هیجان نیایش
در باب نیایش به نظر فیلسوف شرق استاد علامه جعفری ، از جمله انسان هایی که انوار روحانی و نورانی اش دیگران را نیز به سرچشمه نور متصل می گرداند. آن حالت روحی که میان انسان و معبودش رابطه انس ایجاد نموده و او را در جذبه ربوبی قراردهد ، نیایش نامیده می شود و ما را با جدی ترین حالات روانی ، در ارتباط با مبدأهستی مواجه می کند. استاد بیان می دارند اگر می خواهید در امتداد زندگانی خود لحظاتی را از جدی ترین هیجان روانی بهره مند شوید دقایقی چند روح خود را به نیایش وادار کنید. به نظر ایشان وقتی نیایش حالات معامله گرانه داشته باشد هیچ گاه در آن نیایش به آدمی حالات روحانی دست نخواهد داد . شاعری فرزانه در این رابطه می گوید : با دیدگان فروبسته لب برجام زندگی نهاده واشک سوزان بر کناره زرین آن فرو می ریزیم اما روزی فرا می رسد که دست مرگ نقاب از دیدگان ما بر میدارد و هر آنچه راکه در زندگی موردعلاقه شدید ما بود از مامی گیرد فقط آن وقت می فهمیم که جام زندگی از اول خالی بوده و ما از روز نخست از این جام جز باده خیال ننوشیده ایم .
حالت نیاش همان درک موقعیت واقعی خود درجهان و ارتباط با مبدأ هستی است .علامه جعفری این فضای عجز وناتوانی را این گونه به تصویر می کشند:
خداوندا! مرغی ناچیزو محبوس قفس جسم ، برای حرکت به پیشگاه تو ، بال های ظریفش لرزیدن گرفته است ، نه برای این که از قفس تن پرواز کند و درجهان پهناور هستی بال و پر گشاید زیرا زمین و آسمان با آن همه پهناوری جز قفسی بزرگتر برای این پرنده شیدا نیست . او می خواهد و می نالد تا آغوش بارگاه بی نهایت خود را در همین هستی که تجلیگاه عظمت جلال وجمال توست بازکنی و او را به سوی خودت بخوانی . علامه راه رسیدن به نور را گذر از دل شب می دانند و دیدگاه ساده لوحان به نیایش را این گونه تعریف می کنند: ساده لوحان می گویند ما بدون این که در زندگانی حالت گرایش و نیایشی داشته و خود را با بی نهایت مواجه بسازیم می توانیم زندگانی لذتبخشی داشته باشیم . ایشان جواب این افراد را این گونه بیان می کنند : آری لذت های طبیعی را آرمان تلقی کردن همان اندازه قابل دفاع است که لذت مواد تخدیر کننده برای معتادان به آن مواد . فراموش نکنیم آنان که اعتیاد به مواد تخدیر کننده دارند نیز درموقع استفاده از آن در دنیایی از لذت غوطه ور می گردند. آنان که به جهت نیرومندی از وسایل پیروزی بردیگران برخوردارند ، از مستی برده ساختن دیگران و زیر پا گذاشتن هر گونه حقوق و اصول انسانی بهترین سعادت زندگانی و لذت را می چشند.
ایشان می فرمایند : دیر یا زود همه ما از این کره خاکی ، ستارگان ، آفتاب فروزان و کهکشان ها که میلیاردهاسال را پشت سر گذاشته و هنوز به درخشندگی خود ادامه می دهند چشم بربسته و در بستر مرموز خاک خواهیم غنود چه بخواهیم چه نخواهیم . خداوندا : احساس میزبانی تو برای وجود بی نهایت کوچک ما در جهان هستی است که این قفس تنگ را برای ما قابل تحمل ساخته است . هیچ گاه در این جهان کسی نبوده که ولو برای یک بار هم که شده به خدا فکر نکند . حتی آنهایی که منکر آفریدگار هستند . این یک امر محال است که کسی در دوران زندگی اش ولو برای لحظاتی چند در این جهان پر ازازدحام احساس غربت نکند . لحظاتی برای همه ما بوده که حتی خود را از خویشتن بیگانه می بینیم و کدامین همدم شایسته است که این غربت وحشتناک را به انس والفت مبدل سازد ؟ آری هیچ مونسی مانند نیایش نمی تواند این غربت و وحشت زدگی را به انس تبدیل کند .
یاد استاد گرامی باد.
به نام خدا