چند روزقبل یکی از عزیزانم را به یک مرکز مشاوره بردیم بعد از مشاوره با ایشان دکتر من را صدا زد و گفت شما چرا تاحالا در این تصمیم گیری مهم تعلل کردید من
گفتم تصورم این بود که شاید مخالف هستند یا شاید استقبال نکنند و
مشکل داشته باشند. ایشان گفت برعکس ایشان خیلی زیاد مشتاق هستند و
اصلا مخالفتی ندارند و حتی این امر را دوست دارند و برای فرآیند آن هم به شما
کمک می کنند من خیلی تعجب کردم چون چندسال اکثر تصمیمات مهم را بنا به
اینکه به ایشان از نظر روحی آسیبی نرسد گرفته بودیم . برایم جالب بود و
توانستم بیشتر با خودش در این رابطه صحبت کنم .
با خودم فکر کردم بیشتر روابط ما دچار سوء تعبیر و خود پنداشته گی می شود
یعنی ما حرف و حرکات دیگران را از دریچه شخصیت و تجارب و گذشته و افکار و
عقاید و احساس خودمان تفسیر می کنیم و بنا به همان دیدگاه هم برای
روابط مان تصمیم گیری می کنیم .اگر نحوه گفتگو و پذیرش چالش های متفاوت
بودن افکار و عقاید را داشتیم به نظرم شاید اکثر این سوء تفاهمات بر طرف
می شد و روابط ما انسانها بنا بر همان نیت آفرینش که لذت بردن از مصاحبت و
رفت و آمد با یکدیگر است به بار می نشست . اما متاسفانه این طور نیست و
همیشه ما دچار قضاوت های شتابزده می شویم بدون سوال از یکدیگر تصمیم
می گیریم من کمتر دیدم دو نفر وقتی دچار سوتفاهم می شوند یا پرسشی
در ذهن از طرف مقابل دارند به زیبایی از او بخواهند که با یکدیگر به گفتگو بدون
غرض ورزی و در کمال آرامش بنشینند اگر این فرهنگ را در خود پرورش دهیم
خیلی از غم و غصه هایمان به نظرم کمتر می شود .