کاریکاتور: برنامه روزانه جوانان

یه مرد باهوش برای جمعی جوک تعریف کرد ، حضار دیوانه وار خندیدند . بعد از چند لحظه دوباره همان جوک را تعریف کرد . عده کمی از حضار دوباره خندیدند . دوباره و دوباره همان جوک را تعریف کرد . زمانی که دیگرهیچیک از حضار نخندید او لبخند زد و گفت : ![]()
وقتی که نمی توانید به یک جوک بارها بخندید ؛ چطور برای یک غم بارها و بارها گریه می کنید .... !!!!! ![]()
![]()
![]()

در زندگي هيچ چيز به اندازه هيجان هاي شديد، خوشايند نيست
آناتول فرانس
دکتر میثاق ( روانشناس و استاد اخلاق ) می گویند وقتی در زندگی هیجان و شور وشوق ندارید بدانیدبه توقف رسیده اید و توقف یعنی مرگ . اگر در سرتان دیگر رویایی نیست و از رویاهایتان می ترسید و هیجانی سلول های شما را به رقص وادار نمی کند بدانید به توقف رسیده اید فقط دارید زمان را در این دنیا می گذرانید و زندگی نمی کنید. من هم می گویم مرده اید هنوز خاک روی شما نریختند. مواردی را در ادامه مطالب قبلی برایتان می نویسیم امیدوارم مفید فایده واقع باشند.
۱- دوستهای خوب ، شاداب و سر حالتان را برای خودتان نگه دارید! آدمهای بی حس و حال شما را هم بی حال می کنند. واقعا این طور افراد کم گیر می آیند. آدمهای جدی را بگذارید تنها با فلسفه خودشان خوش باشند.
۲- چه بخواهیدو چه نخواهید مشکلات ، غم وغصه ها جزء لاینفک زندگی هستند اگر فکر می کنید دٌردانه هستی هستید و باید همیشه خوش وخرم باشید اشتباه می کنید «دل بی غم در این دنیا نباشد اگر باشد بنی آدم نباشد » فقط نحوه برخورد با مشکلات است که زندگی را متفاوت می کند.
۳- تکلیف خود را در زندگی با دوچیز کاملا مشخص کنید خدا وخودتان .
۴- آقای الهی قمشه ای در یکی از سخنرانی های خودشان گفتند : « از کارخانه ای بازدید می کردند مدیرعامل هنگام بازدید گفتند آقا ما بیست سال است داریم داد می زنیم این کارخانه هنوز مشکلاتش حل نشده ، به او گفتم خوب حالا بیست سال داد نزنید شاید درست شد » منهم به شما می گویم اگرسالهاست دارید یکنواخت زندگی می کنید ناله نکنید راهتان را عوض کنید شاید مشکلاتتان درست شود.
۵- ندای قلب خودتان را جدی بگیرید ، اگر نه همه زندگی خود را می بازید .
۶- اگر از صبح تا شب درگیر مسائل کاری هستید و مجبورید زندگی یکنواختی داشته باشید از خودتان بپرسید راستی برای چه کسی دارم اینقدر کار می کنم ؟ پس کی میخواهم زندگی کنم؟
۷- برای من عجیب است از اینکه می ترسید در دام عشق بیافتید اما از اینکه خودتان را زیر کوهی از غم وغصه وخاطرات گذشته دفن می کنید نمی ترسید . از شادی و هیجان می ترسید اما از سکون و عدم تحرک که نوعی مرگ است نمی ترسید. به عشق بیندیشید و شادمانه زندگی کنید دل شما صاحب دارد صاحب دل هم شماهستید بدانید عشق است که زخم هایتان را شفا می دهد نه گذشت زمان . در شهر دلتان زلزله به پا کنید و زیر آوار عشق زنده شوید . بدانید عشق های کوچک می توانند کارهای بزرگ انجام دهند.
۸- اگر قرار بود غم ها انتخابی باشند باورکنید من یکی میخواستم خروس همسایه ما آنفولانزای مرغی بگیرد به خدا هم قول می دادم غصه بخورم. بدانید غم وغصه ها ، امتحانات الهی هستند وبرای رشد ما تدارک دیده شده اند و طبق دستور الهی باید در برابر آنها صبر و استقامت پیشه کرد.
۹- بهتر است ثروتمند زندگی کنید تا ثروتمند بمیرید ( اسپنسر جانسون )
۱۰- نوآوری کنید و بدانید نوآوری از شجاعت است . از قضاوت مردم نترسید زندگی برای افراد ترسو هیچ هیجانی ندارد
۱۱- هربار که تردید کردی مطمئن باش که شکست خواهی خورد.( ناپلئون بناپارت )
۱۲- اگر بیش از حد درکارهایتان محتاط هستید بهتر است این محتاط بودن را کاهش دهید تا منافع بیشتری را به دست بیاورید زندگی مال انسانهای شجاع است .
۱۳- قدر لحظات زندگی تان را بدانید و در لحظه زندگی کنیدمثل دوران کودکی چقدر شاد بودید.
۱۴- با دیگران بی رحم نباشید و با کسانی که با دل شما بی رحم هستند سر نکنید ، ارزشش را ندارد.
۱۵- گاهی اوقات هم اشک بریزید سختی و غم در زندگی هست اما ادامــه بدهید تنها کسی که تمام طول زندگی بعد ازخدا کنار ماست، خود مــا هستیم .
برایتان گفتم که هیجانات لازمه زندگی سالم است وغم وغصه ها هم جزء لاینفک زندگی هستند پس این شما هستید که انتخاب می کنید که چگونه سفر کنید. فرض کنید از تهران می خواهید به شهرستانی بروید ماشین خود را سرویس کرده وبنزین می زنید تا ایمن تر باشید و کنار مناظر زیبا می ایستید و لذت می برید یا اینکه بدون سرویس ماشین و تأمین سوخت لازم تا مقصد خیلی جدی و بی وقفه رانندگی می کنید و فقط میخواهید که انجام وظیفه کرده و برسید. انتخاب با شماست . هیجانات زندگی وقتی زیباتر می شوند که خودتان خلاقیت به خرج دهید و استعدادهای درونی تان را به مرحل اجرا بگذارید و اگر البته یاری موافق داشته باشید.
(هاسمیک )

یادتان هست در مطلب « اندکی صبر سحر نزدیک است » ، توفیقی حاصل شد شب شهادت بانوی عالم منزل حاج آقا فرشچیان بودم ، البته مراسم ایام فاطمیه به مدت یک هفته در منزل ایشان برگزار بود. امروز صبح که به محل کار می آمدم از جلوی منزل ایشان رد شدم ،با تعجب دیدم ایشان فوت کردند خیلی ناراحت شدم واقعا انسان از فردای خودش هم خبر ندارد . ایستادم پارچه های تسلیت به خانواده حاج آقا را خواندم ، ایشان از خیرین مدرسه ساز بودند و از آنجائیکه اهل همدان بودند بیشتر فعالیت ایشان در آن شهر بود . پدرمن نیز اهل همدان است و تقریبا تمام محله های آن را می شناسم اسم مدارس برایم آشنا بود . نمی توان گفت روحش شاد چون روح ایشان شاد است و نمی توان گفت خداوند او را رحمت کند چون مورد رحمت خاص خداوند است . توفیق باقیات الصالحات نصیب هر کس نمی شود. . می توان گفت خداوند به ما هم توفیقی بدهد تا در هر مرتبه و جایگاهی که هستیم بتوانیم دست بندگان خداوند را بگیریم و می توان گفت :
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق ثبت است بر جریده عالم دوام ما
نگذارید جاده زندگیتان یکنواخت شود ( اسپنسر جانسون نویسنده کتاب چه کسی پنیر مرا جابه جا کرد) .
برایتان از هیجانات زندگی قبلا نوشتم و برای اینکه همیشه سالم باشید به آن نیاز دارید چه بخواهید چه نخواهید . زندگی بدون هیجان مثل این است که شما یک ماهی مرده در رودخانه هستید و آب شما را هر جاکه بخواهد می برد. از آنجائیکه زنان حول محور هستی هستندو خداوند جام الست را به دست زن داده تا تقدیم جهان کند و وجود او را پر از عشق نموده تا پراکنده نماید، در هیجانات زندگی نقش اساسی دارند. برای من همیشه از خودم می پرسیدم که چرا بیشتر خانمهاوقتی ازدواج می کنند افسرده می شوند ، بنظرم علت آن این است که آنها به مأموریت الهی خود آگاه نیستند و میخواهند از ریل طبیعت خارج شوندو طبیعی است که افسرده می شوند ، چون این دسته از خانمها میخواهندبنشینند و به ایشان محبت شود در حالی که هیچگاه مردان محبتی را که دریافت نکرده اند نمی توانند ارائه کنند. در قرآن هم به این مطلب اشاره شده که شب و زن برای آرامش آفریده شده اند . وقتی شما مخل آرامش می شوید خوب خودتان هم افسردگی می گیرید. این ذات هستی است . درمورد خانمها خیلی موارد را نمی توانم بنویسم ولی چند موردی را که شاید برایتان مفید باشد نام می برم بقیه به خلاقیت و نوآوری های شما در زندگی بستگی دارد:
۱- شما هم گاهی یادداشت محبت آمیز یا شعری زیبا یا احساسی که نمی توانید شفاهی بگوئید ، بنویسید و در جیب همسرتان بگذارید ، همیشه لیست خرید تقدیم نکنید .
۲- یک زن قوی دلبسته باشید نه وابسته.
۳- همانطور که گفتم چشم انداز بیست ساله نباشید طوری که همسر شما هیچ گاه نداند الان که وارد منزل می شود چه ظاهری خواهید داشت البته من تنوع ا خلاقی را بیشتر ترجیح می دهم بعضی از آدمها ذاتا خلاق و متنوع هستند و آدم در کنارشان هیچگاه احساس کسالت و یکنواختی نمی کند.
۴- حتی می توانید گاهی او را برای خرید بیرون بفرستیدو دوباره ظاهر خودتان را تغییر دهید مطمئن باشید شگفت زده می شود.
۵- شماهم وقتی همسرتان سر کار است پیامهای مهر آمیز بفرستید بگذارید خستگی اش در برود.
۶- گاهی خودتان را به مریضی بزنید و نگذارید سرکاربرود و بعد بگوئید که میخواستید خانه نگه اش دارید البته اگر همسرتان عصبانی شد و با شما دعوا کرد به من مربوط نیست.
۷- آشپزی متنوعی داشته باشید مثلا درست کردن انواع کباب در خانه البته روی ذغال در پشت بام خیلی به شما حال خوبی میدهد روی یک اصول مشخص و غذای های ثابت آشپزی نکنید البته بستگی دارد به اینکه چقدر به این کار علاقه دارید آشپزی یک هنر است و به شما خیلی حس خوبی میدهد .
۸- با بهترین شکل ممکن از او خداحافظی کنید. مثلا موقع خداحافظی بجای خداحافظ بگوئید عاشقتم یا دلم تنگ می شود تا برگردی . به استقبال او شخصا بروید البته نه همیشه تا بعضی وقت ها هم دنبال شما بگردد.
۹- همیشه از کلمات خوب برای صحبت کردن استفاده کنید.
۱۰- باهمسرتان شوخی کنید. شوخی کردن و خندیدن باعث می شود شما کسل و خموده نشوید.
۱۱- چیزی که ناراحتتان می کند را شفاف بگوئید همان یک ساعت یا نیم ساعت قبل ازخواب که خیلی به روابط شما کمک می کند.
۱۲- از او بخاطر کارهایی که برایتان میکند تشکر کنید او خدای روی زمین شماست .
۱۳- به او احترام بگذارید من دیدم خانمهایی که در اجتماع برای گرفتن یک سری امتیازها به مردها احترام می گذارند ولی با همسرانشان بد حرف می زنند .
۱۴- موقعی که خطا می کنید قیافه حق به جانب نگیرید خیلی زیبا بروید وعذرخواهی کنید از شما چیزی کم نمی شود.
۱۵- با هم قراربگذارید که موقعی که خانواده خانم می آید منزل شما مرد خیلی به او احترام بگذارد و در خانه کمک کند و نیت شما شادکردن قلب یک پدر ومادر از خوش بختی دخترش باشد و برعکس وقتی خانواده مرد می آید خانم همین کار را بکند این نیت ها به زندگی شما انرژی مثبت می دهد.
۱۶- احساس مسئولیت کنید و سعی کنید برخی از مسئولیت ها را هم شما انجام بدهید. گوشه از زندگی را هم شما با دل وجان بگیرید.
۱۷- گاهی غذای مورد علاقه همسرتان را بپزید و ببرید محل کار او و باهم بخورید.
۱۸- شماهم برای او کادو بگیرید.
۱۹- سعی کنید انواع هنرهای مورد علاقه خود را یاد بگیرید به شاد بودن شما کمک می کند.
۲۰ -گاهی اوقات هم قهر لازم است نه از آن قهرها که بگذارید بروید خانه مادرتان که نشانه کم عقلی است . قهری که آشتی های زندگی تان را شیرین تر می کند.قهری که از سر ناز است چون شما از بُعد معشوقیت خدا خلق شده اید وخدا هم گاهی با ما قهرمی کندتا لحظات وصل شیرین تر شوند.
۲۱- یادتان باشد یک مرد واقعی نیاز به یک زن واقعی دارد.
خیلی زیاد است هر چه می نویسم بازهم بیشتر به ذهن ام می آید بقیه را خودتان فکر کنید خلاقیت خیلی بهتر است . همه این موارد به شریک زندگی شما بستگی دارد که قدر خلاقیت های شما را بداندو زمینه شکوفایی آن را به شما بدهد. همیشه خوش بخت باشید .





ببخشید امروز می خواستم مطلب هیجان زندگی را بنویسیم که دیشب توفیقی بود منزل جناب آقای فرشچیان مجلس بانوی عالم بودم و حاج آقا نقویان سخنران بودند. گزیده ای از مطالب ایشان را یادداشت برداری کردم که به نظرم برای عزیزان مفید خواهد بود.
۱- ایشان فرمودند گاهی در زندگی اتفاقاتی برای ما می افتد که فاجعه زندگی ماست تصور می کنیم دنیا به آخر رسیده و هیچ حساب و کتابی در کار نیست ، به ما ظلم شده و هیچ کس از آن بالا ما را نمی بیند .
این اتفاقات خیلی هم با حساب وکتاب انجام شده (از قبیل مرگ،زیان مالی ، انواع بیماریها ، وبلاها .....) مثل اینکه قسمتی از لوله یک ساختمان نشت می کند تصور شود کل لوله های ساختمان ترکیده است . خداوند می خواهد چشم ما را به جهان هستی بازتر کند و همیشه اینطور مواقع به داستان حضرت خضر و وموسی( ع) رجوع کنید در جایی حضرت خضر یک کودک بی گناه خردسال را می کشد یعنی قاتل می شود و حضرت موسی اعتراض میکند چون پشت صحنه را نمی داند .. وقایع زندگی ما هم چنین هستند ، نمی دانیم پشت صحنه چیست ولی صحنه گردان خودش می داند ، و مرتب به خدا اعتراض می کنیم .اگر با دیگرانش بود میلی چرا جام مرا بشکست لیلی
یک لحظه داغم میکشی یک دم به باغم میکشی
پیش چراغم میکشی تا وا شود چشمان من
۲- مطلب دوم ایشان در مورد بلاهای اجتماعی بود . مثلا تصادفی رخ می دهد آقایان برای اینکه ضرر نکنند ، تا پلیس بیاید صحنه تصادف را بهم نمی زنند . ترافیک عریض و طویلی ایجاد می شود هزاران آدم ضرر مالی و زمانی می کنند برای اینکه این آقایان صد هزار تومان ضرر نکند. اگر صحنه بهم بخورد چه می شود .اگر در روز قیامت هم خداوند به شما بگوید اینجا شلوغ است تا به حساب وکتاب ها رسیدگی شود و صحنه بهم نخورد شما باید معطل شوید . برای اینکه آنجا خدا شما رامعطل نکند ،در ا ین دنیا خلق خدا را معطل نکنید.
۳- ما باید به مرحله ای برسیم که گناهان را حس کنیم . بزرگی در جایی نوشته بودند در این مکان خوردن سنگ و کلوخ و آجر پاره ممنوع است . فردی از آنجا رد می شود خنده اش می گیرد. که ای آقا ما نه اینجا و نه در هیچ جای دیگر سنگ و کلوخ نمی خوریم . گناهان هم برای ما باید این چنین شود غیبت و دروغ و تهمت و قضاوتهای شتابزده و.... در هیچ جا نباید انجام شود.
بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم فلک را سقف بشکافیم و طرح نو در اندازیم
۴- بحث بعدی که فردی از ایشان سوال کردند و خیلی هم برای خود من سئوال هست این است که چرا گاهی دینداران دچار لغزش می شوند یعنی خیلی انسان اعتقادی و پرهیزگاری هست و فرایض را عمل میکندولی گاهی دچار لغزش می شودو آن عبادات اورا نگهداری نمی کنند که البته ایشان هم فرمودند این سوال خیلی پیچیده ای است وایشان راهم گیج می کندو خیلی پاسخ به آن سخت است و البته مطالبی را فرمودند مثل اینکه دین هم مثل لباس است و نگهداری باید دو طرفه باشد ولی تصورم این است که جواب سئوال نبود.
مستور و مست هر دو چو از يك قبيله اند ما دل به عشوه ء كه دهيم اختيار چيست
۵- عبادات افراد مختلف فرق می کندیعنی عبادت یک پزشک با یک مدیر با یک پلیس و معلم فرق می کند هر کس باید ببیند در صنف خودش باید چه عبادتی کند . مثلا کارمندی که در ساعت اداری می رود یک ساعت زیارت عاشورا و ارباب رجوعی که روی وقتش حساب کرده و از شهر ری آمده که تا ظهر برگردد و فرزندش را از مدرسه بردارد .یک ساعت باید معطل این فرد شود تا از زیارت عاشورا برگردد، خوب عبادت این کارمند در ساعت اداری که حقوق از دولت می گیرد راه انداختن ارباب رجوع است نه خواندن زیارت عاشورا .
ایشان گفتند در شب قدر پلیسی سر یک چهار راه مأموریت داشته که راه بندان نشود یک دفعه دلش پر می کشد و می رود می نشیند در مسجد و اتفاقا حال خیلی خوبی هم پیدا کرده بود وحسابی وصل شده بوده (ایشان به شوخی گفتند هر وقت دیدید خیلی نمازتان شور وحال دارد یا وضو ندارید یا پشت به قبله هستید) آن شب سرچهار راه ترافیک سنگین می شودو خانم بارداری فرزند مرده به دنیا می آورد ترک پست این پلیس موجب این واقعه می شود . البته ایشان در دنیا توبیخ می شود ولی در نظام هستی عبادت این پلیس ایجاد نظم و قانون است و ایستادن سر آن چهار راه شب قدر آن پلیس است . همین طور به زن داری و شوهرداری که عبادت است اشاره کردند....
هر آنکه جانب اهل وفا نگه دارد خداش در همه حال از بلا نگه دارد.
گرت هواست که دلدار نگسلد پیوند نگاه دار سر رشته تا نگه دارد
6- در مطلب همسر داری ایشان به افرادی اشاره میکنند که روح لطیفی دارندو نگهداری آنها مراقبت خاص خودش را دارد و جز زبان محبت و لطافت با ایشان نباید سخن گوئید به قولی بالاتر از گل به ایشان نگوئید . خاک این افراد فقط عشق است و بس .
سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند پری رویان قرار ازدل چو بستیزند بستانند ![]()
به فتـراک جفــا دلها چـو بربندند بربندند ززلف عنبرین جانهــا چو بگشایند بفشانند
مجلس ایشان خیلی بی ریا و خالصانه بود و در آخر برای همه دوستانم از بانوی عالم خواستم حاجت روا شوند و به خواسته های قلبی شان برسندو قطعا هرکس مطلب مرا بخواند از دوستان من است و حتما حاجت روا . اندکی صبرکنید سحر نزدیک است.
خدایا چه طولانی شده جاده به تو رسیدنم
نکند غفلت های من شیب این جاده را زیاد کرده
نکند تو در کنارم نیستی که خسته شده ام
نکند اگر به خواسته هایم نمی رسم تو دست مرا رها کردی
نکند دارم راه را اشتباهی می روم
اگر ترا از رگ گردن نزدیک تر نمی بینم
شاید چشم های من از اشک های فراق تو کم سو شده اند.
بگو چگونه ساده از تو بگذرم که دوستم داری
گرمی دستهای تو فرق می کند ، دستم را رها نکن
نگاه تو مرا در زندگی ذوب می کند رویت را برنگردان
بدون تو همه چیز تاریک است من گم می شوم ،
چگون بدون تو ،خود را پیدا کنم..............

هیجان زندگی استفاده درست و صحیح و بهره وری خوب از عمر گرانبها و بی بازگشتی است که داریم، یکی از نکته هایی که ما را خیلی به این بهره وری نزدیک می کند گفتگوی شفاف ، صادقانه و روشن است ، متأسفانه ما از این زبان همه گونه استفاده می کنیم جز درست ، مثل اعضای دیگر ، ولی زبان بیچاره کمی از همه بدبخت تر است. گفتگوی شفاف و صادقانه به حفظ و شادابی روابط شما کمک می کند و نمیگذارد عمرتان صرف هجویات شود،عکس العملهای بیهود کنید و روابط با ارزش تان ازدست برودیا آسیب ببیند. من در قدیمی ترها مخصوصا آقایان این ضعف را دیده ام که گفتگوی شفاف را بلد نیستند. مثلاً میگویند همسرم، همکارم، دوستم ، فرزندم ، و... باید مرا بفهمد، این را بدانیم دیگران که عمرشان را از سر راه نیاورده اند تا صرفا شناخت شما بکنند یا روانشناس نیستند . از عمیق ترین حالات روحی ما حتی مادرمان که ما را به دنیا آورده خبر ندارد جز خودمان. فیلسوفی می گوید : هر کسی هزار سال عمر لازم دارد که خودش را بشناسد تازه معلوم نیست موفق شود یا نه؟ چطور توقع داریم دیگران روانشناس ما باشند . من به عزیزان و دوستانم همیشه می گویم که حالات و احساسات خود را دقیقا برای طرف مقابل توضیح دهند و همین طور برای رفتار دیگران در مورد خودشان هم توضیح بخواهند و بعد قضاوت و تصمیم گیری کنند. البته اینجا یک نکته مهم مطرح است که طرف مقابل هم مثل شما فکر کند و تبحر و جنبه لازم را برای گفتگوی صادقانه وشفاف داشته باشد.باور کنید بیشتر وقت و عمر ما صرف افکاری می شودکه اذیتمان میکند در حالیکه با گفتگو حل می شود ، ما را سبک می کند و به ماانرژی میدهد. بعنوان مثال خودم وقتی عصبانی می شوم دوست دارم تنها باشم و آن موقع کسی با من حرف نزند چون می دانم آن موقع نمی توانم تصمیم گیری درستی داشته باشم و ممکن است چیزی بگویم که دیگری را آزرده کند و اوضاع بدتر شود ، خودم که تنها باشم قضیه را حل می کنم و فراموش میکنم ، مگر اینکه نیاز به صحبت داشته باشد خوب دیگران اینهمه نکته را از کجا بدانند . آن موقع دقیقاً برای عزیزانم توضیح می دهم می گویم الان عصبانی ام دور وبر من نیا نمی خواهم هیچ حرفی بشنوم تا حالم خوب شود بعد باهم صحبت می کنیم ، عمیق ترین حالاتم را کاملاً توضیح می دهم که طرف مقابل من بداند و بتواند درست تصمیم گیری کند که اوضاع بدتر نشود. و آنها را هم تشویق به گفتن عمیق ترین احساسات درونی شان می کنم . هر حسی که دارید اول صادقانه با حال خودتان ارتباط برقرار کنیدو بعد آنرا توضیح دهید یا اگر عزیزانتان کاری کرده اندکه شما ناراحت هستید سریع تصمیم گیری نکنید این ضعف است به آنها شفاف بگوئید، با عمل تان سعی نکنید بفهمانید، آنها از کجا بفهمند، روانشناس که نیستند، بگوئید که ناراحت هستید و به چه دلیل ، چه چیزی شما را آزرده کرده مطمئن باشید که حتماً توضیحی دارند که به شما بدهند . بعد تصمیم بگیرید خودتان نبرید و بدوزید ، این کار خیلی به حفظ روابط و مخصوصا شادابی شما کمک می کندو خیلی از مشکلات پیچیده شما را حل میکند که خودش بخشی از هیجانات زندگی است .

همانطور که برایتان گفتم زندگی بدون هیجان ما را دچار روزمرگی می کند روزمرگی ما را خسته وکسل می کند و خستگی بیمار می کند، بیماری ما را می کشد. خداوند به ما مواد اولیه می دهد ولی ارزش افزوده آن با خودمان است، همان حق انتخابی که میدهد. مثلا زمان را میدهد اینکه چطور بگذرانیم و بهره برداری کنیم با خودمان است. در مورد ایجاد هیجان مثالهایی در گروه های مختلف برایتان می نویسم :
مثلا هیجاناتی که آقایان می توانند در زندگی ایجاد کنند:
۱- گاهی بدون مناسب با گل یا شیرینی وارد خانه شوید .
۲-بدون مقدمه برنامه تفریحی تدارک ببینید نسبت به سلیقه وامکانات خودتان و از محل کار به همسرتان زنگ بزنید که آماده شود دارید جایی می روید .
۳- گاهی به او بگوئید آخر هفته را نسبت به سلیقه خودش برنامه ریزی کند.
۴- بعضی اوقات برای گرفتن حتی یک نان صبح زود با هم بروید.
۵- بعضی وقتها هنگام ورود به منزل چیزی غیر از نامش را صدا بزنید طوری که برایش تازگی داشته باشد.
۶- گاهی که خسته اید به همسرتان بگوئید دوست دارید محبت شوید .
۷- گاهی که پر انرژِی هستید خودتان محبت کنید .
۸- بعضی شب ها بیرون بروید و قدم بزنید.
۹- بعضی شبها تا دیر وقت با هم بیدار باشید و فیلم ببینید .
۱۰- گاهی دیر وقت با هم جایی بروید مثل یک زیارتگاه یا ...
۱۱- می توانید گاهی پیامی را آخر شب روی گوشی همسرتان بگذارید که صبح هنگام روشن کردن اولین صدا پیام شما باشد با بهترین مضمون .
۱۲- گاهی چند روزی از هم دور شوید .
۱۳- گاهی بین هفته مرخصی بگیرید و روزتان را با هم بگذرانید .
۱۴- و یک توصیه اینکه ساعتی را قبل از خواب دقیقا قبل از خواب در نظر بگیرید و نیم ساعت ،یک ساعت هر اندازه که خودتان می دانید ولی بصورت یک قانون با هم صحبت کنید خیلی در زندگی شما تأثیر گذار است .
۱۵- یک روز از هفته را شما آشپزی کنید ( هر چیزی که بلد هستید ).
البته من اینها را فی البداهه نوشتم و مطالبی را هم نمی توانم بنویسم ، اینها می تواند بیش از صد آیتم باشد که خودتان باید فکر کنید وخلاقیت داشته باشید و بدانید که هیچکدام از اینها نیازبه هزینه های فراوان ندارد فقط اندکی خلاقیت و شور وشوق زندگی کردن می خواهد خیلی ها امکانات خوبی دارند ولی زندگی شان هیجان ندارد . زندگی بدون هیجان یعنی مرگ زود رس .

قبلا برایتان گفتم که تکرار کرم ریشه خوار زندگی است عادتها وقتی بر زندگی تان سایه می افکنند یعنی آنوقت است که عشق به زندگی از یادتان می رود ، عشق را باید هر روز صدا کنید ، با یک فکر تازه ، یک حرف تازه ، یک دوست خوب ، یک انتخاب به جا ، یک حرکت به جلو ، این زندگی است صدایش کنید ...
هیجان در زندگی همیشه شما را تازه نگه می دارد ، مهمترین اصلی که باید رعایت کنید بخشیدن خطاهای کوچک و ناچیز اطرافیان است تا مبادا رابطه های با ارزش تان را بهم بریزد و اینکه پایبند به اصول اخلاقی باشید و تا سر حد مرگ از آنها پاسداری کنید اینها به شما تازگی می بخشد. سعی کنید همیشه غیره منتظره باشید هیچ چیز خطرناک تر از تکرار نیست هر کاری که در آن تنوع نباشد خوش بختی شما را می میراند. باید بدانید هیچ یک از شادی ها را نباید از پیش آماده کرد . دلی که آرام نیست، هیجان انگیز است . همان چیزی که برای تداوم یک زندگی عاشقانه به آن نیازمندیم . هیچگاه دنبال آرامش نباشید، آرامش ناشی از سکون قاتل زندگی است ، دنبال آرامش ناشی از هیجان باشید. سری به بهشت زهرا بزنید، ببینید چقدر آنجا آرامش و سکوت است ، همه چیز آرام و بی سروصداست، آرامشی ناشی از سکون و بی تحرکی ، در زندگی دنبال تلاطم باشید درست مثل خدا ، ببیند حتی یک ثانیه هم شبیه ثانیه دیگر نیست، ما در زندگی اینقدر به هیجان نیاز داریم که خداوند یک سری از هیجانات را اجباراً در زندگی ما قرار داده مثل ساعت مرگ ، مقدار روزی ، و...... اجازه ندهید شک ها وتردیدها در زندگی شما سایه بیفکنند ، مهرورزی آداب زیادی دارد که باید خودتان کشف کنید پولدار و فقیر هم نمی شناسد و فرقی نمی کند که چه مقدار امکانات داریدمهم این است که شما هستید پس شور آفرین باشید.
به گفته سهراب « زندگی چیزی نیست که لب طاقچه عادت از یاد من و تو برود » ما برای فروریختن آن چه کهنه است آفریده شده ایم در ما دمیده شده که لحظات شاد و شور آفرین برای خودودیگران خلق کنیم . ما آمده ایم که مهر وعشق وزندگی شادی آفرینی را بنا کنیم .روح وجسم ما هر ثانیه هر ساعت و هر روز تغییر می کنند بسیاری از این تحولات را متوجه نمی شویم و لی بعضی آنها را درک می کنند این دگر گونی ها نه تنها بر فرد بلکه بر افرادی که هم با شمادر ارتباط هستند تأثیر میگذارد .
چند بار دیگر باید باران ببارد تا چشمهای ما شسته شوند و طوری دیگرنگاه کنیم.دیگر وقتش است که تو کوچه باغ های زندگی مستی کنیدحرف دلهایتان با هم بی رو درواسی بزنیدازلحظه لحظه های عمرتان امضا بگیرید ونگذاریدسرسری بروند،با عادتهایتان در زندگی گم نشوید .
شاید که نه اینقدر زیاد هستند از اینگونه افرادی که قطعا در اطراف خود دیده ایدکه به قول خودم چشم انداز بیست ساله یا دو دوتا چهار تا هستند اگر آنها رانبینید یا حرف نزنید میدانید که برنامه زندگی شان چیست ، کاملا قابل پیش بینی ، صبح از خواب بلند می شوند نمازی می خوانند و صبحانه می خورند و می روند سر کار بعد هم می آیند خانه تلویزیونی نگاه می کنند و روزنامه ای می خوانند و می خوابند همیشه یک مدل لباس می پوشند یک مدل مو دارند، همیشه یک نوع عطر می زنند، غذاهای تکراری و بدون خلاقیت و بعد هم خواب و دوباره فردا.... رفتار های آنها قابل پیش بینی است .
اگر یادتان باشد گفتم فلسفه زندگی انسان این است که ذره ذره مثل خدا شود مگر یکتایی که فقط مخصوص اوست . به طبیعت نگاه کنید هر ثانیه آن در حال تغییراست ساعت ، روز ، فصل ، سال ، انواع گلها ، انواع حیوانات ، انواع انسانها ، اینقدر گونه گونه است که حیران می شوید ، اصلا غم و غصه هایی که خداوند به ما می دهد برای یکنواخت نشدن زندگی است اگر همواره خوش وخرم باشیم حوصله ما سر می رود . روز مرگی کرم ریشه خوار زندگی است یک نوار قلب از خودتان بگیرید و نگاه کنید خط هایی که بالاو پایین هستند هیچ کدام با دیگر یک اندازه نیست ، اما نوار قلب یک مرده یکنواخت وصاف تا انتها ، خداوند هم عاشق هیجان است عاشق تنوع است و خودش استاد ایجاد هیجان ها و تنوع های عالم است . آدمهای یکنواخت شبیه شیطان هستند ، من حساب کردم هر کسی می تواند بیش از بیست هیجان مثبت و خوب در روز در زندگی خود ایجاد کند. هیجان نمک زندگی است . اگر از آن دسته آدمهایی هستید که قابل پیش بینی هستند و زندگی روتینی دارید بدانید مرده اید فقط مراسم خاکسپاری انجام نشده ، البته مرده ، مرده است چه زیر زمین ، دریا ، آسمان و چه روی زمین فرقی نمی کند.
خداوند دوست ندارد بدون هیجان به عبادت او برویم می فرمایند خودت را آماده کن لباس مرتب و تمیز بپوش عطر بزن وضو بگیر که ترو تازه شوی خواب آلوده و کسل نباش سرحال بیا باهم حرف بزنیم .
اگر از آن دسته آدمهایی هستید که مرتب در زندگی خودتان هیجان ایجاد می کنید ودشمن یکنواختی هستید بدانید که شبیه خود خدائید. و اگر مجبورید به خاطر عوامل محیطی هیجانات و خلاقیت های خود را قورت دهید الهی که من بمیرم برای شما .

شما چند سالتان است ؟ ازهر کسی این سوال بپرسید ، غیراز خانمها که جواب نمی دهند قطعا با مراجعه به شناسنامه خود در عرض چند ثانیه به شما پاسخ میدهد، حال اگر از شما بپرسند چند سال از این عمر را زندگی کرده اید و چقدر از زندگی خود لذت برده اید چه جوابی خواهید داد ؟ پاسخ به این سوالات به نظر من بستگی به مجموع انواع سنی است که ما داریم . یک نفر چند سن مختلف دارد که مجموع این سن ها نحوه زندگی ولذت بردن آن را رقم می زند .
1- سن تقویمی یا شناسنامه ای : مشخص است و غیر قابل انکار .
2- سن عقلی : به قول استادی اگر سن عقلتان همان سن شناسنامه تان باشد در زندگی موفق خواهید بود . مثلا آقایی که پنجاه سال سن دارد و وقتی با همسرش بحث می کند قهر میکند خوب سن عقلی این آقا 7 تا 12 ساله است ، اصلا رشد نکرده . یا افرادی که خوب تصمیم گیری نمی توانند بکنند امروز یک حرفی می زنند فردا چیز دیگری این ها هنوز بچه هستند .
3- سن احساسی : که مهمترین سن هر فرد است به نوع رفتار و استعدادها و برخورد دیگران و حادثه های زندگی مان بستگی دارد . سنی که هر چه از شناسنامه ما کمتر باشد از زندگی خود لذت خواهیم برد . مثلا اگر یک فرد 40 ساله ولی وقتی برف می بارد با شوق کودکانه پشت پنجره هوس برف بازی به سرش می زند سن احساسی اش جوان است ، یا افرادی که وقتی با مشکلات و سختی های زندگی مواجه می شوند با قدرت و انرژی مقاومت می کنند ، وقتی در عرض چند ثانیه اشکهایشان روان می شود ، از های های گریستن آرام می شوند ، قلبا شاد هستند و از خندیدن و عاشق شدن باکی ندارند ، اینها سن احساسی شان جوان است و قدرت از زندگی لذت بردن را دارند .
4- سن اخلاقی : درقرآن هم به این نکته اشاره شده خداوندمی فرمایند هر چه سن افراد بالاتر می رود حرص وطمع در آنها جوان می شود .(این یکی را خیلی مواظب باشید چون علامت مشخصه جوانی و پیری است) شادی وانعطاف پذیری نیز از خصوصیاتی است که مختص جوانان است. در هر سنی که هستید اگر انواع حرص وطمع ها را ندارید و شاد هستید و انعطاف پذیر هستید قطعا جوان هستید .
5- سن فیزیولوژی : اگر صدها همسن وسال را درکنار هم قرار دهید خواهید دید از نظر نیروی بدنی و سلامت در وضعیت های مختلفی هستند شاید از نظر سنی کسی جوان باشد ولی بنیه و قدرت یک جوان را نداشته باشد .
در آخر : در هر سنی که هستید بدانید هرسنی زیباییهای خودش را دارد و سعی کنید سن خودتان را لمس کنید و از زندگی تان لذت ببرید و بدانید با رنگ کردن مو و پوشیدن لباس های آنچنانی ، عمل کردن دماغ ،گذاشتن گونه و کاشتن مو شما جوان نخواهید شد شما برای جوان ماندن روی سن احساسی و فیزیولوژیکی ومخصوصا معنویت خودتان کار کنید.
این هم نسخه اکسیر جوانی ویزیت هم نمی خواهم از زندگی تان لذت ببرید من خوشحال می شوم .
آن کریم مهربان یارتان ، پناهتان ، دلدارتان
در این دنیا که بی او تاریکی محض است
همواره در کنارتان

تحقیقات من اینطوری کامل شد :
1- روز گذشته به سوپر پروتئینی روبروی محل کار مراجعه کردم وقتی میخواستم بیرون بیایم یک گربه دیدم که جلوی در ورودی فروشگاه خیلی محترمانه نشسته است ، منهم که از گربه خیلی می ترسم برگشتم عقب ، فروشنده که صحنه را دید گفت نترس این گربه اصلا تو نمی آید و کاری ندارد . شاید باورتان نشود اما آن گربه گویا گفتگوی مرا با فروشنده فهمیده بود خیلی آرام رفت جلوی درخت روبروی فروشگاه نشست تا من رد شوم .
2- چند روز قبل وقتی با ماشین داخل پارکینگ منزل می رفتم در که باز شد یک گربه همزمان خواست وارد شود ، ترسیدم که داخل پارکینگ شود و بقیه ماجرا.... گفتم نه نیایی تو من می ترسم ، باورم نمی شد همینطور که برگشت به چشم های من نگاه کرد و یک پایش سمت پارکینگ بود پای دیگرش را برگرداند و رفت .
3- هر وقت گربه ای زیر ماشین ام می رفت و جا خوش می کرد موقع سوار شدن از رهگذران کمک می گرفتم ، یک روز هم یک آقای خیلی مودب گربه را طرف خودم فراری داد و بهم گفت گربه است پلنگ که نیست و این باعث شد اگر گربه ای زیر ماشین ام رفت ، کناری بنشینم تا خودش هروقت خواست برود وکلی ماجرا .... ولی چند روز قبل به گربه ای که زیر ماشین ام بود گفتم بیا برو من عجله دارم ولی مواظب باش که دمت هم به من نخورد که در جا سکته می کنم و جالب اینکه واقعا رفت آنهم از طرف دیگر .
4- شب قبل نمی دانم از کجا پشه ای بالا ی سرم شروع به وز وز کرد - دردناک ترین صحنه نیمه شب وقتی در خواب هستید- همان نیمه شب یاد تحقیقاتم افتادم به پشه مزاحم گفتم چرا بیدارم کردی ، مریضم ، از بالا سرم برو ، باورم نمی شد کمتر از چند ثانیه طول نکشید که صدایش را دیگر نشنیدم و خوابم برد . در حالیکه در این مواقع هر چی با دست پشه ای را فراری می دادم بازهم برمیگشت .
خوب نتیجه اینکه حیوانات هر شهر از لحظه ای که به دنیا می آیند به گویش آن شهرو محله آشنا می شوند حتی به فرهنگ آن و به جای برخوردهای نامناسب با حیوانات بهتر است با آنها حرف بزنیم باورکنید زبان آمیزاد سرشان می شود برعکس ما آدمها که با ید خودمان را بکشیم آنهم معلوم نیست که زبان یکدیگر را آخر سر بفهمیم یا نفهمیم .
دانشمندان گرامی اگر تحقیقات مرا کامل کردید یا سرنخی به شما دادم لطفا به اسم خودتان تمامش نکنید بی انصافی است متن مرا بخوانید ببنید کلی برای این تحقیق زحمت کشیدم .
شاید شنیده باشید که در جهان آخرت اعضا و جوارح تان به سخن می آیند و برعلیه یا موافق شما شهادت می دهند، اگر ما زندگی قبل از تولد و این دنیا و جهان آخرت را سلسه وار بدانیم باید بگویم در همین دنیا هم اعضا بدن حرف می زنند ، اگر شما رابطه خوبی با اعضا بدن خود داشته باشیدو با آنها مهربان باشید قطعا با گوش جان حرفشان را خواهید شنید . درد گرفتن اعضا بدن همان حرف زدن با شماست یعنی به آنها خوب رسیدگی نکردید یا کم توجهی نموده اید . موقع درد با بدن خودتان مهربانتر باشید ، وقتی عزیزان شما مریض می شوند ، چه میکنید قطعا به آنها رسیدگی وتوجه بیشتری می کنید و با آنها مهربان تر هستید . اگر خودتان هم بیمارشدید با آن عضو دردمند خود باید مهربان ترشوید ، به او استراحت بدهیدو رسیدگی کنید. چون شما هستید که او را آزرده کردید نه او شما را . خوردن غذاهای نامناسب و عصبانی شدن و غصه خوردن از جمله موارد نامهربانی با اعضا بدن است . آن عضو با درد به شما می گوید بیشتر به من مواظبت و رسیدگی کن . گاهی می بینیم افرادی با کمردرد یا سرماخوردگی شدید باز هم به محل کار می آیند خوب اینگونه افراد با خود نامهربان هستند و به خودشان ظلم می کنند. با اعضا و جوارح خود بدرفتاری می کنند. قطعا اعضا بدنشان با درد بیشتر و کسالت به آنها اعتراض خواهد کرد . اگر رابطه ای خوب با اعضای بدن خود برقرار کنید حتی در این دنیا هم به شما هشدار می دهند که با من گناه نکن و شما را وقتی که کار خیری با آنها انجام می دهید تشویق می کنند.
البته توصیه من به افرادی که جایی از بدنشان درد می کند این است که آن عضو را بکنند بیندازند دور چون آن عضو دیگر برای شما عضو نمی شود
و یا اینکه اگر کسی بگوید جایی از بدنش درد می کند به او خواهم گفت یک نفر را می شناختم همین درد را داشت اما بیچاره مرد.