شاید داستان زندگی
حضرت یوسف را خوانده باشید ، حضرت یوسف در بیان
زندگی خود می فرمایندکه هر
بلایی بر سرم آمده از دوست داشتن زیاد بوده
است .
(یعنی دوست داشتن بیش از حد توسط پدرش موجب حسادت
برادران می گردد و او را در چاه می
اندازند و ادامه مشکلات .......... و
دوست
داشتن بیش از حد توسط زلیخا که باعث می
شود او چند سالی در
زندان بیفتد و ........ )
حتماً داستان های عاشقانه زیادی خوانده اید که همه آنها با رنج و
سختی هایی
توام بوده ، حال اگرهرکسی غیر آنکه که دوستش داریم همین
رنج و سختی ها را به ما برساند قطعاً طاقت نمی آوریم .
آنچه که ما را صبور می کند و
فراز و نشیب ها و مشکلات حاصل از دوست
داشتن را برایمان هموارمی سازد همان انرژی
خدادادی است که از طریق
دوست داشتن عاید ما می شود. من در موردخودم حتی می بینم غیر از صبور
شدن ،
انرژی های رفتاری ام هم تغییر می کند . علیرغم اینکه مرا
فردی ساکت و کم حرف می شناسند در رابطه با عزیزانم و کسانی که
دوستشان دارم شوخ طبع ،شلوغ هستم و سربه سرشان می گذارم و این
تغییر در رفتار دست خودم نیست و به طورناخواسته ایجاد می شود و شاید
عزیزانمان را به خاطر همین تغییر احساس و انرژی دوست داریم .
جمله ای زیبا و پر
محتوا در این باب است که می گوید هیچ واژه ای نمی تواند
به ما آسیب برساندمگر
اینکه گوینده آن برایمان عزیز باشد. نگاه
، حرف ، رفتار
افرادی که دوستشان داریم و عزیز هستند برای ما اهمیت ویژه دارد و این
اهمیت در روح ما تأثیر گذار است
. جمله زیبای دیگر در این رابطه می گوید اگر
می خواهید فردی
برایتان ویژه شود باید عاشقش شوید .
وقتی کسی
را دوست دارید همان نیروی شگفت انگیز الهی به کمک شما
می آید و او را به نظرتان ویژه
می کند. عیب های او به نظرتان نمیآید حتی
شاید این عیب ها در نظرتان جالب هم باشد . بود ونبودشان برایتان آنچنان
فرق می کند که باعث تغییر سرنوشتتان می شود و زندگی تان را دگرگون
میکند.
به اطرافم که دقت می کنم همسرانی را می بینم که اخلاق بد خاصی دارند
فرضا
شکاک هستند ،خسیس یا آدم مرتبی نیستند یا بیماری خاصی دارند....
باخودم می گویم چطور این
آدم می تواند این همسر را تحمل کند ، اما می بینم
طرف مقابل او نه تنها تحمل می
کند بلکه با دل و جان هم دوستش
دارد.دوست داشتن از
اسرار زیبای آفرینش است مخصوصا اگر با دلبستگی
همراه باشد و ما نگذاریم وابستگی ها در آن خلل ایجاد کند.
دوست داشتن های واقعی با طی مراحل خاص خودش موجبات
رشد روحی ما را
فراهم می کند .
نکته ای که باید بدانیم
:
تا کسی خود را دوست
نداشته باشد نمی تواند دیگران را دوست داشته
باشد . تا کسی همه را دوست نداشته باشد نمی تواند یک
نفر را به طور
خاص دوست داشته باشد و تا کسی عشق یک نفر خاص رادر تمامی ابعاد آن
تجربه نکند نمی تواند مدعی
عشق آسمانی شود.
در این رابطه حافظ می فرماید :
الا یا ایها الساقی ادر کاساً و ناولها
که عشق
آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها
حال اگر فردی دوست داشته باشد در تمام عمر زندگی آرام و
یکنواختی داشته باشد باید به دلش بگوید ای دل از من بگذار.....