها می مانند بی دل بستن. 

بعضی ها دل می کنند و میروند.

بعضی ها چون نمی توانند دل بکنند می مانند .

قطر ه ای از دریا ( قسمت آخر)

هنگامی که کاری انجام میدهید چون « نی » زنی هستید که با تمام وجود گذرزمان رادر نوای « نی »  آواز  می دهد ...... کار توام با عشق چه مفهومی دارد ؟ کار با عشق به مفهوم بافتن پارچه با تار و پودی است که ریشه در قلبتان دارد ، چنانچه گویی دلدارتان آن را بر تن خواهد کرد ( جبران خلیل جبران )

یکی دیگر از راه های موفقیت این است که بدانیم خداوند هیچ کس را بدون استعداد نیافریده ،  نه تنها  بدون استعداد ، بلکه با استعدادی منحصر به فرد همانند خطوط انگشت که برای هرکس ویژه خودش است آفریده شده .   هر انسانی دارای یک سری خواص ویژه خویش است . هر انسانی برای انجام کاری ساخته شده که فقط از دست او بهتر از هر کس دیگری در دنیا بر خواهد آمد . با شناختن استعدادهای درونی و بالفعل در آوردن آنها با  نیت به خدمت به دیگران و  رفاه و آسایش خود در واقع یکی از تعهدات خودمان را به پروردگار به ثمر رسانده ایم .  

ما در اصل موجوداتی معنوی والهی هستیم که در قالب جسم خلق شده ایم تا انسان بودن را  تجربه کنیم. نه اینکه  جسم خلق شده باشیم که گاهی معنویت را تجربه کنیم .

برای من چه نفعی دارد ؟ سوالی است که از نفس ما سرچشمه می گیرد اما « چه کمکی از من ساخته است »؟ سوالی است که از روح  ما یر می خیزد . از خود بپرسید چه  کمکی به دیگران می توانم بکنم .  برای اینکه استعداد خود را بهتر بشناسید از خودتان صادقانه بپرسید اگر مشکل مالی نداشتید چه کار می کردید به انجام چه کاری علاقه داشتید ، خوب دنبال همان کار بروید و مطمئن باشید که ثروت هم خود به خود به سویتان خواهد آمد. در سخنی از امام صادق ( ع ) خواندم که فرمودند هرکس باید برای خودش کارکندو با دریافت مستمری اجیر نشود.  تصورم این است که این حدیث اشاره به به همان کشف استعداد های درونی  دارد.   

حدیث قدسی

خداوند می فرماید:

هر مسلمانی که مسلمانی برای حاجتی نزد او بیاید و او قادر به قضای حاجت آن مسلمان باشد ولی او را محروم کند خداوند در روز قیامت به وی عتاب کرده می فرماید : من قدرت قضای حاجت بنده ای را در دست تو قراردادم و او به نزد تو آمد و تو حاجت او را رد کردی و به ثواب آن اعتنا ننمودی . قسم به عزت و جلالم حالا من به هیچ کدام از حاجات تو خواه عذاب باشدخواه مغفرت نگاه نخواهم کرد.

حدیث قدسی

مقصد نهایی

نگاه که می کنم ، می بینم یکی شمال می رود یکی به سمت جنوب ، یکی بلند پروازی می کند دیگری کند می رود یکی  مقصدش پول است  یکی دیگر آرامش  ، یکی آفتاب می طلبد دیگری سایه  یکی هوس قله دارد یکی عاشق قعر دریاست  . یکی مکر پیشه میکند یکی صداقت . یکی دنبال علم است ، دیگری اعتبار . سرگیجه می گیرم در این آشفته بازار مقصد کجاست ؟ این همه آدم ، این  همه مقصد . آیا به چیز هایی که  می خواهند می رسند. گاه می بینم  یکی از کنارم تند رفت ، دوستی را در یک تصمیم ، یک اراده برای رسیدن به مقصدش باید کنار بگذارد و برود . اما من نگران نیستم .  میدانم همه این دویدن ها به یک جا ختم می شود بساط همه این مقصدها چیده می شود و دوباره همه دور هم جمع می شویم مقصد نهایی همه ما پیش روی اوست .

خدایا !

تو که خدایی با همه عظمت و گرانی ات . چه آسان و ارزان بدست می آیی و ما که بنده ایم با همه ی ناچیزی و ارزانی مان چه سخت دل می دهیم و سر می سپاریم . چه دانا و مهربان خدا که تویی و چه نادان و نامهربان بنده که ماییم .  

افکار هری پاتری از نوع اداری

خواهر عزیزم درخواست افکار هری پاتری کردند و من هم از این پیشنهادشان استقبال کرده و به بیان یک بارش فکر البته از نوع اداری آن در مورد همه جای ایران سرای من است  می پردازم .

فرض کنیم یک وزراتخانه به نام وزارت « کشف استعدادوعلاقمندی  – تأمین نیروی انسانی ادارات »   تشکیل می شدو همه  وزارتخانه ها و سازمانها زیر نظر این وزارتخانه تأمین نیرو می شدند.  شعار این وزارتخانه هم  توجه ویژه به تفاوت های فردی انسانها که مهمترین بخش بهره وری از نیروی انسانی است قرار می گرفت . بدین صورت که  افراد از زمانی که به دنیا می آیند در این وزارتخانه یک پرونده تشکیل می دادند و در هر مقطع از تحصیل مورد ارزشیابی هوشی – خلاقیت – علاقمندی و استعداد قرار می گرفتند  واز همان اول طبق استعداد وعلاقه مندی تعیین  رشته شده و آموزش می دیدند . افراد ملزم می شدند هر گونه تغییرات خانوادگی و شرایط روحی و روانی خود را گزارش کنند . چارت سازمانی این وزارتخانه براساس  تک تک افراد تعریف می شد مثلا آقای فلانی فردی دارای ثبات شخصیت – باحوصله -مهربان – صبور -  عاشق نسل جوان -  قدرت بیان و انتقال اطلاعات بالا –  انسانی با ویژگی های معنوی -  خستگی ناپذیر و....... به دانشگاه برای استادی یا معلمی یا کاری که این ویژگی ها را می طلبد معرفی می شد. یا برعکس  کسی که ثبات شخصیتی لازم را ندارد و هنوز به نقطه ای  نرسیده که با تعریف کسی خوشحال نشود و با انتقادکسی هم بهم نریزد نمی تواند رئیس یک قسمت باشدچون به سازمان ضربه می زند . روحیه چاپلوسی را رواج می دهد. یا یک مدیر باید قدرت تسلط کافی بر امور را داشته باشد دارای جسارت بالا - اهل ریسک و شجاعت لازم باشد و اهل مادیات نباشد .  در آخر موقع انتخاب شغل به افراد یک گواهینامه  داده می شد که ریز خلقیات و استعدادو علاقمندی  و آموزش و تحصیلات  در آن درج شده و چند گزینه به فرد معرفی می شد که براساس شرایط خود یکی از مشاغل را انتخاب نماید.

حقوق افراد نیز می بایست براساس توانمندی خلاقیت  تحصیلات و شایستگی فردی داده شود ونیازی نباشد که فردی بخاطر تغییر پایه حقوق بازنشستگی خود سازمانش را تغییر دهد . یعنی این فرد هرکجا برود همان حقوق را دریافت کند . البته گواهی نامه مزبور به درد ازدواج هم میخورد چون خلقیات وروحیات افراد در آن درج شده و از طرف یک وزارتخانه معتبر تاییدشده. آن وقت گلستانی می شد و خبری هم از فرار مغزها نبود.

از بین بردن یک استعداد یعنی خیانت نه به یک نسل بلکه  به بشریت .

    www.talab.ir

 مرا شبیه خودت مبتلا نکن لطفاً 

و پشت پنجره من را صدا نکن لطفاً

 برای شادی من بادبادکی کافی‌ست

برای شادی من دل هوا نکن لطفاً

 نه! عشق سنگ بزرگی‌ست، نه! زمین بگذار

بیا و یاد بگیر؛ ادعا نکن لطفاً

 بیا و یاد بگیر؛ این که «دوستت دارم»

دروغ نیست، ولی تو ریا نکن لطفاً

 تمام حرف دلم را زدم، کسی نشنید

تو نیز گوش به این ماجرا نکن لطفاً

هاسمیک

یک روز شگفت انگیز برای شکرگزاری

 

قبلا برایتان گفتم که مراتب شکر سه مرحله می باشد و امروز از آن روزهایی است که  می بایست هر سه مرحله آن را در یک روز بجا آوریم . اول اینکه : صبح از خواب بلند شدیم و لباس عروس بر تن طبیعت دیدیم و اینکه خدای مهربان از عنایت خود از  آن بالا بر سر ما و طبیعت نقل می ریزد که دیدن این منظره هیجان انگیز مراتب شکر گذاری زبانی و سجده شکر را می طلبد.  دوم اینکه : در قلب خود شاد شویم اینکه زنده ایم و می توانیم این منظره زیبا را ببینم و اینکه خداوند رحمت خود را شامل حال ما کرده . سوم اینکه  وقتی قرار است از خانه  بیرون بیاییم باید نیت کنیم که در این روز خاص که ممکن است بعضی ها با مشکلاتی در رفت و آمد مواجه شوند کمک کنیم مثلا اگر ماشین دارید کسانی که زیر برف هستند را سوار کنید . اگر راننده ای به کمک احتیاج  دارد به او کمک کنید . با دقت و صحیح رانندگی کنید تا برای خود و نه دیگران درد سر درست نکنید . حتی عابران پیاده هم  باید مواظب باشند که از وسط خیابان عبور نکنند، در این روز ترمز ها خیلی سخت می گیرد و ممکن است حادثه ساز شود . در این روز برف بازی با بچه ها و شاد کردن آنان هم از مراتب شکر گذاری است . اگر در همسایگی شما پیرزن یا پیرمرد یا بیماری است  که به خرید احتیاج دارد و نمی تواند بیرون برود شما اینکار را برایشان انجام دهید .

واقعا چه روز پر برکتی  

خوب  در آخر هم باید از شهردار محترم  و همه کارکنان زحمت کش شهرداری آن تشکر کنیم تا مراتب شکر گذاری ما کامل شود ، انصافا ساعت هفت ونیم  صبح که من از خانه بیرون آمدم خیابان های اصلی برف روبی و هم شن پاشی شده بود. واقعا خسته نباشند .

یکتاپرستی حضرت مریم ( س )

در داستان حضرت  مریم (س )  در قرآن می خوانیم که آن حضرت همواره در محراب عبادت بودند و تمام شبانه روز خویش را وقف خدا نموده  واز روزی آسمانی می خوردند  . هنگامی که حضرت زکریا( ع ) به محراب نزد او می رفت ، پیش او خوردنی می یافت و  از وی می پرسید که  این خوراک و طعام از کجا آمده ؟ آن حضرت  پاسخ می دهند که روزی پروردگارم است که بی واسطه برایم فراهم می آورد ، زیرا او هرکس را که بخواهد بی حساب روزی می دهد. اما هنگامی که حضرت مریم ( س ) فرزندش رابه دنیا آورد خداوند به وی فرمان داد تا برای کسب روزی خویش حرکت کرده و درخت خرما را تکان دهد تا ازآن درخت خشک ، خرمای تازه بر زمین ریزد « نخل را بجنبان تا خرمای تازه  برایت فرو ریزد .» مریم آیه 25 .

درتفسیر آمده است که حضرت مریم ( س ) پس از آن که  خطاب آمد که برخیز و درخت را بجنبان تا خرمای تازه بر تو فرو ریزد به خداوند عرضه داشت بار خدایا! پیش از این خودت روزی مرا درمحراب حاضر می کردی حالا چرا می گویی درخت را تکان بدهم . خطاب آمد : پیش از این تمام افکارت متوجه ما بود از این رو تمامی خواسته ها و نیازهایت را برآورده می ساختیم ولی اکنون گوشه ای از دلت متوجه فرزندت شده است. از این رو به همان اندازه که دلت از ما جدا شده گفتیم تا برای روزی خود درخت را تکان دهی تا خرمای تازه بر تو فرو ریزد و از آن بخوری (تفسیر اثنی عشرج 8 ص 169).  در نتیجه هر چه انسان خالص تر باشد و ذکرو یاد خداوند تنها ذکرو یاد او گردد بهره بیشتری می برد . یکتا پرستی یعنی کسی دیگر را غیر او نبینم .

  همچنان که حضرت علی ( ع ) می فرمایند : هر کس با خدا مونس شود از مردم       می رمد .

بنابراین ما که گوشه ای  از دلمان محبت  خانواده و اقوام و دوست و همکارو آشنا و  پست ومقام و میز وصندلی و اثاث منزل و لباس و خرید و ماشین و خانه ومهمانی و تحصیلات و طلا و پول و ................... بعید است دنیا را هم تکان دهیم یک خرما برایمان بیافتد .

 

 

آن چیزی که تنگ شده،
دل است برای تو،
و جهان است، برای من.
 

عشق بازی به همین آسانی است

 عشقبازی به همین آسانی است
که گلی با چشمی
بلبلی با گوشی
رنگ زیبای خزان با روحی
نیش زنبور عسل با نوشی
کار همواره باران با دشت
برف با قله کوه
رود با ریشه بید
ابر عابر با ماه
چشمه ای با آهو
برکه ای با مهتاب
و نسیمی با زلف
و شب و روز و طبیعت با ما
عشقبازی به همین آسانی است
شاعری با کلمات شیرین
دست آرام نوازش بخش بر روی سری
پرسشی از اشکی
و چراغ شب یلدای کسی با شمعی
و دل آرام و تسلا
و مسیحای کسی یا جمعی
عشقبازی به همین آسانی است
که دلی را بخری
بفروشی مهری
شادمانی را حراج کنی
رنج ها را تخفیف دهی
مهربانی را ارزانی عالم بکنی
و بپیچی همه را لای حریر احساس
گره عشق به آنان بزنی
مشتری هایت را با خود ببری تا لبخند
عشقبازی به همین آسانی است
هر که با پیش سلامی در اول صبح
هر که با پوزش و پیغامی با رهگذری
هرکه با خواندن شعری کوتاه با لحن خوشی
نمک خنده بر چهره در لحظه کار
عرضه سالم کالای ارزان به همه
لقمه نان گوارائی از راه حلال
و خدا حافطی شادی در آخر روز
و نگهداری یک خاطر خوش تا فردا
و رکوعی سجودی با نیت شکر
عشقبازی به همین آسانی است

مجتبی کاشانی


هیجان نیایش

  شکــ ــلکـــْـ هـــ ـایِ هلـــ ـــــن

در باب نیایش به نظر فیلسوف شرق استاد علامه جعفری ،  از جمله انسان هایی  که انوار روحانی و نورانی اش  دیگران را نیز به سرچشمه نور متصل می گرداند.  آن حالت روحی که میان انسان و معبودش رابطه انس ایجاد نموده و او را در جذبه ربوبی قراردهد ، نیایش نامیده می شود و ما را با جدی ترین حالات روانی ، در ارتباط با مبدأهستی مواجه می کند. استاد بیان می دارند اگر می خواهید در امتداد زندگانی خود لحظاتی را از جدی ترین  هیجان روانی بهره مند شوید دقایقی چند روح خود را به نیایش وادار کنید. به نظر ایشان وقتی نیایش حالات معامله گرانه داشته باشد هیچ گاه در آن نیایش به آدمی حالات روحانی دست نخواهد داد . شاعری فرزانه در این رابطه می گوید : با دیدگان فروبسته لب برجام زندگی نهاده واشک سوزان بر کناره زرین آن فرو می ریزیم اما روزی فرا می رسد که دست مرگ نقاب از دیدگان ما بر میدارد و هر آنچه راکه در زندگی موردعلاقه شدید ما بود از مامی گیرد فقط آن وقت         می فهمیم که جام زندگی از اول خالی بوده و ما از روز نخست از این جام جز باده خیال ننوشیده ایم .

 حالت نیاش همان درک موقعیت واقعی خود درجهان و ارتباط با مبدأ هستی است .علامه جعفری این فضای عجز وناتوانی را این گونه به  تصویر می کشند:

خداوندا! مرغی ناچیزو محبوس قفس جسم ، برای حرکت به پیشگاه تو ، بال های ظریفش لرزیدن گرفته است ، نه برای این که از قفس تن پرواز کند و درجهان پهناور هستی بال و پر گشاید زیرا زمین و آسمان با آن همه پهناوری جز قفسی بزرگتر برای این پرنده شیدا نیست . او می خواهد و می نالد تا آغوش بارگاه بی نهایت خود را در همین هستی که تجلیگاه عظمت جلال وجمال توست بازکنی و او را به سوی خودت بخوانی . علامه راه رسیدن به نور را گذر از دل شب می دانند و دیدگاه ساده  لوحان به نیایش را این گونه تعریف می کنند: ساده لوحان می گویند ما بدون این که در زندگانی حالت گرایش و نیایشی داشته و خود را با بی نهایت مواجه بسازیم می توانیم زندگانی لذتبخشی داشته باشیم . ایشان جواب این افراد را این گونه بیان می کنند : آری  لذت های طبیعی  را آرمان تلقی کردن همان اندازه قابل دفاع است که لذت مواد تخدیر کننده برای معتادان به آن مواد . فراموش نکنیم آنان که اعتیاد به مواد تخدیر کننده دارند نیز درموقع استفاده از آن در دنیایی از لذت غوطه ور می گردند.  آنان که به جهت نیرومندی از وسایل پیروزی بردیگران برخوردارند ، از مستی برده ساختن دیگران و زیر پا گذاشتن هر گونه حقوق و اصول انسانی بهترین سعادت زندگانی و لذت را می چشند.

ایشان می فرمایند :  دیر یا زود همه  ما از این کره خاکی ، ستارگان ، آفتاب فروزان و  کهکشان ها که میلیاردهاسال را پشت سر گذاشته و هنوز به درخشندگی خود ادامه می دهند چشم بربسته و در بستر مرموز خاک خواهیم غنود چه بخواهیم  چه نخواهیم . خداوندا : احساس میزبانی تو برای وجود بی نهایت کوچک ما در جهان هستی است که این قفس تنگ را برای ما قابل تحمل ساخته است . هیچ گاه در این جهان کسی نبوده که ولو برای یک بار هم که شده به خدا فکر نکند . حتی آنهایی که منکر آفریدگار هستند . این یک امر محال است که کسی در دوران زندگی اش ولو برای لحظاتی چند در این جهان پر ازازدحام احساس غربت نکند .  لحظاتی برای همه ما بوده که حتی خود را از خویشتن بیگانه می بینیم و کدامین همدم شایسته است که این غربت وحشتناک را به انس والفت مبدل سازد ؟  آری هیچ مونسی مانند نیایش نمی تواند این غربت و وحشت زدگی را به انس تبدیل کند .

یاد استاد گرامی باد.  

چند سخن از افلاطون

  دشمنان من سه  قسم  هستند:  گروهی قوی تر ، جماعتی هم وزن  و دسته ای ضعیف تر . طرفیت با گروه اول موجب نابودی است .  با جماعت دوم تا جان دارم می جنگم.  اما گروه سوم را اگر چه با التماس باشد رام خواهم ساخت ، چه طرفیت با خصم ضعیف از مقام انسان درجامعه می کاهد و شخص را ناچیز می کند.

هر کس  در طلب خیر و سعادت دیگران باشد بالاخره سعادت خودش را هم به دست خواهد آورد .

کامل ترین نوع بی عدالتی آن است که عادل به نظر برسیم درحالی که عادل نیستیم .

عشق تنها مرضی است که بیمار از آن لذت می برد.

امتحان کنید مرد رابه فعل او نه به قول او.

زندگی بی عشق محال است ، برای مردم بی عشق دنیا حکم قبرستان وسیعی است.  

خدمت به دنیا

تصویر تصادفی

شاید برای ما بارها پیش آمده که از دنیا و بی وفایی  آن گله کنیم  و تصور ما هم این است  که اینقدر تلاش می کنیم ولی نتیجه ایی در بر ندارد و این دنیا است که درحق ما ظلم  می کند . خوب با این حدیث قدسی فکر کنم همه آن جوابی  را که باید  در  این رابطه دریافت کنیم داده است .

خداوند می فرمایند:  ای دنیا درخدمت کسی باش که به من خدمت  می کند و برای کسی رنج آور باش که به خودت خدمت می کند.

یعنی هرگاه دیدیم  که دنیا سرناسازگاری با ما دارد از او گله نکنیم، چون فرمان پروردگارش را اجرا می کند یعنی ما داریم به او خدمت می کنیم و او نیز می بایست برای ما رنج آور باشدپس این ماهستیم  که باید در عملکرد هایمان تجدید نظر کنیم . همانطور که حضرت امیر (ع) دنیا را سه طلاقه  کردند و دنیا تا قیامت به او رو آورد.

 

حدیث قدسی

خداوندمیفرمایند:

ای فرزند آدم من غنی وبی نیازهستم تو هم به دستورات من اطاعت کن تا ترا هم غنی کنم تا فقیر نشوی ، ای فرزند آدم من زنده ای هستم که نمی میرم توهم به من اطاعت کن تا ترا هم زنده جاودانه کنم ، من به هر چیزی بگویم باش موجود می شود تو هم به من اطاعت کن تا اراده ات مثل اراده من باشد .

قطر ه ای از دریا ( قسمت سوم )

سومین عاملی که ما را به موفقیت هایمان نزدیک می کند ،  قانون کارما یا همان عمل و عکس العمل یا از هر دستی بدهی با همان دست پس می گیری ، یا به قول مولانا برگشت صدای ما در کوه به سوی خودمان و در آخر همان  که خداوند بعنوان قانون جزا و پاداش اعمال مان فرمودند( ذره شره یره ُ ذره خیر یره )  . همه ما در ذات و فطرت خود انسانهای تصمیم گیرنده هستیم و در هر لحظه از زندگی حق انتخاب های نامحدود داریم که بعضی را آگاهانه انجام می دهیم و بعضی را ناآگاهانه . چه بخواهیم و چه نخواهیم هر آنچه که اکنون در آن هستیم حاصل انتخاب هایی بوده که در گذشته انجام دادیم .

رنج ها در زندگی ما همواره هستند، ( ما انسان را در رنج آفریدیم )اگر نباشند مثل آن است که در زنده بودن ،  مرگ نباشد دیگر زنده بودن لذتی نداشت و رنج ها لذت زندگی هستند اما در اینکه چطور با آنها برخورد کنیم این تصمیم وانتخاب ماست . بعنوان مثال کسی به شما توهین می کند ، شما آزرده می شوید و کسی از شماتعریف می کند خوشحال می شوید . اگر کمی فکر کنید می بینید این هم نوعی انتخاب است می شود وقتی کسی شما را رنجاند رنجیده خاطر نشوید و اگر کسی هم از شما تعریف کرد خوشحالی خود را پنهان کنید یا برایتان تفاوتی نکند .   عوامل و عناصر جالبی در طبیعت هستند که کمک میکنند ( خود به خود ) بهترین تصمیم را بگیرید . این عوامل با احساسات درونی شما در ارتباطند . دیباک چوبرا نویسنده هندی می نویسد « توجه خود را آگاهانه به قلب خود معطوف کنید . و از او بپرسید چه باید کرد؟  قلب شما پاسخ صحیح را می داند . اغلب ما  تصور می کنیم قلب عنصری رقیق و احساساتی است اما چنین نیست قلب دارای  قوه ادراک نسبی است و به محاسبات عالم بالا وصل است به فطرت شما ارتباط دارد،  شاید معقول به نظر نیاید ولی قلب همه جوانب را در نظر می گیرد و قدرت محاسبه ای دارد که بسیار دقیق تر و صحیح تر از آنچه به فکر بگنجد عمل می کند . » بله اگر از آدمی که اشتباهی را انجام داده بپرسید میگوید دلم نمی خواست ولی انجام دادم . یعنی قلب ایشان تذکر را داده که دارد اشتباه می کنی .

در نتیجه شما با انتخاب های آگاهانه به نتایج رضایت بخش در زندگی خود دست پیدا می کنید با ارتباط با درون خود نرم افزار روح خود را فعال کنید به بهترین برنامه ها هدایت شوید .

هیچ چیزی بعنوان شانس وجود ندارد بلکه نتیجه است .

 

عکس هاي عاشقانه کودکان خيلي زيبا

من لبخند را مظهر انسانيت مي دانم                                   ويل دورانت

دست نوشته های من

 صبح پنج شنبه برای رفتن به سر جلسه امتحان  ماشین ام را پارک سوار بیقهی پارک کردم و در میدان آرژانتین منتظر تاکسی شدم ، تاکسی جلوی پای من ایستاد و همین که من داشتم سوار می شدم داد زد خانم زودتر مگر پلیس را نمی بینی الان جریمه ام میکند ، منهم خیلی آرام گفتم آقا چرا اول صبح مردم را دعوا می کنی ! که دیگر راننده شروع کرد که معاینه فنی ندارم پول می خواهد که  ندارم اگر ماشین را بگیرند و ...................  گفتم خوب جنگل هم قانون دارد ، با این اختلاف که در جنگل اگر جانداری  اندکی ! حتی ! از قوانین سرپیچی کند محکوم به فنااست و شما از جلوی پلیس های بیچاره که نمی دانند کدامتان را جریمه کنند خیلی راحت دارید مسافر کشی می کنید  پس خدا را شکر کنید !!  سر قائم مقام دو مسافر پیاده شدند و آقای راننده پرسید کجا می روید ، گفتم مسیرم دانشگاه امیرکبیر   است گفت پس بنشیند شمارا میبرم . بعد شروع کرد که خانم شما جای دختر من هستید الان فقط یازده هزار تومان در ماشین ام پول هست !و پول ندارم که  معاینه فنی بگیرم  و................... من هم به ایشان گفتم که شما هم مثل پدر من هستید و حتما قدیم را خاطر دارید ولی من فقط شنیده ام که مردم از آنچه داشتند خوشحال و راضی بودند درحالیکه امکانات خیلی کمتر از الان بوده ولی الان مردم هرچند که رفاه خیلی خیلی بیشتر دارند ولی با پیروی از    قوانین حرص وطمع و ناشکری به ناکجاآباد دارند می روند.   شکر سه مرحله دارد 1- زبانی 2-  رضایت و شادمانی قلبی 3- استفاده صحیح ودرست از نعمت ، ولی شما اندر خم اولی آن هستید .  گفت شما معلوم است که وضعتان  خوب است ، گفتم نه آقا من هم یک کارمند هستم ولی از کلمه نمی شود و ندارم و....... خیلی بیزار هستم و معمولا ا ستفاده نمی کنم . گفتم شما الان سلامتی دارید و ماشینی که با آن کار می کنید و یازده هزار تومان پول و صبحانه هم حتما خوردید و حتما ناهار هم داریدو شام و....   خوب برای همین ها لازم نیست شکر کنید . راننده گفت حق با شماست و ما خیلی ناشکر هستیم  .  موقع پیاده شدن خیلی عذر خواهی کردکه  مرا ببخشید که داد زدم ، خیلی ناراحت هستم ، گفتم نه اشکالی ندارد شما مثل پدر من هستید و فشار زندگی بوده امیدوارم دیگر از کلمه ندارم استفاده نکنید . موقع پیاده شدن هم به من گفت پانصد تومان کافی است .  مراببخشید .

در راه  بازگشت به منزل در حالی که در خط سرعت با سرعت مجاز در حال حرکت بودم  یک ماشین با سرعت خیلی بالا و زدن چراغ بطور مرتب وعدم رعایت فاصله مطمئن ،  قصد سبقت داشت . درحالی که در خط کناری چند ماشین اجازه  کنار کشیدن من را نمی دادند وجلوتر هم صف خروجی  بزرگراه بود با زحمت فراوان و نگه داشتن  ماشین و برگشت به خط سرعت با خود فکر کردم ایکاش می توانستم به این راننده متخلف تذکر بدهم که چقدر رفتارش خطر آفرین  است  . اتفاقاً جلوتر که رفتم پشت چراغ قرمز ایستاده بود ومن هم خوشحال کنار ماشین ایشان نگه داشتم . با دست اشاره کردم شیشه ماشین را پایین  کشید ، گفتم آقا شما دکتر هستید ، با ژست خاصی که انگار دکتری به ایشان برازنده است گفت نه ! ولی کارم به پزشکی ارتباط دارد . گفتم البته این دیگر به من ارتباط ندارد .  شما  با سرعت زیاد و چراغ و تحت فشار قراردادن ماشین ها با سرعت می راندید که من فکر کردم شاید پزشک جراح هستید و یک بیماردر اتاق عمل زندگی اش بستگی به رسیدن شما دارد منهم گفتم در نجات جان یک انسان سهمی داشته باشم ماشین را کنار کشیدم ،  ولی  انگار فایده ای نداشت ماشین شما وماشین من در کنار یکدیگر پشت چراغ قرمز است . از آنجائیکه  آثار شرمندگی در چهره اش مشخص بود ماشین را جلوتر بردم تا با خودش جلسه ای بگذارد و درس عبرت بگیرد.

نتیجه : اگر با نیت خیر که زینت قلب است امر به معروف و نهی از منکر کنید خوب آثار وتبعات آن به خودتان هم باز می گردد. 1-  دربستی فقط 500 تومان  2- کسی که شما را آزرده کرده پشت چراغ قرمز گیر می افتد و می توانید او را ببرید  پشت میز محاکمه .  

جغرافیای مسلمانی

یکی شدن ، تکلیف مسلمانی ماست .

آدم های  « به من چه » ، پریشان و پراکنده ، به درد مسلمانی نمی خوردند .

تفرقه و بی تفاوتی ، کرم  ساقه خوار زندگی است .

آنکه بامدادان بیدار شود ، اما اراده انجام امور مسلمانی را ، در سر نداشته باشد.

درحقیقت  - نه بیدار شده – و نه – هنوز مسلمان - !

چنین کسی _ اصلا_ ساکن جغرافیای مسلمانی نیست .

که یعنی ، مسلمان نیست !  محمد مصطفی (ص ) 

قطر ه ای از دریا ( قسمت دوم )

قبلا برای شما گفتم که برای موفقیت نیاز داریم که به فطرت خود رجوع کنیم و آنها را پرورش دهیم ، یکی دیگر از مواردی که در درون خود باید به آن توجه کنیم و رشد دهیم  بخشش است . در تمامی کائنات به نوعی ما بخشش مداوم را شاهد هستیم . بوته گل  که  به عالم گل هدیه می دهد ، گاوی که شیرمیدهد ، خورشید ومهتاب که می تابند ، درختی که میوه میدهد . این یعنی کائنات مدام در حال مبادله انرژی بخشش است . انسان هم در ذات فطری خود بخشنده است و بخشنده به دنیا می آید و آنچه که مانع رشد این صفت درما میشود همان بت هایی که برای خودمان می سازیم .  نوزادی  را ببیند ، وقتی که او را درآغوش می گیرید او به شما لبخند می زند در واقع به شما لبخند می بخشد بدون هیچ انتظاری ! اما ما هم ناخودآگاه لبخند می زنیم و شاد می شویم که همان داد وستد انرژی است . حالا همین نوزاد وقتی بزرگ می شود دیگر برای همه لبخند نمی زند و فقط آنجا که استفاده ای برایش داشته باشد از آن استفاده می کند. بخشش در زندگی ما همان کاری را می کند که جریان گردش خون در بدن ما می کند وقتی جریان خون از گردش بازایستد ، نتیجه آن لخته شدن و سرانجام مرگ  خواهد بود . یعنی برای حیات زندگی و رفاه خویش باید با دنیای اطراف در حال بخشش باشید تا بتوانید بستانید . هر چه بیشتر بدهید ، بیشتر می گیرید.  زیرا هماهنگ با گردش کائنات عمل کرده اید . در حقیقیت چیزهای با ارزش زندگی همیشه با بخشش فزونی  می یابد.  بزرگی  میگفت « اگر میخواهید شادی تان ماندگار شود آنرا با دیگران تقسیم کنید » اگر فکر می کنید که در جایی بخشش کرده اید ولی  در قبال آن چیزی دریافت نکردید دوعلت دارد یا مثل هدیه قابیل ارزشمند نبوده و  مقبول واقع نشده یا از صمیم قلب و با رضایت نبخشیده اید و از روی اکراه یا دلسوزی بخشیده اید .

نیتی که در حال بخشش دارید خیلی مهم است . یعنی با تمام وجود و با رضایت وخوشنودی کامل ببخشید درست مثل کائنات . در واقع وقتی سخن از بخشش می آید فکر می کنیم فقط باید یک آدم پولدار به یک مستمند کمک کند ، این بخشندگی متعلق به همه ماست مثل اهدا یک دعا برای دوست ، آرزوی خوش بختی برای دیگران ،

از هم اکنون تصمیم بگیرید هرگاه کسی را دیدید چیزی به او هدیه بدهید . یک شاخه گل ،  تعریف وتمجید از دیگران ،  دعا کردن ، توجه کردن به دیگران ،  ابراز محبت و سپاسگزاری و عشق از جمله با ارزشترین هدیه ها هستند و اتفاقا بهترین نوع بخشش نوع غیر مادی آن است .

یادمان باشد طبیعت و ذات ما سرچشمه ایثار و بخشندگی است .

قطر ه ای از دریا ( قسمت اول )

 

آرزوهای ما اراده ما را تقویت می کند

و اراده ما بر اعمال اثر می گذارد

واعمال ما سرنوشت ما را تعیین می کند.

اغلب موفقیت را سخت کوشی که غالباً هم به بهای شکست دیگران باشد برای خودمان تعریف می کنیم در واقع موفقیت بدست آوردن همه چیزهای خوب است که طبق قانون طبیعت بدون زحمت زیاد بدست می آید . هر موفقیت خوبی اگر با بذر معنویت در درونمان رشد نکند همیشه احساس پوچی و سردرگمی خواهیم داشت .

در واقع موفقیت نوعی سفر است نه مقصد

همه ما انسانها در ذات خودمان الهی هستیم و اگر نیروهای دورنی مان را بشناسیم و استفاده نماییم در واقع به جمله خودشناسی ، خداشناسی نزدیک شده ایم . بت های درون ما که همه به ظواهر دنیا و مادیات  توجه می کنند نمی گذارند ما با خویشتن خودمان ارتباط برقرار کنیم . فطرت درون ما دارای آگاهی و معرفت است . و با رهایی از ظواهر مادی و آرامش و متعادل زندگی کردن و تن ندادن به شکست و ساده زیستی و تلاش برای سعادت می توانیم آن را پرورش داده و شاهد اتفاق های خارق العاده در زندگی خود باشیم .  برای رسیدن به  سعادت باید فکرمان و اعمالمان با کردارمان در یک راستا باشند .

خوب حالا نقطه مقابل این درون گرایی ، برون گرایی است که ما را وادار می کند به ظواهر توجه کنیم و از اینکه دیگران در مورد ما چه فکر می کنند ویا چه می گویند نگران هستیم . به قضاوت دیگران در مورد خودمان اهمیت زیادی می دهیم . در چنین شرایطی ما همواره ترس داریم . ترس از قضاوت و داوری دیگران ! برای بهتر شدن ناچار هستیم به قدرت دیگران تکیه کنیم و حمایت های بیرونی را طلب نمائیم . دنبال سلطه جویی هستیم که در واقع با فطرت ما هماهنگ نیست . فطرت ما نیازی به تایید و تحسین دیگران ندارد و دنبال سلطه جویی هم نیست . فطرت ما از انتقاد دیگران نمی هراسد از مبارزه جویی برای احقاق حقش ترسی ندارد.  خود را برتر یا  پایین تر از دیگران     نمی داند زیرا باور دارد گوهر همه انسانهای جهان یکی است و برای دیگران احترام قائل است . در نتیجه خود اقتدار می شود و فقط تائید الهی را طلب  می کند .صاحب قدرت ، ثروت یا پست ومقامی را در نظر بگیرید، به محض از دست دادن این عوامل بیرونی همه چیز را از دست می دهد احترام دیگران ، توجه ، آسایش ، قدرت ............

اما افراد خود اقتدار همیشه فردی قابل احترام خواهند ماند حتی بعد از مرگ  . در خود اقتداری ، شما حمایت و تایید الهی را همراه دارید  که همیشه با شماست . یکی از راههای بدست آوردن خود اقتداری سکوت است که باعث می شود به درونمان وصل شویم . هر روز گوشه ای دور  از قیل وقال دنیا به سکوت و یا دعا با پروردگار بپردازید . دوم اینکه هیچگاه در مورد دیگران و زندگی و خودتان قضاوت نکنید و قضاوت را به اسرار الهی واگذار کنید.

کافکا فیلسوف اتریشی جمله ای دارد : « ضرورتی ندارد اتاقتان را ترک کنید ، کافی است پشت میز بنشینید و گوش کنید . حتی احتیاج به گوش کردن هم نیست ، فقط منتظر بمانید . حتی لزومی ندارد انتظار بکشید . یاد بگیرید که سکوت کنید ، آرام و تنها باشید . جهان با سخاوت تمام خود را به شما پیشکش خواهد کرد تا نقاب از چهر ه اش بردارید . بی اختیار ، با وجد و سرور در پایتان فروخواهد افتاد.»

در اوج جنبش و حرکت آرامش خود را همراه داشته باشید.  

حدیث قدسی

خداوند تبارک وتعالی می فرمایند:

کسانیکه اهل طاعت من هستند در ضیافت من می باشند .

کسانیکه اهل شکر من هستند همیشه در زیارت من هستند .

کسانیکه اهل ذکر من هستند در نعمت من می باشند .

واگر اهل معصیتم هم توبه کنند آنها را هم مأیوس نمی کنم پس اگر آنها پس از توبه مریض شوند من طبیب آنها هستم وآنها را معالجه می کنم و به رنج ها و مصائب درمان می کنم تا  از گناهان وعیوب پاکشان  سازم .

وقفه کوتاه

ما دراین عمر کوتاه و ناپایدار مدتی توقف کرده ایم تا با یکدیگر آشنا شویم ، عشق بورزیم و درمسائل یکدیگر شریک و سهیم شویم . این لحظه ای بسیار گرانبها و بسیار گذراست . وقفه ای کوچک در بی نهایت . اگر محبت و عشق را با یکدیگر قسمت کنیم ، در آنصورت شادکامی ورفاه یکدیگر را فراهم آورده ایم  و چنین لحظه ای ارزش زیستن را دارد .

چند خطابه مشهور جهان از حضرت مسیح (ع) قسمت آخر

درباره دیگران قضاوت نکنید تا مورد قضاوت قرار مگیرید. همان گونه که شما دیگران را محکوم می کنید ، خودتان نیز محکوم خواهید شد . با هر پیمانه ای که به دیگران بدهید با همان پیمانه عوض خواهید گرفت . چرا پر کاهی را که در چشم برادرت هست ، می بینی ولی در فکر چوب بزرگی که در چشم خود داری نیستی ؟ بخواهید ،به شما داده خواهد شد . بجویید ، پیدا خواهید کرد . بکوبید، در به رویتان باز خواهد شد . چون هر که بخواهد به دست می آورد و هرکه بجوید ، پیدا می کند و هرکه بکوبد در به رویش باز خواهد شد. آیا کسی در میان شما هست که وقتی پسرش از او نان بخواهد ، سنگی به او بدهد ؟ و یا وقتی ماهی می خواهد ، ماری در دستش بگذارد ؟ پس اگر شما که انسانهای گناهکاری هستید ، میدانید چگونه باید چیزهای خوب را به فرزندان خود بدهید ، چقدر بیشتر باید مطمئن باشید که خدای شما چیزهای نیکو را به آنانی که از او تقاضا می کنند ، عطا خواهد فرمود. با دیگران همان طور رفتار کنید که می خواهید با شما رفتار کنند. این است خلاصه تورات و نوشته های انبیاء :

از انبیای دروغین بر حذر باشید که در لباس میش به نزد شما می آیند ولی در باطن گرگان درنده اند . آنان را از اعمالشان خواهید شناخت . آیا می توان از بوته خار ، انگور و ازخارین ، انجیر چید ؟ همین طور درخت خوب به بار نیاورد ، آن را می برند و در آتش می اندازند . بنابراین شما آنها را از میوه هایشان خواهید شناخت .

پس کسی که سخنان مرا می شنود و به آنها عمل می کند ، مانند شخص دانایی است که خانه خود را بر سنگ بنا نمود. باران بارید ، سیل جاری شد و باد وزیده برآن خانه زورآور گردید ، اما آن خانه خراب نشد ، زیرا شالوده اش بر روی سنگ بود . اما هر که سخنان مرا بشنود و به آنها عمل نکند ، مانند شخص نادانی است که خانه خود را بر روی شن بنا  کرد. باران بارید سیل جاری شد و باد وزیده به آن خانه زور آور گردید و آن خانه فرو ریخت و چه خرابی عظیمی !!!

چند خطابه مشهور جهان از حضرت مسیح (ع) قسمت پنجم

مواظب باشید که کارهای نیک خود را برای جلب توجه مردم در انظار دیگران انجام مدهید زیرا اگر چنین کنید ، هیچ اجری نزد خداوند خود ندارید. پس هرگاه صدقه می دهی ، آن را با ساز و کرنا اعلام مکن ، چنان که ریاکاران در خیابانها می کنند تا مورد ستایش مردم قرار بگیرند . یقین بدانید که آنان اجر خود را یافته اند! و اما تو، هرگاه صدقه می دهی ، مگذار دست چپ تو از آنچه دست راستت می کند آگاه شود . از صدقه دادن تو کسی باخبر نشود و خدایی که هیچ چیز از او پنهان نیست ، اجر تو را خواهد داد. وقتی دعا می کنید ، مانند ریاکاران مباشید . آنان دوست دارند در گوشه خیابانها بایستند و دعا بخوانند تامردم آنان را ببینند . یقین بدانید که آنها اجر خود را یافته اند . هرگاه دعا می کنی به اندرون خانه خود برو در را ببند و درخلوت درحضورخدای نادیده دعا کن .  او که هیچ چیز از نظرش پنهان نیست ، اجر تو را خواهد داد . و وقتی روزه می گیرید مانند ریاکاران ، خودتان را افسرده نشان مدهید . آنان قیافه های خود را تغییر می دهند تا روزه دار بودن خود را به رخ دیگران بکشند . یقین بدانید که آنها اجر خود را یافته اند . اما تو وقتی روزه می گیری به سرت روغن بزن و صورت خود را بشوی تا مردم از روزه تو باخبر نشوند . بلکه فقط خدای تو که در نهان است ، آن را بداند. او که هیچ چیزاز نظرش پنهان نیست ، اجر تو را خواهد داد.

دل به دریا یا به خدا

یادت  هست که من با تو دوست بودم و من دوستی آوردم و تو هم دوستی و ..... تا اینکه حلقه دوستان شدیم ، خوب حالاکه این همه دل داریم بیائید دل هایمان  را به دریا بزنیم ، نه دریا برای دل های ما کم است . بیائید دل هایمان  را به اقیانوس بزنیم ، نه ! نه ! باز هم کم است بیائید دل را به بیکران بسپاریم ، نه ! نه ! باز هم برای دل های ما کم است بیائید دل هایمان را به خدا بسپاریم دل های ما اینقدر بزرگ است که فقط معبود آن باید خدا باشد بیائید دل هایمان را به خدا بسپاریم .

                                                    

     

چند خطابه مشهور جهان از حضرت مسیح (ع) قسمت چهارم

هیچ کس نمی تواند بنده دو ارباب باشد چون یا از اولی بدش می آید و دومی را دوست دارد، یا به اولی ارادت پیدا می کند و دومی را حقیر می شمارد. شما نمی توانید هم بنده خدا باشید و هم دربند مال . بنابراین به شما می گویم نه برای زندگی نگران باشید که چه می خورید و یا چه بیاشامید و نه برای بدن خود که چه بپوشید . زیرا زندگی از غذا و بدن از لباس مهمتر است. به پرندگان نگاه کنید، آنها نه می کارند نه درو می کنند و نه در انبارها ذخیره می کنند ولی خدای شما روزی آنها را می دهد . مگر ارزش شما به مراتب از آنها بیشتر نیست ؟ کدام یک از شما می تواند با نگرانی ساعتی به عمر خود بیفزاید؟  چرا برای لباس نگران هستید ؟ به سوسنهای صحرا نگاه کنید و ببینید چگونه نمو می کنند، آنها نه زحمت می کشند ونه می ریسند، ولی بدانید که حتی سلیمان هم با آن همه حشمت و جلال مثل یکی از آنها آراسته نشد . پس اگر خدا علف صحرا را که امروز هست و فردا به تنور ریخته می شود ، این طور می آراید . آیا شما را ، ای کم ایمانان ، به مراتب بهتر نخواهد پوشانید؟ پس نگران مباشید و مگویید :  چه بخوریم ؟ چه بنوشیم ؟ و یا چه بپوشیم ؟ تمام ملل جهان برای به دست آوردن این چیزها تلاش می کنند، اما خدای شما می داند که شما به همه این چیزها احتیاج دارید . شما قبل از هر چیز برای به دست آوردن ملکوت خدا و انجام خواسته های او بکوشید ، آن وقت همه این چیزها نیز به شما داده خواهد شد.

دعای من برای شما

2003472mg9szi5yze.gif

خدایا !

تو که خدایی با همه عظمت و بزرگی ات  . چه آسان و ارزان بدست می آیی و ما که بنده ایم ، با همه ناچیزی و ناتوانی مان چه سخت دل می دهیم و سر می سپاریم . چه دانا و مهربان که تویی و چه نادان و نامهربان بنده که ماییم .

ما را به آداب بندگی مودب گران

پله پله تا عرش خدا

همه می دانیم که خداوند متعال مارا خلیفه الله نامیده یعنی نماینده  خودش روی زمین خوب وظیفه کسی  که نماینده می شود چیست؟  توقع کسی که شما را نماینده خودش در فلان قسمت می کند چیست ؟ اینکه بروید و دقیقا همان کاری را بکنید که خودش می خواسته بکند، به شما اعتماد کرده و شما را می فرستد.  خوب خداوند هم به ما اعتماد کرده و ما را فرستاده روی زمین که  همانطوری باشیم که خودش هست یعنی او مهربان است  ما هم باید  مهربان باشیم . او ستارالعیوب است ما هم باید ستارالعیوب باشیم .  او بخشنده است ماهم باید بخشنده باشیم و هر کدام از این صفات  ما را یک پله بالاتر می برد  و به خودش شبیه تر می شویم و پله  پله به خودش می رساندمان .

انسانهایی  که  مدرسه می سازند ، صندوق ازدواج آسان برای جوانان باز می کنند ، به مستمندان کمک می کنند ، خرج دانش آموزان بی بضاعت را می دهند  دست خدا هستند روی زمین

انسانهایی که با پاهای خود قدم خیر بر میدارند،  می روند و به بیماران تنها سر می زنند ،  به خانه سالمندان سر می زنند ،در طلب علم ودانش و کسب رزق و روزی  حلال قدم بر می دارند  پای  خدا هستند روی زمین

انسانهایی که با زبان خود گره ای از مشکلات مردم می گشایند ، به هدایت بندگان خدا می پردازند و ...... زبان خدا هستند روی زمین

انسانهایی که با قلب خود به همه  بندگان خدا  عشق می ورزند و برایشان هم فرقی نمی کند که باشند و در چه گروه طبقاتی و چه جنسیتی باشند ، به همه خیر می رسانند و گره از مشکلات همه باز می کنند اینان هر جا هستند عطرآگین است و حضورشان سرشار از خیر وبرکت .   اینان نماینده مستقیم خدا هستند اما روی زمین . پله پله بالا  می روند تا  به عرش  برسند.

 

 

چند خطابه مشهور جهان از حضرت مسیح (ع) قسمت سوم

خوشا به حال کسانی که از فقر روحی خود آگاهند ، زیرا پادشاهی آسمانی از آن ایشان است . خوشا به حال ماتم زدگان ، زیرا ایشان تسلی خواهند یافت. خوشا به حال فروتنان زیرا ایشان مالک جهان خواهندشد . خوشا به حال کسانی که گرسنه و تشنه نیکی مطلق هستند ، زیرا ایشان سیر خواهند شد . خوشا به حال پاکدلان ، زیرا ایشان خدا را خواهند دید. خوشا به حال صلح دهندگان ، زیرا ایشان بنده خدا خوانده خواهند شد . خوشا به حال کسانی که در راه نیکی جفا می بینند ، زیرا ملکوت آسمانی از آن ایشان است . اما وای به حال شما ای ثروتمندان ، شما ایام کامران خود را پشت سر گذاشته اید . وای به حال شما که اکنون سیر هستید، گرسنگی خواهید کشید . وای به حال شما که  اکنون می خندید ، ماتم خواهید یافت و اشک خواهید ریخت . وای به حال شما وقتی همه از شما تعریف می کنند.