بهترین راه زندگی

 

 

ازنیکوس کازانتزاکیس نویسنده نامدار یونانی و خالق آثاری چون "آزادی یا مرگ " و

"آخرین وسوسه مسیح " نقل می شود که ماجرای جبر واختیار در آن مستتر است او

می گوید روزی در  کودکی پیله کرم ابریشمی را روی درختی یافتم مدتی منتظر

خروج پروانه از پیله شدم اما چون این خروج کمی طول کشید تصمیم گرفتم به آن

شتاب ببخشم پس آن را با حرارت دهان گرم کردم کمی بعد پروانه از پیله در آمد

درحالی که بال هایش هنوز بسته بود و کمی بعد مرد

او نتیجه می گیرد که درزندگی باید با اعتماد راهی را دنبال کنیم که خداوند

برای ما برگزیده است

قدرت اندیشه

پیرمردی تنها در روستایی زندگی می کرد او می خواست مزرعه سیب زمینی اش را شخم بزند اما این

کار برای او خیلی سخت بود . تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان بود پیرمرد نامه ای

برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد :

پسر عزیزم من حال خوشی ندارم ، چون امسال نمی توانم  سیب زمینی بکارم ،  من

نمی خواهم این مزرعه را از دست بدهم چون مادرت همیشه زمان کاشت محصول را دوست

داشت. من برای کار مزرعه خیلی پیر شده ام ، اگر تو اینجا بودی مزرعه را شخم می زدی و 

 تمام مشکلات من حل می شد . دوستدار تو پدرت .

درجواب پسر به پدر تلگرافی فرستاد :

پدر به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن من آنجا اسلحه پنهان کرده ام .

4 صبح فردای آن روز 12 نفر از مأموران وافسران پلیس محلی دیده شدند و تمام مزرعه را شخم زدند

بدون اینکه اسلحه ای پیدا کنند . پیرمرد بهت زده نامه دیگری به پسرش نوشت و به او گفت که به پلیس

اطلاع داده و چه اتفاقی افتاده و حالا  او چه می خواهد بکند ؟؟

پسرش پاسخ داد :

پدر برو و سیب زمینی هایت را بکار این بهترین کاری بودکه از اینجا می توانستم برایت انجام

بدهم .

نتیجه :

هیچ مانعی در دنیا وجود ندارد اگر شما از اعماق قلبتان تصمیم به انجام کاری بگیرید می توانید آن را

انجام دهید مانع ما ذهن  ماست نه اینکه شما بعنوان یک فرد کجا و در چه موقعیتی هستید.

قوی ترین های جهان

شاید تصور کنید منظور از قویترین های جهان مردانی  هستند که وزنه های ۲۵۰

کیلویی را یک ضرب بالا می برند و چند ثانیه ای نگه می دارند و بعد از آن هم با  شور

وشعف و تشویق عده کثیری روبرو می شوند و بابت کارشان مدال یا پاداش هم

می گیرند. نه منظور من زنانی هستند که به تنهایی بار سنگین مسئولیت زندگی

را نه چندثانیه بلکه سالها روی دوش خود میکشند و نمی گذارند پایه های  

زندگی شان روی زمین بیافتد. این زنان ضمن اینکه تشویق نمی شوند و پاداش هم

نمی گیرند .بلکه با مشکلات عدیده ای چون ، نامردمی ها ، قضاوت های

ناعادلانه و ناحق ، رفتارهای نادرست، ترس ها، تهدیدها، فشارها، خناسین

و ... هم روبرو می شوند. 

 کسی تحسین  و تشویق شان نمی کند  و از  پاداش  هم هیچ خبری نیست .

کار می کنند ، درس می خوانند ، پیشرفت می کنند ، عاشق می شوند و اعتماد

می کنند و تمام هم و غم شان این است که :

 فرزندانی تربیت کنند که انسان باشند فقط انسان .......

آنها به خاطر فرزندانشان وقتی دلشان گریه می خواهد باید بخندند ،  فروریخته اند اما

باید مقاومت کنندو درحالی که خودشان حمایت نیاز دارند حامی می شوند حامی

کسانی که به او تکیه کرده اند تا آینده ای روشن داشته باشند . و در پناه او که 

که تنها پناهش خداوند است  پناه گیرند.  این زنان  بار جامعه که نیستند هیچ، بلکه 

 یار جامعه هستند.

به حقیقیت امروز که نه  هر روز، روز  آنان است. آنان که معنای  فاطمه بودن ، زن

بودن، مادر بودن را معنا کرده اند و به دنیا میگویند راه  فاطمه همیشه فاطمه است.

این زنان برگرفته از لبخند زیبای خداوند هستند و خداوند درحالیکه به آنان مباهات

می کند به فرشتگان می گوید: گفتم من چیزی می دانم که شمانمی دانید.  

مادرم .....

مادرم


 برای تو که بهشت زیر پایت است 

عشقی   از جنس خدا در قلبت

وحسی  به وسعت آسمان در دستهایت 

من چه چیزی دارم که سزاوار تو باشد.

جز پرستیدن تو

تکریم مرد - احترام زن

حکیم شیخ الرئیس ابوعلی سینا در رساله ای به منظور تشریح جایگاه و اهمیت خانواده وارکان آن

( تدابیرالمنازل یا السیاسات الاهلیه ) ،  چگونگی روابط  میان زن و شوهر ،  پدر ومادر و فرزندان تصویری

روشن از خانواده ی مطلوب برای تربیت فرزندان شایسته که اساس پدید آمدن جامعه صالح است ترسیم

کرده است .

ابن سینا در تبیین هدف های خانواده مطلوب مبتنی بر موازین اخلاقی و عاطفی دین محور بر 3 انگیزه

اقتصادی ، اجتماعی و همچنین محبت و آرامش  ، تأکید کرده است . نظر او در توجیه نخستین انگیزه

حاکی است « انسان برای حفظ دارایی خویش و نگهداری آن برای زمان نیازمندی به مسکن و بیت نیاز

دارد و این همسر است که می تواند در این امر شریک و همراه مناسبی برای او باشد . » به گفته

ابن سینا « زن شایسته مرد ، نگهبان  مال او ، جانشین او درخانه و امین او در تربیت فرزندان است .»

ابن سینا در « الشفاء الهیات » ازدواج را « برترین رکن مدینه » توصیف کرده ودر تبین انگیزه اجتماعی

تشکیل خانواده گفته است : « فرزندی نیاز است تا هنگام ناتوانی و به وقت پیری یاور پدرو مادر باشد

ونسل ایشان را تداوم بخشد و یاد ایشان را پس از مرگ زنده بدارد »

به گفته ابن سینا سکون و آرامش درونی در سایه ازدواج و گزینش همسر پدید می آید و این نکته  از

نظردکترمحقق داماد به روشنی مبین تأثیر پذیری ابن سینا از قرآن است . بقیه درادامه مطلب .....

ادامه نوشته

ای دل از من بگذر...

شاید داستان زندگی  حضرت یوسف را خوانده باشید ، حضرت یوسف در بیان

زندگی خود می فرمایندکه هر بلایی بر سرم آمده از دوست داشتن زیاد بوده

است . (یعنی  دوست داشتن  بیش از حد توسط پدرش  موجب حسادت

برادران می گردد و او را در چاه می اندازند و ادامه مشکلات ..........  و

دوست داشتن بیش از حد توسط  زلیخا که باعث می شود او چند سالی در

زندان بیفتد و ........ )

حتماً داستان های عاشقانه زیادی  خوانده اید که همه آنها با رنج و      

سختی هایی توام بوده ،  حال اگرهرکسی غیر آنکه  که دوستش داریم  همین

رنج و سختی ها را به ما برساند قطعاً  طاقت نمی آوریم .

آنچه که ما را صبور می کند و فراز و نشیب ها و مشکلات حاصل از دوست

داشتن را برایمان هموارمی سازد   همان انرژی خدادادی است که از طریق

دوست داشتن عاید ما می شود.  من در موردخودم حتی می بینم غیر از صبور

شدن ، انرژی های رفتاری ام هم تغییر می کند . علیرغم اینکه مرا

فردی ساکت  و کم حرف می شناسند  در رابطه با عزیزانم و کسانی که

دوستشان دارم شوخ طبع ،شلوغ  هستم و  سربه سرشان می گذارم و این

تغییر در رفتار دست خودم نیست و  به طورناخواسته ایجاد می شود و شاید

عزیزانمان را به خاطر همین تغییر احساس و انرژی  دوست داریم . 

جمله ای زیبا و پر محتوا در این باب است که می گوید هیچ واژه ای نمی تواند

به ما آسیب برساندمگر اینکه گوینده آن برایمان عزیز باشد.  نگاه ، حرف ، رفتار

افرادی که دوستشان  داریم و عزیز هستند برای ما اهمیت ویژه دارد و این

اهمیت در روح ما تأثیر گذار است .  جمله زیبای دیگر در این رابطه می گوید اگر

می خواهید فردی برایتان ویژه شود باید عاشقش شوید .

وقتی کسی را دوست دارید همان نیروی شگفت انگیز الهی به کمک شما

می آید و او را به نظرتان ویژه می کند. عیب های او به نظرتان  نمی­آید حتی

شاید این عیب ها در نظرتان جالب هم باشد . بود ونبودشان برایتان  آنچنان

فرق می کند که  باعث تغییر سرنوشتتان  می شود و زندگی تان  را دگرگون

میکند.

به اطرافم که دقت می کنم  همسرانی را می بینم که اخلاق بد خاصی دارند

فرضا شکاک هستند  ،خسیس یا آدم مرتبی نیستند یا  بیماری خاصی دارند....

باخودم می گویم چطور این آدم می تواند این همسر را تحمل کند ، اما می بینم

طرف مقابل او نه تنها تحمل می کند بلکه با دل و جان هم دوستش

دارد.دوست داشتن از اسرار زیبای آفرینش است مخصوصا اگر با دلبستگی

همراه باشد و ما نگذاریم وابستگی ها در آن  خلل ایجاد کند.

دوست داشتن های واقعی  با طی مراحل خاص خودش موجبات

رشد روحی ما را فراهم می کند .


نکته ای که باید بدانیم  :

تا کسی خود را دوست نداشته باشد  نمی تواند دیگران  را دوست داشته

باشد .  تا کسی همه را دوست نداشته باشد نمی تواند یک نفر را به طور

خاص دوست داشته باشد و تا کسی عشق یک نفر خاص رادر تمامی ابعاد آن

تجربه نکند نمی تواند مدعی عشق آسمانی شود.


در این رابطه  حافظ می فرماید :


الا یا ایها الساقی ادر کاساً و ناولها

 که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها

حال اگر فردی دوست داشته باشد در تمام عمر زندگی آرام و

یکنواختی داشته باشد باید به دلش بگوید  ای دل از من بگذار.....

پیامدهای دل شکستن ......

دل شکستن یکی از آن چیزهایی است که معمولاً ما آن را خیلی جدی نمیگیریم وقتی  کاری میکنیم ،

حرفی می زنیم و به گونه ای نگاه می کنیم که دل دیگری می شکند احیاناً خیلی راحت از کنار آن

می گذریم . قرآن می فرماید: تعادل هویتی برای خود ایجاد کنید که راه میانبر خوشبختی است . در نگاه

و اندیشه ی اهل بیت (ع) که اسرار خوشبختی را به ما آموزش می دهند این است که مراقب باشید

مبادا رفتار شما دل دیگران را بشکند و آنها را دچار غم و اندوه کند و آسیب های جدی که در اثر این نوع

رفتارها ما را گرفتار می کند به ما یادآوری می کنند . از پیامبر داریم که هر کس مومنی را غمگین کند و با

نگاه و رفتار خود به گونه ای طرف مقابل را تحقیر کند ، بخاطر غمی که در دل مومنی ایجاد کرده آسیب و

ظلمت های درونی و بیرونی به سمت او می آید و او را احاطه می کند . فرض کنیم این آدم  مالک همه ی

دنیا باشد و همه ی آنچه را دارد به او ببخشد ، کفاره ی کار او نیست  خداوند در قبال این بخشش برای او

پاداشی قرار نخواهد داد . این نشان دهنده ی عظمت خطر بزرگی است که همه ی ما را تهدید می کند،

در صورتی که نسبت به نوع رفتار خود مراقبت نکنیم . بقیه در ادامه مطلب ......

ادامه نوشته

من و فاصله ها همزادیم

۩۞۩  سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرشباهنگ Shabahang's Pictures ۩۞۩

دل خوشم با غزلی تازه همینم کافی ست

تو مرا باز رساندی به یقینم کافی ست

قانعم  بیشتر از این چه بخواهم از تو

گاه گاهی که کنارت بنشینم کافی ست

گله ای نیست من و فاصله ها همزادیم

گاهی از دور تو را خوب ببینم کافی ست

آسمانی ! تو در آن گستره خورشیدی کن

من همین قدر که گرم است زمینم کافی ست

من همین قدر که با حال و هوایت گهگاه

برگی از باغچه ی شعر بچینم کافی ست

فکر کردن  به تو  یعنی غزلی شورانگیز

که همین شوق مرا  ، خوب ترینم! کافی ست .....

نامه ای برای تو ...

سوگند به روز وقتی نور میگیرد و به شب وقتی آرام  می گیرد که من نه تو را رها  کرده ام و

نه با تو دشمنی کرده ام. (ضحی ۱-۲)

افسوس که هر کس را برای تو فرستادم  تا به تو بگویم دوستت دارم و راهی پیش پایت بگذارم او را که نه

بلکه مرا به سخره گرفتی. (یس  ۳۰) 

و هیچ پیامی از پیام هایم به تو مرسید مگر از آن روی گردانیدی.(انعام ۴)

 و با خشم رفتی و فکر کردی هرگز بر تو  قدرتی نداشته ام (انبیا ۸۷) 

مرابه مبارزه طلبیدی و چنان توهم زده شدی که گمان بردی خودت برهمه چیز قدرت داری. (یونس ۲۴)

و این در حالی بود که حتی مگسی را نمی توانستی و نمی توانی بیافرینی و اگر مگسی از تو چیزی 

بگیرد نمی توانی از او پس بگیری  (حج ۷۳)

پس چون  مشکلات از بالا و پایین آمدند و چشمهایت از وحشت فرورفتند، و قلبت به شماره افتاد  و تمام

وجودت لرزید چه لرزشی، گفتم کمک هایم در راه است و چشم دوختم ببینم که باورم میکنی اما به من

گمان بردی چه گمان هایی .( احزاب ۱۰)

تا زمین با  آن فراخی بر تو تنگ آمد ، حتی از خودت هم به تنگ آمدی و یقین کردی که هیچ پناهی

جز من نداری، پس من به  سوی تو بازگشتم تا تو نیز به سوی من بازگردی ، که من مهربان ترینم در

بازگشتن. (توبه ۱۱۸)  

وقتی در تاریکی ها  مرا  به زاری خواندی که اگر تو را برهانم  با من میمانی، تو را از اندوه

رهانیدم اما  باز  مرا  با دیگری در عشقت شریک کردی( .انعام  ۶۳-۶۴)

این عادت دیرینه ات بوده است، هرگاه که خوشحالت کردم از من روی گردانیدی و  رویت را آن طرفی کردی

و هروقت سختی به تو رسید  از من ناامید شده ای. (اسرا ۸۳)

آیا من برنداشتم از دوشت باری که می شکست پشتت  را ؟ (سوره شرح ۲-۳)

غیر از من خدایی که برایت خدایی کرده است ؟ (اعراف ۵۹)

پس کجا می روی؟ (تکویر ۲۶)

 پس از این سخن دیگر به کدام سخن می خواهی ایمان بیاوری؟ (مرسلات ۵۰)

 چه چیز جز بخشندگی ام  باعث شد تا مرا که می بینی خودت را بگیری؟(انفطار ۶) 

 مرا به یاد می آوری ؟ من همانم که بادها را می فرستم تا ابرها را  در  آسمان پهن کنند و ابرها را پاره

پاره  به هم فشرده می کنم تا  قطره ای باران از  خلال آن  ها بیرون آید و  به خواست من  به تو اصابت

کند تا  تو فقط  لبخند بزنی، و این در حالی بود که پیش از فرو افتادن آن قطره باران، ناامیدی تو را

پوشانده بودم  (روم ۴۸)

من همانم  می دانم در روز روحت چه جراحت هایی برمی دارد و در شب روحت را  در خواب به تمامی

بازمی ستانم  تا به  آن آرامش  دهم و روز  بعد دوباره آن را به زندگی برمی انگیزانم  و  تا مرگت که به

سویم بازگردی به این کار  ادامه می دهم. (انعام  ۶۰) 

من همانم که وقتی می ترسی به تو امنیت  می دهم  (قریش ۳)

برگرد، مطمئن برگرد، تا یک بار دیگه  با هم باشیم (فجر ۲۸-۲۹)

تا یک بار دیگه دوست داشتن همدیگر را تجربه کنیم. (مائده ۵۴) 

دوستان مطالب بالا به زبان دل ونیایش گونه نوشته شده و معنی تحت لفظی دقیق قرآن نیست .