شب گذشته یکی از دوستانم برایم پیامی فرستاد با عنوان ذیل ، گاهی در شرایطی قرار می
گیریم که به این گونه شعر ها ، سخن ها ، نصیحت ها .... نیاز داریم .
این شعر را حفظ کردم و مرتب برای خودم می خوانم ، زندگی جاری است و باید در هر
شرایطی ادامه داد.
روزگارا که چنین سخت به
من می گیری
با خبر باش که پژمردن من آسان نیست ....
گر چه دلگیر تر از دیروزم
گر چه فردای غم انگیز مر امی خواند
لیک باور دارم دل خوشی ها کم نیست
زند گی باید کرد
گاه با یک گل سرخ
گاه با یک دل تنگ
وقتی خداوند میخواهد منتظر بمانید : صبر کردن خیلی سخت است. وقتی مشکلات و
نگرانیهایمان را بارها و بارها با خدا درمیان میگذاریم، از منتظر ماندن خسته میشویم. کمکم حس
میکنیم که با کسی حرف میزنیم که حرفهایمان را نمیشنود و انگار دیده نمی شویم . در این لحظات
که شاید برای هر کسی به نوعی پیش می آید معمولاً دوست داریم که طاقت بیاوریم و کنترل خودمان را
در دست بگیریم اما گویی نمی شود و طاقت ما کم می شود . لحظاتی که جز صبر چاره ای نداریم.
تنها شما نیستید که صبر میکنید : این فقط ما نیستم که مشکل داریم همه انسانهای روی
کره زمین به نحوی و نوعی و نسبت به تحملشان مشکلاتی دارند . همه برادرها و خواهرهای
باایمان ما میدانند که صبر کردن برای خدا چه معنی دارد. به آنهایی فکر کنید که خیلی قبل از شما
صبر پیشه کرده بودند: حضرت ایوب، حضرت داوود، و ... وقتی قرآن یا انجیل را می خوانید با آیات زیادی
درمورد صبر کردن روبهرو میشوید و کسانی را که با صبر برتری یافته اند و به موفقیت رسیده اند
معرفی میکند.
در قرآن می خوانید که خدا با صابرین است . یا اینکه خداوند یکی از رموز
موفقیت در زندگی را صبر تعریف می کند.
لغتنامه جدید انجیل صبر را اینطور معنا میکند، "خویشتنداری خدادادی در مقابله با مخالفت یا
سرکوب"... صبر کردن در خیلی جهات مثل یک مبارزه است. چیزی که میتوانیم به آن تکیه کنیم . این
خداوند است که آرامش روحانی را در ما ایجاد میکند تا بتوانیم وارد مبارزه شویم. خیلی وقتها فکر
میکنیم که صبر فقط تحمل کردن است اما این تفکر اشکال دارد. با قدرت و توانایی خودمان نیست که
خویشتنداری میکنیم. در واقع، تنها مسئولیت ما این است که به خدا اعتماد کنیم و اوست که قدرت
و توانایی لازم برای ادامه مسیر برطبق ایمانمان را برای ما فراهم میکند.
این قدرت چطور به ما داده میشود؟این قدرت را وقتی سرشار از روحانیت شویم دریافت میکنیم.
میدانیم که منبع بینهایتی از صبر درون ما وجود دارد. نقش ما این است که به خداوند اعتماد کنیم و از او
بخواهیم که به ما قدرت دهد در هر موقعیتی که در آن هستیم، تاب ادامه دادن را پیدا کنیم.
صبر کردن در راه خدا به ما یادآور میشود که واقعیت ما در محیط ظاهری ما نیست، بلکه در عشق
خداوند و زندگی درون ماست و صبر به ما امید بخشیده و مطمئنمان میسازد که خداوند همیشه خوب
ما را میخواهد. این در حد توانایی ما نیست که بدانیم خداوند چه زمان و چگونه کارمان را درست
میکند. نقش ما اینجا این است که به وعده او اعتماد کنیم.
نقش ما در این مبارزه چیست؟ دوباره به معنای صبر بعنوان خویشتنداری خدادادی فکر کنیم خداوند
به ما این اجازه را میدهد که به خویشتنداری روحانی دست پیدا کنیم اما این انتخاب خودمان است که
آن را بپذیریم و از آن پیروی کنیم. به آدم و حوا آزادی و اراده کامل و اختیارات زیادی در بهشت داده شده
بود تا نیاز به استفاده از میوه ممنوعه را پیدا نکنند. اما، تصمیم گرفتند و خویشتنداری پیشه نکردند و
درعوض از فرمان خداوند سرپیچی کردند. وقتی از خویشتنداری خدادادی برای منتظر ماندن به اراده و
زمانبندی او استفاده میکنیم، در راستای اطاعت از فرمانهای او قدم برمیداریم.
صبر کردن در راه خدا به این معنا نیست که ساکن بمانیم. اطاعت از
فرمانهای خداوند در حالی که صبر پیشه کردهایم اصلاً حالت منفعلی
نیست.
از زمان انتظار برای تقویت صمیمیت بین خودمان و خداوند استفاده کنیم.