من نبودم ....

 

مهربانم :

لحظه هایی که از تشویش و اضطراب سرشارند

همان لحظه هایی هستند که ما تصمیم های اشتباه می گیریم

هم به جای خودمان ، هم به برای دیگران

مواظب رفتارهایت ، لحن کلامت ، عمق نگاهت ، لابلای سخنانت

دراین لحظات سخت باش

شاید آن لحظه ها  برنگردند

شاید هرگز نتوانی برگردی و طوفانی را که با کارها و نگاه مضطرب و حرفهای سرد

و مقصر دانستن افراد بی تقصیر در وقوع  اتفاقات زندگی ات به پا کردی را به آرامش

مبدل کنی .

شاید زمان برنگردد تا بار دیگر بگویی مقصود و هدف واقعی ات در آن لحظه های

 دل آشوب چه بوده....

پس مواظب باش....

راز موفقیت

سه چیز  در زندگی است که اگر رعایت کنید آدم موفقی خواهید شد

.

.

.

.

1-

2-

3-

این طوری نگاه نکنید 

باور کنید خودم هم نمید انم 

اگر میدانستم که ......

شما بروید تحقیق کنید به من هم بگویید بلکه دسته جمعی موفق باشیم 


جملات شگفت انگیز

هیچ وقت این دو جمله رو نگو:

١)ازت متنفرم ٢)دیگه نمیخوام ببینمت

هیچ وقت با این دو نفر همصحبت نشو:

١)از خود متشکر ٢)وراج

هیچ وقت دل این دو نفر رو نشکن:

١)پدر ٢)مادر

هیچ وقت این دو تا کلمه رو نگو:

١)نمیتونم ٢)بد شانسم

هیچ وقت این دو تا کارو نکن:

١)دروغ ٢)غیبت

هیچ وقت این دو تا جمله رو باور نکن :

١)آرامش در اعتیاد ٢)امنیت دور از خانه

همیشه این دو تا جمله رو به خاطر بسپار:

١)آرامش با یاد خدا ٢)دعای پدر و مادر

همیشه به این دو نفر گوش کن:

١)فرد با تجربه ٢)معلم خوب

همیشه به دو تا چیز دل ببند:

1)صداقت ٢)صمیمیت

قدر نعمات الهی *

چند روز قبل بر اثر تماس دستهایم به خاطر آلودگی با چشمم، هر دوی آنها دچار

عفونت شدند، اما چشم راستم شدت بیشتری داشت تا حدی که نمی توانستم

آن را باز کنم، با مراجعه به پزشک و مصرف دارو هر دو کمی بهترشدند اما چشم 

راستم که شدت بیشتری داشت هنوز متورم است و درد می کند. دکتر گفت

 اگر طول بکشد ممکن است  نیاز به جراحی سرپایی داشته باشم .   این چند روز 

که در آیینه نگاه می کردم با خودم می گفتم قدر نعمت های خداوند را وقتی 

خواهیم دانست که آن ها را از دست بدهیم . آن نعمات هر چیزی می تواند باشد ، 

از سلامتی گرفته تا عزیزان و دوستان و امکانات زندگی و امنیت و فراوانی    

نعمت ....  تا بی نهایت نعمت و فراوانی است اما ما آنها را نمی بینیم تا آنها از

دست بدهیم آنوقت قدر و منزلت آنها را درک خواهیم کرد که دیگر فایده ای ندارد

 این اشتباه تنها اشتباه تکراری است که بشر در طول تاریخ سینه به سینه

 و نسل به نسل دارد ادامه میدهد. خیلی ایکاش ها می گوییم اما باز هم

 تکرار همان اشتباهات  را در زندگی  می کنیم .  واقعا ایکاش قدر آنچه را

 که داریم قبل از دست دادن بدانیم . 

جملات شگفت انگیز

                          آتشی نمى سوزاند "ابراهیم" را

و دریایى غرق نمی کند "موسى" را

کودکی، مادرش او را به دست موجهاى "نیل"

 می سپاردتا برسد به خانه ی فرعونِ تشنه به خونَش

دیگری را برادرانش به چاه مى اندازند

سر از خانه ی عزیز مصر درمی آورد

مکر زلیخا زندانیش می کند

اما عاقبت بر تخت ملک می نشیند

از این "قِصَص" قرآنى هنوز هم نیاموختی ؟!

که اگر همه ی عالم قصد ضرر رساندن

 به تو را داشته باشند

و خدا نخواهد،
نمی توانند

او که یگانه تکیه گاه من و توست !

پس

به "تدبیرش" اعتماد کن

به "
حکمتش" دل بسپار

به او "
توکل" کن


جملات شگفت انگیز

بهتر است تنها باشید 

اما خوش بخت 

تا اینکه با کسی باشید که 

که همه کار برایش می کنید 

و او در عوض هیچ 

دعا امروز من


خدایا :

 به من شهامت بده تا دعا کنم :

به جای اینکه از خطر ایمن باشم  بی مهابا به مصاف آن بروم

به جای اینکه برای تسکین دردم التماس کنم توانایی غلبه را داشته باشم

به جای اینکه در جبهه نبرد زندگی دنبال متحد بگردم به توانمندی های خود متکی

 باشم .

به جای نگرانی برای خودم دل به صبری ببندم که آزادی ام را نوید می دهد

کمکم کن  :

تا از بزدلی فاصله بگیرم 

و رحمت تو را نه تنها در موفقیت هایم بلکه در شکستم نیز احساس کنم 

غم شیرین

عشق حقیقتی است مستقل که نه به عاشق نیاز داردنه به معشوق . 

همان نیرویی عظیم که کائنات بر پایه ی آن بنا شده و هفت آسمان را بی هیچ

 ستونی همچون سقف بر سر زمین سالهاست نگه داشته است . 

مولانا نیز محبت را جمله علتها دانسته و طبیب همه ی دردها . 

امروزه آنچه بشر از آن رنج میبرد چه مادی چه معنوی نشأت گرفته  از عدم حضور

 این نوش داروست . اگر هنگام مشکلات به عشق پناه ببریم خواهیم یافت که او

 بهترین پناهگاه است و خواهیم دید که مشکلات چگونه سر تعظیم در

 برابر این نیروی جادویی  فرود خواهند آورد همواره از قلب ، فکر و زبانتان عشق

 بفرستید و معجزه آن را دریابید. 


و چه زیبا فریدون مشیری این غم شیرین را توصیف می کند:

تو را  من زهر شیرین خوانم ای عشق 

که نامی خوش تر از اینت ندانم 

وگر - هر لحظه - رنگی تازه گیری 

به غیر از زهر شیرنت نخوانم 

تو زهری ، زهر گرم سینه سوزی 

تو شیرینی ، که شور هستی از توست 

شراب جام خورشیدی که جان را 

نشاط از تو ، غم ا ز تو ، مستی از توست 

بسی گفتند : « دل از عشق برگیر !

که نیرنگ است وافسون است و جادوست !»

ولی ما دل به او بستیم و دیدیم 

که او زهر است ، اما .... نوش داروست !

چه غم دارم که این زهر تب آلود

تنم را در جدایی می گدازد 

از آن شادم  که در هنگامه درد 

غمی شیرین دلم را می نوازد 

اگر مرگم به نامردی نگیرد 

مرا مهر تو در دل جاودانی ست 

و گر عمرم به ناکامی سرآید 

تو را دارم که مرگم زندگانی ست . 

تو هم بگذر.....

دیروز تو گذشت

دیشب تو گذشت

امروز تو دارد می گذرد

 

آیا در میان این همه گذشت  تو هم می گذری ؟؟؟؟

 

جملات شگفت انگیز

رابطه های خوب اتفاقی به وجود نمی آیند

 بلکه مستلزم

زمان

صبر 

و

دونفری است که واقعا بخواهند با هم باشند

دلا امشب به می باید وضو کرد 

و هر ناممکنی را آرزو کرد

دعا امروز من


تمام لحظه ها  در ذهن من باش

بگذار همه ی روزها و شب هایم با تو بگذرد

همواره بر من بتاب

بگذار از  عشق تو آرامش بگیرم

مرا معبد آرامشت کن

هر جا تنفر در من هست ، عشق جاری ساز

هر جا خطا هست ، بخشایش عطا کن

 جدایی هایم را  شیرینی وصل بچشان  

لغزش ها یم را حقیقت ابدی عطا کن

به جای تردید هایم  ایمان بنا کن

در ظلمت وجودم نور بتابان

و به جای اندوه هایم ، مرا منبع انتشار  شادی  کن

مهربانم !!

به من بیاموز

به جای آسودن ، به دیگران آسایش هدیه بدهم

به جای آنکه دیگران مرا درک کنند،  من درکشان کنم

به جای آنکه عشق دریافت کنم ، عشق بورزم

تنها با بخشایش است که بخشوده می شوم

با رهایی از قید وبند مادی زندگی ابدی خواهم یافت

و هر آنچه خیر و نیکی درکائناتت حق الهی من است بر من مقرر کن

به وقت تو ،  نه به وقت من ،  از طریق تو،  نه ازطریق من  و به اراده تو نه  به

 اراده من . 

نیلوفر آبی زندگی باش

 زندگی را  به تمامی زندگی کن

در دنیا زندگی کن بی آنکه جزیی از آن باشی

همچون نیلوفری باش در آب

زندگی در آب ، بدون تماس با آب

زندگی به موسیقی نزدیک تر است تا به ریاضیات

ریاضیات وابسته به ذهن است

و زندگی در ضربان قلبت ابراز وجود می کند !!!!

زندگی سخت ساده است

خطر کن ، وارد بازی شو

چه چیزی از دست می دهی

با دستهای تهی آمده ایم   و با دستهای تهی خواهیم رفت

نه چیزی نیست که از دست بدهیم

فرصتی بسیار کوتاه به ما داده اند

تا سرزنده باشیم

تا ترانه ای زیبا بخوانیم

و فرصت به پایان خواهد رسید

آری این گونه است که هر لحظه غنیمتی است

مرگ تنها برای کسانی زیباست که

زیبا زندگی کرد ه اند  از زندگی نهراسیده اند

شهامت زندگی کردن را داشته اند

کسانی که عشق ورزیده اند

دست افشانده اند و زندگی را جشن گرفته اند.

پس ، هر لحظه را به گونه ای زندگی کن

که گویی واپسین لحظه است

و کسی چه می داند ؟؟

شاید آخرین لحظه باشد.........

 " اشو"

آنچه از خلقت آدم نمی دانید قسمت  آخر

قصه حضرت هابیل و قابیل در زمینی  که فعلا مسجد شهر بصره است  بود و در روز چهارشنبه آخر ماه  و به این جهت آن روز و آن مکان شوم ونحس شده . در روز شهادت آن مظلوم هوا تیره و تار شده و خار زیاد بر درختان ظاهر شد و طعم و مزه مأکولات تغییر نمود و قابیل بعد از کشتن برادر در جنازه او متحیر شد که چگونه او را از پدر پنهان کند و دفن کردن را  نمی دانست پس جنازه بردار را به دوش گرفت و در بیابان بهر طرف گردش و فکر می کرد که چه چاره نماید پس دید از آسمان دو کلاغ به زمین آمده و با یکدیگر جنگ کردند و یکی از آنها  کشته شد و آن دیگری به منقار خود در زمین گودالی کنده و جنازه آن دیگر را در زیر خاک پنهان کرد. پس متوجه این امر گردید و با جنازه برادر خود همین معامله را نمود و در زیر خاک جسد او را پنهان کرد.  پس از آن به نزد پدر رفت ، پدر سراغ هابیل را از او گرفت و او ادعای بیخبری نمود و لکن پدر از انقلاب هوا و تغییر اوضاع احساس شر نمود و با قابیل به محل قربان گاه رفته و پسر را ندید و در اطراف زمین تفحص از هابیل نمود تا آنکه به محل دفن او رسید  و تدریجا اطلاع پیدا کرد که در آنجا دفن شده  پس چهل روز بر سر قبر او با گریه و زاری اقامت نمود وپس از آن با کمال ضجه و ناله به مقام شکایت به حق تعالی برآمد و مشغول مرثیه خوانی بر هابیل شد پس از آن قابیل از پدر فرار کرد به  طرف بیابان یمن و در آنجا آتشکده ای بنا نمود و خود و ذریه اش آتش پرست شدند.  اصرار حضرت آدم به حق تعالی زیاد شد که به او اولاد صالحی مرحمت فرماید که وارث نبوت او شود تا آنکه خداوند به او لطف فرمود و حضرت شیث پیغمبر متولد شد و لقب او هبه الله گذارده شد و مدت عمر آدم علیه السلام 936 سال در زمین حجاز بود واولاد و ذریه اولادش در زمان خودش عددشان به چهل هزار رسد وهمیشه آنها را بشارت میداد به آمدن حضرت نوح پیغمبر و سفارش میکرد آنها را به طاعت آن پیغمبر و چون وفات حضرت آدم نزدیک شد خدایتعالی امر فرمود که شیث  را جانشین خود قرار دهد و امانات پیغمبری و اسم اعظم را به او بدهد و حضرت آدم در روز جمعه 6 ماه نیسان وفات نمود و حضرت شیث بر جنازه پدر نماز خواند و درمسجد خیف دفن نمود .

منبع : زندگانی پیامبران به قلم علامه دانشمند آیت الله لواسانی نجفی


جملات شگفت انگیز

بزرگی و شأن انسان

در بزرگی و شأن رویاهایش

در عظمت عشقش

در والایی ارزشهایش

و در شادی و سرورتقسیم شده اش نهفته است

بزرگی و شأن انسان

در بزرگی و شأن افکارش

در ارزش تجسم یافته اش

در چشمه هایی که روحش از آن سیراب می گردد

و در بینشی که بدان دست یافته  نهفته است

بزرگی و شأن انسان

در بزرگی و شأن حقیقتی ست که برلبان جاری می سازد

در یاری و مساعدتی که بذل می کند

در مقصدی که می جوید

ودر چگونه زیستن او نهفته است .

"سی . ای . فلین "