آنچه از خلقت آدم نمی دانید قسمت  هشتم

شیطان به پروردگار عرضه داشت که الهی تو خدای عدل وعادل هستی وحق احدی

را ضایع نمیکنی و به هیچ کس ظلم نمیکنی پس اجرت مدتها عبادت مرا چگونه

نمیدهی ، جواب از مصدر جلال رسید که اجر تو را ضایع نمی کنم در دنیا هر

حاجتی بطلبی در مقابل عبادتهایت به تو می دهم و اجابت می کنم ولکن در آخرت از

رحمت من نصیبی نداری و جهنم را از تو و تابعین تو و اطاعت کنندگانت مملو

خواهم نمود پس آن ملعون برای دنیای خود چند حاجت طلبید :

1-   آنکه زنده بماند تا روز قیامت

2-   بر آدم و اولاد او مسلط نمایی به شرط آنکه مرا نبینند و من آنها را ببینم و

 در تمام اعماق و جوف آنها وارد شوم و درقلب آنها وسوسه کنم و بتوانم به هر

 صورت و شکلی که بخواهم به نظر آنها درآیم .

3-   آنکه در برابر هر طفلی که برآنها متولد شود دو ذکور برای من متولد شود و

 درسینه های اولاد آدم جا ومنزل کنیم .

پس درخواست او اجابت شد برای جزاء عبادتهایش پس از آن به عزت 

حق تعالی قسم یاد نمود که تمام ذریه آدم را اغوا و گمراه نماید و همه را جهنم

ببرد و از تمام چهار طرف جلو و عقب و دوطرف راست و چپ آنها را احاطه و

وسوسه نماید که نگذارد یک نفر آنها طرف بهشت برود مگر بندگان خالص

مخلص الهی که به هیچ نحو اطاعت از ابلیس لعین نکنند.

ابلیس گفت : یا از طرف جلو آنها را غافل می کنم یعنی از یاد مرگ و صدمات

وعذابهای عالم برزخ و قیامت آنها را به دروغ وعده می دهم به رحمت و آمرزش

الهی برای همه گناهان بدون هیچ عبادت و طاعت تا آنکه با جرأت بر همه قسم

 معصیت نمایند و مرتکب انواع محرمات بشوند و واجبات دینی را مسامحه و

 ترک کنند .

 یا از طرف عقب آنها را امر می کنم به جمع کردن اموال و حرص ورزیدن بر

زخارف دنیا وبخل کردن به آنها که در راه خدا انفاق نکنند و حقوق واجبه دینی

را از قبیل خمس و زکاه و رد مظالم ادا نکنند و آنها را از فقر وپریشانی

 خودشان و اولادشان می ترسانم تا آنکه اموالشان زیاد شود و در وقت مردن

 که با دست خالی می میرند از شدت حسرت و زیادی غصه آن دارایی که از آنها

 گرفته می شود کلمات کفر آمیز بگویند و کافر از دنیا بروند و یا آنکه حساب

 آنها برای اموال زیادی دنیوی در قیامت طولانی و عذابشان  سخت و افسوس

 آنها بر محروم شدن از آن اموال با زحمت زیاد برای جمع کردنش و صرف

 کردن عمر عزیز در حفظ و خدمت کردنش زیاد شود .

 یا آنکه از طرف راست شبهات و خیالاتی به اذهان و دلهای آنها القا می کنم که

 بی میل به دین حق بشوند و  تدریجا از دین و اهل دین منحرف شده و آنها را

 استهزا ومسخره نمایند.

 یا آنکه از طرف چپ محرمات را در نظر آنها زینت میدهم و شراب و قمار و زنا

و دروغ و غیبت کردن و امثال آن معاصی را در کام آنها شیرین می کنم که 

بدون هیچ حیا و ترس مرتکب شوند.

منبع : زندگانی پیامبران به قلم علامه دانشمند آیت الله لواسانی نجفی

سخنی از نور

 

امام هادی ( ع ) :

هرکس نهایت علاقه و نظرش را به تو ابراز نمود 

تو نیز نهایت فرمانبرداری ات را به او ابراز دار 

آنچه از خلقت آدم نمی دانید قسمت هقتم

پس از آفرینش حضرت آدم ازمانده طینت و گل آدم ، حضرت حوا به قدرت کامله

الهی خلق شد. برای اُنس آدم به جنس خودش ولذا (زنهار انساء ) نامیده شد.  زنان

 برای اُنس مردان به آنها و چون از طینت مرد خلق شده اند ، لذا همت و میل شان به

 مرد زیاد است و شخص آدم از آب و خاک خلق شده و لذا همت و میل بنی آدم به

 عمارت ، زمین ، زراعت ، آب وخاک است .

پس از آنکه آدم شخص کامل شد ، خداوند به او الهام فرموده اسمهای تمام اشیایی

 را که بعد از او ایجاد میشوند تا قیامت چه از نسل او که بنی نوع انسان است و چه

 از صنف حیوانات و چه از انواع نباتات و خواص آنها و اقسام جمادات و آثار آنها

 به او تعلیم فرمود تمام موجوداتی را که بعد از او خواهند موجود شد.  خصوصا

 اسما واشباح مقدسه انبیا و اوصیا و اولیا و صلحا و شیعیان و دشمنان آنها ،  همگی

 را به آن حضرت معرفی نموده  و پس از آن اشباح و هیاکل آنها را برای ملائکه

 مجسم نموده و برای اثبات عجز و قصور آنها از دانستن خصوصیات وخواص و

 سایر صفات و اسما آنها وحی فرمود به ملائکه که اگر راست می گویید در اینکه

 شماها همیشه تا آخر دنیا برعبادت  و تسبیح و تقدیس خود باقی میمانید  و فسادی

 نمی کنید و از آینده و مستقبل زمان وغیب خبر دارید پس مرا خبردهید به اسما

 وخواص این اشیائیکه خواهم بعد ایجاد نمود پس ملائکه  اقرار به جهل و قصور

 خود نموده و در آن هنگام امر الهی به حضرت آدم رسید که به آنها خبر ده از این

 اشیا چون به آنها خبر داد و برآنها ثابت شد که آدم داناتر است و فضیلت و بزرگی

 به علم است همگی درمقام تواضع و فروتنی برای او برآمده و او را افضل از خود

 دیدند پس از آن وحی موکد رسید به ملائکه که پس از دانستن فضل و برتری آدم

 بر همه شماها او را قبله خود قرارداده و دربرابر او برای من سجده کنید پس همگی

 سجده کردند به غیر از ابلیس که آتش غضب و حسد در او شعله ور شده و سجد ه

 نکرد پس خطاب عتاب از مصدر جلال حق تعالی به او رسید که چرا سجده نکردی

 جواب داده که من سجده نمی کنم برای بشری که از گل خشکیده متعفن خلق شده و

 من از او افضل  وبرترم چه آنکه من از آتش خلق شدم پس غضب حق تعالی براو

 مستولی شد و لعنت را براوثابت نمود و امر فرمود که از آسمانها که محل رحمت

 است بیرون برود .

منبع : زندگانی پیامبران به قلم علامه دانشمند آیت الله لواسانی نجفی

    چقدر عاقلند آنهایی که در عشق احمق اند.


    ویکتور هوگو


جملات شگفت انگیز


برایم دعا کن !


اجابتش مهم نیست ! 


نیاز من آرامشی است که بدانم تو به یاد منی . . .

آنچه از خلقت آدم نمی دانید قسمت  ششم

ملائکه به نظر عجب و عبرت به آدم نظر میکردند و ابلیس هم در بین آنها بودکه اسم

اصلی او عزازیل است و بعد از آنکه از رحمت الهی دور شد اسمش ابلیس شد به

معنی دور شده از رحمت و آن ملعون چندین هزار سال در زمین

 عبادت حق رانموده  بود چون از جنس جن بود ، در قرآن هم فرموده 

( انه کان من الجن ففسق عن امر ربه ) و به قدری در عبادت حق تعالی سعی میکرد

 که ملائکه آسمانها مشتاقاو شده و ازحق تعالی سوال نموده که او را به آسمان

 ببرد و پس از آنکه به آسمانبالارفته در عبادت سرآمد از همه ملائکه ها شده و دو

رکعت نماز در آنجا به جا آورد که مدت چهار هزار سال ، آن دو رکعت را طول داد

 و به حدی جدیت داشت که طاعت وعبادت حق تعالی که ریاست  بر همگی را دارا

 شده و او را طاووس المکلائکه لقب دادند و پاس احترام او را داشتند تا آنکه جسد

 آدم علیه السلام تکمیل شده .

ابلیس ملعون به واسطه محبت جاه و ریاست خودش ترس بر او غالب شده که مبادا

 این جسد ، شخص زنده بشود وریاست بر ملائکه را دارا شود و آن ملعون ساقط

 شود لذا غضب و حسد بر او غالب شده و مکرر برای تفتیش و تفحص از او از منفذ

دهان آن جسد پاک وارد اندرون او شده و به اجزاء باطن او نظر می کرده از مخرج

دُبُر او بیرون می آمد و به این جهت باطن انسانی غذای پاک لذیذ را در معده کثیف و

متعفن می کند . پس از آن که چهل سال از خلقت جسد آدم گذشت نفس انسانیت در

او ترکیب و روح حیوانی در او دمیده شد و حالات و قوای عجیبه متضاد در نفس او

جعل شد برای حکمتهای زیاد،   مثل قوه حافظه و ضدش که نسیان و فراموشی است

و قوه شجاعت وعکس او که  جبن وترس  است و قوه حیا وعکسش وقاحت  ،

سخاوت و عکسش که بخل است ، سرور که ضدش حزن است و غضب که عکسش

حلم است وهمچنین باقی صفات که در طینت او عجین و با نفس او پیوند شده و در

این وقت حضرت آدم ابی البشر استوار و شخص زنده شده آن هم در روز جمعه

 بوده .

منبع : زندگانی پیامبران به قلم علامه دانشمند آیت الله لواسانی نجفی

آنچه از خلقت آدم نمی دانید قسمت پنجم

پس از آن حق تعالی به قدرت کامله اش در آن جسد مطهر آدم علیه السلام چهار

 چیز ایجاد فرمود :

1-   نور که به توسط او عاقل شود و با فهم و روشن ضمیر و خدا شناس گردد.

2-   شعله از آتش که به واسطه او غذا  د رمعده پخته شود و اگر آن آتش نبود

 غذا در معده ترش و متعفن شده و از حلق استفراغ میشد .

3-   قطعه ای از باد که آن آتش را در باطن روشن و شعله ور کند.

4-   مقداری از آب که شدت حرارت و سوزندگی آن آتش را قدری تخفیف بدهد و

 سبک کند تا آنکه باطن همه اش نسوزد .

 پس از آن باز به قدرت کامله  چهار قّوه در او قرارداده برای حفظ سلامتی

 و زندگی او که اگر یکی از آن قوه از او زایل شود البته زندگی بر او سخت

 خواهد شد ، بلکه به هلاکت خواهد رسید .

1-   قوه جاذبه که آن غذا و آبی که وارد دهن می شود آن قوه او را جذب و

 سرازیر در معده نماید و درحلق نماند که انسان را خفه و هلاک کند .

2-   قوه ماسکه که آن غذا در معده نگاه بدارد تا پخته شود و به زودی بطور

 اسهال از او دفع نشود که بدن ضعیف و تدریجا تلف شود..

3-   قوه هاضمه که آن غذا را هضم و تجزیه کند و شیره صاف او را گرفته و

 چهار قسمت نماید یک قسمت به رنگ سرخ که خون است و اورا در تمام

 اجزا بدن از مغز سر تا ناخن پا به میزان  معینی بدون زیاده ونقص قسمت و

 جاری نماید به توسط رگهایی در بدن که به منزله نهرها هستند و یک

 قسمت  را منی نموده به رنگ دیگر و در صلب جا دهد و قسمت سوم را بلغم

 نموده و درجای خودش جا دهد که به توسط او خالی بودن معده و

 گرسنگی را انسان ادراک کندو وقسمت چهارم را زهره تلخ نموده و درکیسه

 او بریزد که قوت و ضعف خود را بفهمد و احساس کند .

4-   قوه دافعه که پس از آنکه غذا در معده پخته و شیره کشی شد و کثافات

 او در شکمبه جمع آوری شد  قوه دافعه آن کثافتها را از مخرج بول وغایط با

 تمام قوت دفع و اخراج کند و اگر او نبود ممکن نمی شد  اخرا ج آن کثافات

 به هیچ آلتی و به هیچ وسیله و پس از کامل شدن جسد عنصری حضرت

 آدم علیه السلام و لوازم زندگی و حیاتش در دار دنیا آن جسد مطهر چهل

 سال بی روح باقی ماند.

منبع : زندگانی پیامبران به قلم علامه دانشمند آیت الله لواسانی نجفی

آنچه از خلقت آدم نمی دانید قسمت چهارم

خداوند امر فرمود به بعضی از ملائکه که از چهار قطعه  زمین چهار قبضه خاک 

بردارد ، یک قبضه از خاک سفید و یک قبضه از خاک سیاه و یک قبضه از خاک

 سرخ و یک قبضه به رنگ خاکستر که بعضی از آنها خاک درشت و بعضی بسیار

 نرم و بعضی حد وسط بین درشتی و نرمی بود و به این جهت طبیعتها و رنگهای

 مردم مختلف شده و اگر همه از یک خاک خالق می شدند همگی در صورت و رنگ

 شبیه یکدیگر می شدند و ازیکدیگر شناخته و تمیزداده نمی شدند و نظام زندگی و

 معیشت آنها در معاملات و معاشرت تجارت و نکاح و غیر آنها از هم گسیخته میشد

 چه آن که یک دیگر را نمی شناختند پس از آن از مصدر جلال الهی امر شد که چهار

 آب مختلف از چهار موضع گرفته شود یک آب شیرین خوشگوار و یک آب تلخ و یک

آب شور و یک آب کثیف و آن آبها را با آن خاکها مخلوط نمود و یک پارچه گل کنند 

 پس از آن جسد مبارک حضرت آدم ابی البشر را از آن گل خلق فرموده و پس از

 تمام شدن اعضا و جوارح ظاهریه و جوانج باطنیه او آن آب شیرین را در کام وحلق

 ودهان او قرارداده تا مزه و طعم اشیا را به او ادراک کند و از خوردن خود و 

 آشامیدنش لذت ببرد و آب شور را در دو چشم او قرارداده که لطافت و نرمی چشم

 محفوظ بماند و متعفن نشود وآب تلخ را در دو گوش او قرارداده که حیوانات

 شیرین طلب در او نروند و گرد پرده گوش را دائره چند قرارداد که کرم و امثال او

 از حیواناتی که طالب تلخی هستند نتوانند انسان را غافل کنندوبه آسانی وارد گوش

 شده واز آنجا به مغز سر بروند و مغز را صدمه بزنند وانسان را دیوانه نموده یا

 هلاک کنند و آب کثیف غلیظ را در بینی ودماغ او قرارداده که همیشه تر دماغ و با

 حواس جمع باشد و آب او را مثل آب دهان روان و نازک قرار نداد که همیشه

 جاری باشد و اسباب زحمت خودش و نقرت دیگران بشود . 

منبع : زندگانی پیامبران به قلم علامه دانشمند آیت الله لواسانی نجفی

از موهبت های الهی

هنگامی که دوستی را می یابی که تو را به خاطر خودت ، 

به خاطر رفتارت ،  خوش طبعی ات و شخصیتت دوست دارد . 

یا چون از حسی که در حضور تو 

نسبت به تو پیدا می کند لذت می برد 

در این صورت با او صادق باش . 

این شخص آینه بهترین وجه توست ....



آنچه از خلقت آدم نمی دانید قسمت سوم

پروردگار مشیتش چنین تعلق گرفته که کعبه معظمه را در زیر بیت المعمور و برای

طواف بندگان زمینش قرار داده و  کفاره گناهان ایشان فرموده  وهر طوافی را هفت

شوط در مقابل هفت هزار سال توسل و تضرع ملائکه که هر یک شوط و یک مرتبه

گردش بر دور خانه کعبه معظمه را به عوض هزار سال توبه و گریه و ناله ملائکه

 آسمانها قبول فرموده .

پس از خلقت آسمانها و ملائکه بعد از هزاران سال مشیت مبارکه اش اقتضاخلقت

این عالم عنصری را نموده آب و دریاها راخلق فرمود و پس از آن باد را ایجاد نموده که

به دریاها بوزد تا آنکه او را به موج در آورده واز موجهای شدید او کف بر روی دریا بوزد تا

آنکه او را به موج در آورده و از موجهای شدید او کف بر روی دریا جمع شده و باد آن

کفها را خشکانیده و بر روی آب منجمد وسنگین نموده و او را زمین کعبه معظمه

قرارداده .  اول قطعه خلق شده در همان زمین کعبه و مکه معظمه است که او را

( بکّه ) هم نامیده اند و در قرآن کریم هم باین تصریح شده به قوله تعالی برتمام

بندگان مستطیع خود که قدرت رفتن داشته باشند واجب قطعی فرموده که البته باید

بروند و به آن خانه مکرمه طواف کنند وهرکس بتواند برود و نرود او را کافر نامیده .

پس از آن بقیه زمین را خلق فرمود و بر روی آب دریا پهن نموده و درلغت عرب دحو به

معنی پهن کردن است و به سبب روز  25 ذی العقده الحرام که روز خلق و پهن

شدن بقیه زمین بود او را روز  (دحوالارض) نامیده اند و پس از آن خداوند تعالی

کوههای عظیم سنگین را بر روی زمین خلق فرمودبه منزله ی میخ های بزرگ که

زمین از موج دریاها که در زیر  او است لرزان و متزلزل نشود و مکرر در قرآن کریم بیان

این معنی را نموده و باز فرموده خلق کنم بشری از گل خشک سیاه متعفن پس

وقتی که او را خلق کردم و اعضایش را تماماً در او قراردادم

و از روح خود در او دمیدم همگی باید در برابر او سجده کنید.

منبع : زندگانی پیامبران به قلم علامه دانشمند آیت الله لواسانی نجفی