مثلاً کسی به خواستگاری می رود، درنوع برخورد و تعامل خودبه گونه ای رفتار می کند که دل خانواده ی

مقابل را می شکند . نوع نگاه او به سرویس ، پرده ، فرش و مبل آن خانه طوری است که همراه با تحقیر

است. به گونه ای که مثلاً اینها چیست و چقدر ارزش دارد ؟ یا در حرف زدن ممکن است طوری شروع کند

به تعریف از دارایی های مادی و معنوی خود که باعث تحقیر دیگری شود . مثلاً همه ی فرزندان من درس

خوانده هستند ، فلان موقعیت علمی و اجتماعی را دارند . حالا خانواده طرف مقابل خیلی ویژگی های

منحصر به فردی ندارند و یا دارند ولی این آدم احساس می کند که باید خود را به رخ آنها بکشد . به رخ

کشیدن یکی از آن زمینه های آسیب دل شکستن است. یا اینکه در همین بحث خواستگاری چندین بار

زنگ می زنند تا به خواستگاری دختر خانم بروند و تعداد زیادی سوال از پشت تلفن می پرسندبه گونه ای

که این فرد احساس آسیب می کند و می گوید آیا من فقط این مقدار ارزش داشتم ؟ این دل شکستن

متأسفانه خیلی جدی در مسائل خواستگاری رخ می دهد. از آن سوال های عجیب و غریب و از آن نگاه

های سرزنشگر .

احیاناً  جلسه ی خواستگاری ممکن است به نتیجه ای نرسد و خانواده ای رفته اند و دیگر خبری از آنها

نمی شود . تماس نگرفتن مجدد یکی از آن مواردی است که خیلی جدی به خانواده ی دختر و خود او

آسیب روحی می زند . در اینجا باید آن روایت پیامبر را به خاطر بیاوریم و حواس ما باشد وقتی که دل

دیگران را می شکنیم ، خودمان دچار یک نوع شکست روحی و عاطفی می شویم. چون در اندیشه ی

اهل بیت ذلیل ترین آدم کسی است که به دیگران اهانت کند . امکان دارد برخی از دوستان بگویند که نظر

ما نسبت به این دختر منفی بوده  و وقتی نظر خانواده ی داماد  دو یا سه روز که بگذرد و زنگ نزنند

خانواده ی دختر متوجه می شود که نظر آنها منفی بوده است. این عرف است، اما عرف غلطی است .

ما باید در مقابل رفتارهایی که عادی شده اما غلط مشهود است ایستادگی کرده و آنها را اصلاح کنیم .

وقتی این خانواده به نتیجه ی مثبت رسید خیلی طبیعی است که زنگ بزند تشکر کند و فرصت بعدی را

بگیرند و ماجرا را ادامه دهند . اما اگر به نتیجه نرسیدند ، وقتی که این دختر خانم و خانواده ی او به هر

دلیلی در ارزیابی شما به نتیجه ی مثبت نرسیدند ، شرعاً واز نظر اخلاقی لازم است که تماس بگیرید .

بابت زحمتی که ایجاد کردید وبابت گفتگویی که داشتند ، یک تشکر و عذرخواهی کنید و برای آن دختر

آرزوی خوشبختی کنید . این حداقل کاری است که می توان انجام داد و این حداقل ها در روز قیامت

حداکثر است . این خیلی مسئله ی جدی است .

گاهی اوقات خانواده ی پسر به چند خانه برای خواستگاری می رود ، هنوز با اولی به نتیجه نرسیده به

خانه ی دومی و سومی می رود که این کار از نظر اخلاقی غلط است و از نظر شرعی نیز اشکال دارد .

یعنی هنوز یک خواستگاری به نتیجه نرسیده ، دو یا سه دختر دیگر نیز به او معرفی می کنند. این کار

باعث می شود که خانواده ی داماد و خود او دچار یک نوع تنوع طلبی شود . در این نوع تعامل باید دقت

کنند که با خود بار گناه و بار رنجش دیگران را حمل نکنند .

 گاهی اوقات از خود سوال می کنیم که چرا فلانی با اینکه آدم خوبی است اما در زندگی دچار مشکل

است ؟ ما باید به پشت سر خود نگاه کنیم برخی از خوبی ها را در جای دیگری گذاشته ایم اما در

جاهای دیگری به دنبال آن می گردیم . ببینیم آیا ما ادب دینی و اخلاقی را در آداب خواستگاری رفتن

رعایت می کنیم یا خیر؟ می گویند اگر ما زنگ بزنیم ناراحت می شوند و غصه می خورند اما بدانید  به

این طریق بیشتر اذیت می شوند .

می گویند ما بلد نیستم که چه چیزی به آنها بگوییم که ناراحت نشوند . ما خیلی آدم های صریح و رکی

هستیم، مثلاً اگر به آنها بگوییم دختر شما فلان ایراد را دارد  یا اینکه مثلاً برخورد شما به گونه ای بود که

با خانواده ی ما هماهنگی ندارد و یا از جهت موقعیت اجتماعی به شما نمی خورد . اینها بیشتر ناراحت

می شوند ، همان بهتر که چیزی نگوییم خود آنها می فهمند. ما نیازی نداریم که بهانه گیری منفی

کنیم. شما می توانید بهانه گیری مثبت کنید خوبی های طرف مقابل را بگویید، ولی بگویید در جمع بندی

نهایی ما به این نتیجه رسیده ایم که اینها نمی توانند با یکدیگر زوج خوشبختی باشند.  از شما تشکر و

برای دختر شما آرزوی خوشبختی میکنیم، من فکر می کنم خیلی وقت سایه  آسیب های رنجش ها

خیلی از توفیقات را از ما می گیرد . در نگاه اهل بیت است که خیلی اوقات ما توفیق برخی از عبادات و

توفیق بعضی از لذت ها را در زندگی خود می بازیم به این علت که جای دیگری انبان زندگی ما از رعایت

حال و دل دیگران خالی شده است . خداوند در خصوص پیامبر می فرماید: ای پیامبر اگر تو خیلی آدم

سفت و محکم و سختی بودی ، آنقدر که نتوان با تو گفتگو و تعامل زیبا و دلنشینی کرد ، مردم از اطراف

تو پراکنده می شدند . آدم هایی که دل دیگران را می شکنند معمولاً ویژگی آنها این است که دیگران از

اطراف آنها پراکنده می شوند . حتی اگر یک پدر بزرگ و مادر بزرگی باشد که زبان او کمی تیز باشد .

آنقدر انتقادات را رک و صریح بگوید و یا اینکه یک چیز کوچکی را خیلی بزرگ کند . مثلاً این چه طور غذا

پختنی است ؟ شما میهمان دعوت کرده اید چرا غذای شما شور است ؟ چرا خانه ی شما مرتب نیست؟

نوع انتقادی که می کند آنقدر صریح است که دل طرف مقابل را می شکند. من می خواهم دقت کنیم بر

روی مصادیقی که دل شکستن است اما از کنار آن عبور می کنیم  با خود نیز می گوییم ما چون آدم های

صادق و صریحی هستیم نمی خواهیم پشت سر افراد حرف بزنیم بهتر است جلوی روی آنها بگوییم .

اینجا اهل بیت می گویند: کسی که در روبروی مومن به او طعنه بزند ، بسیاری از خیر ها وبرکت ها را در

زندگی خود می بازد . به اسم اینکه من آدم صریح و صادقی هستم حق ندارم دل دیگران را بشکنم . مثلاً

امکان دارد کسی خیلی آداب دان و اهل مراعات های ویژه باشد ، در نوع برخورد ، مسافرت و پذیرایی از

میهمان یک نوع دقت هایی را بکند اما اگر خود او میهمان شود و یا کسی که به او نزدیک است میهمانی

بدهد فوراً شروع به ایراد گرفتن می کند . به گونه ای نیز می گوید که باعث می شود یک نفر در آشپزخانه

گریه کند و دیگری نیز در اتاق دیگر غصه بخورد . زمینه ی قهر و دوری و آسیب پیدا می شود به چه علت ؟

به این خاطر که خیلی راحت به خود اجازه داده که هر حرفی را بزند و هرطور که دل او می خواهد بگوید .

نوع گفتن و رفتار ما مهم است . مثلاً گاهی اوقات یکی از دوستان شما از شما یک جزوه ی درسی یا

کتابی را می خواهد ، شما به هر دلیلی نمی خواهید این کتاب را به او بدهید . یا بدسابقه است کتابی

را گرفته و بموقع تحویل نداده است یا  آسیبی به آن زده و یا اینکه دقیقاً شب امتحان که خود شما نیز به

آن احتیاج دارید می خواهد آن کتاب را بگیرد . بالاخره یک دلیل منطقی پشت آن وجود دارد. اتفاقاً این

یکی از آن چیزهایی است که به ما سفارش شده که مبادا کسی به شما احتیاج داشته باشد و بتوانید

نیاز او را برطرف کنید در عینی که توانمند هستید اهمیت ندهید خداوند شما را محتاج خواهد کرد . یعنی

کسی که به رفع نیاز مومن توجه نکند . یک موقع است که من خودم می توانم مشکل او را حل کنم و

یک موقع است که می توانم زمینه ای را فراهم کنم که دیگران مشکل او را حل کنند . اما در یک چنین

حالتی که شما دلیل منطقی برای ندادن دارید اما طرف مقابل آدم غیر منطقی است و نمی تواند

استدلال شما را بپذیرد . شما نه حق دارید که دروغ بگویید و نه حق دارید که دل او را بشکنید  و نه حق

دارید کاری را بکنید که با رضایت خدا هماهنگی ندارد . در این صورت شما باید زمینه ای را فراهم کنید که

نیاز او برطرف شود بدون اینکه به خود شما آسیبی برسد . امکان دارد کسی بگوید من به او می گویم .

چون تو هر بار کتاب را گرفته ای و به آن آسیب زده ای ، دلم نمی خواهد که به تو کتاب بدهم . شاید

بگویید این دل شکستن نیست . اما چرا این دل شکستن است زمانی که او خیلی نیاز دارد . چون ما

گاهی اوقات نیاز طرف مقابل را در نظر نمی گیریم . نیاز و اضطراری که پیدا کرده او را به سمت شما آورده

است . اما شما خیلی راحت بر روی قله نشسته اید و می گویید الان من خودم نیاز دارم و نمی توانم آن

را به شما بدهم . اینکه چگونه شما به این فرد بگویید که این کار برای من امکان پذیر نیست مهم است .

اینکه بگویید من الان خودم به این جزوه نیاز دارم و در صورتی که همراه تو بیایم و تو آن را کپی بگیری

امکان پذیر است ولی الان نیز متأسفانه وقت این کار را ندارم می خواهم بگویم که در نوع برخوردها و

رفتار خود دقت کنیم . گاهی اوقات کسی برای شما هدیه ای می آورد ، مشهد یا کربلا رفته و یا به مکه

مشرف شده و یا به هرکشوری دیگری رفته و برای شما هدیه ای آورده است ، چطور امکان دارد شما این

هدیه را دریافت کنید که دل او بشکند ؟ در صورتی که نپسندیدن خود را به او نشان دهید و یا اینکه از

قیمت آن بپرسید و بگویید که اینها ارزان است. من که خیلی بهتر از آن را دارم . بعد بروید و آن چیزی را که

دارید بیاورید و به او نشان دهید . یا اینکه بدون اینکه قدردانی جدی بکنید آن را کناری بگذارید یا از آن

استفاده نکنید . استفاده نکردن از آن یک نوع دل شکستن است . امکان دارد این حالت در هدیه دادن

هم رخ دهد .  در روایتی از امام صادق (ع) داریم که اگر من بدانیم مومنی به چیزی احتیاج دارد برای من

شیرین تر است که به او هدیه بدهم تا اینکه به او صدقه بدهم . چون هدیه دادن کرامت فرد را حفظ

می کند . وقتی که کسی هدیه ای را بیاورد که شأن و شئونات طرف مقابل را رعایت نکند و یا اینکه

تبعیض قائل شود دل طرف مقابل را می شکند . این تبعیض متأسفانه بابی است که باز است . مثلاً یک

عروس خانم و آقا دامادی بعد از چندین سال به مسافرت می روند،عروس خانم برای مادر خودیک هدیه ی

خوب و جدی می گیرد اما برای مادر شوهر مثلاً یک وسیله ی آشپزخانه می گیرد. در حالی که برای مادر

خود یک هدیه ی کاملاً شخصی گرفته است . این حالت در روز مادر و یا روز پدر نیز امکان دارد رخ دهد.

امکان دارد این کار را مادر شوهر نیز بکند مثلاً برای این عروس یک هدیه ی خوب  تهیه می کند اما برای

عروس دیگر یک هدیه ی کاملاً کوچک می گیرد . گاهی اوقات پدر و مادر نیز برای فرزندان خود این کار را

می کنند . مثلاً پدر و مادری می بینند که یکی از فرزندان آنها خیلی حرف گوش کن است و همانطور که

آنها می خواهند به دل آنها راه می رود، او را همه جور حمایت مادی و معنوی می کنند . از او مراقبت

 می کنند و نسبت به او کم توقع هستند. اما نسبت به بچه های دیگر خود این گونه نیستند .

اینها جزءآن مواردی است که دود آن هم به چشم کسی که دل شکسته شده و هم به چشم فردی که

دل دیگران را شکسته می رود  . آن کسی که دل او شکسته زمینه ی یک نوع بیماری در او ایجاد شده

است که اهل بیت به ما می گویند مراقب باشید این بیماری از نوع بدی است یعنی کینه است. کسی

که دل او شکسته مانند دستی است که خیلی عمیق ببرد . اگر از این دست مراقبت نکند عفونی

 می شود. کینه عفونت روح و سرطان اخلاقی است . فردی که مدام در معرض کم توجهی ، بی اعتنایی

و عدم رعایت قرار می گیرد، مانند یک عروسی که به خانه ی مادر شوهر می رود و یا مادر شوهری که به

خانه ی عروس می رود و آن طور که باید از او پذیرایی نمی شود و به صدر نمی نشیند ، بعد از یک مدت

دل او چرکین می شود . این همان کینه است . یعنی در دل خود احساس آزردگی دارد . بعدها حتی

ممکن است اگر اسم فرد مقابل را نیز بشنود آزرده شود . مثلاً شما می بینید که رابطه ی یک عروس و

مادر شوهر به هر دلیلی با هم خوب نیست ، عروس خانم حتی اجازه نمی دهد که نوه ها را پدر بزرگ و

مادر بزرگ ببینند . این دل شکستنی است که زمینه ی قطعی آن خیلی زود خود را نشان می دهد .

 بچه هایی که شما آنها را از پدر بزرگ و مادر بزرگ جدا کرده اید. و  زمینه را فراهم کرده اید که دو نفر که

باید با یکدیگر ارتباط عاطفی برقرار کنند و در این ارتباط به یک تعادل عاطفی برسند بین آنها فاصله بیفتد

خداوند قطعاً بین تو و کسانی که دوست داری فاصله خواهد انداخت . اصلاً روی این مسئله شک نکنید

چون قانون عالم ، قانون کنش و واکنش است . خوبی خوبی است و زمانی که بدی می کنید اول به خود

شما باز می گردد . من پدر بزرگ و مادر بزرگ هایی را دیده ام که می گویند ما حسرت این را داریم که

نوه ی خود را ببینیم اما چون عروس ما از ما خوشش نمی آید نه خود او می آید و نه اجازه می دهد که

بچه ها را بیاورند . برعکس این مسئله نیز امکان دارد رخ دهد  یعنی اینکه پدر و مادر آقای داماد خیلی

دوست نداشته باشند که عروس خانم را ببینند . یعنی نوع برخورد آنها به گونه ای است که به پسر خود

می گویند تو اگر می خواهی به خانه ی ما بیا اما خانم خود را نیاور. اینها جزء آن دل شکستن های

عمیق است که اثر نزدیک و صریح آن این است که روابط عاطفی بین این افراد را دچار شکنندگی

می کند . معمولاً بر سر هر موضوعی با یکدیگر دچار چالش و اصطکاک می شوند . در زندگی اینها یک

برشکستگی عاطفی وجود دارد . و وقتی این برشکستگی عاطفی خیلی زیاد شود فرد خود را باخته و

ضریب اعتماد به نفس او خیلی پایین می آید  وقتی که فرد نتواند در ارتباط معنوی خود با خداوند و با

روابط سالم عاطفی با دیگران خود را تأمین کند امکان اینکه نفس او را به زمینه های غلط بیندازد وجود

دارد . و نتیجه ی بلند مدت آن این است که در دنیا این فرد دوستان صادق خود را از دست خواهد داد .

یعنی از کسانی در زندگی خود آسیب می بیند که اتفاقاً خیلی به آنها خدمت کرده بوده . بعد می پرسد

که چرا من اینگونه شدم ؟ باید ببیند کجا عمیقاً دل دیگران را شکسته و آنها را دچار آسیب کرده است .

این زمینه موجب شده که او خیلی از توفیقات مادی و معنوی خود را از دست بدهد . این دل شکستن گاه

اوقات در قیامت همه ی اعمال ما را از بین می برد و چیزی برای ما باقی نمی گذارد .

در خصوص دل شکستن دو نکته را می گویم : شاید برخی از دوستان که به دنبال این هستند که چه

افرادی دل آنها را شکسته اند . بعد می خواهند حساب خود را با آنها صاف کنند . باید مراقب باشیم که

وقتی که ما یک عیبی را قرار است بررسی کنیم در آینه ی این عیب باید عیب خود را پیدا کنیم. یعنی من

باید ببینم که خودم دل چه کسانی را شکسته ام . این یک توصیه ی اخلاقی است که انسان دانا کسی

است که عیوب خودش ، او را از پرداختن به عیوب دیگران باز بدارد .

اهل بیت گفته اند: خوشا به حال این فرد ، یعنی این آدم یک موقعیتی را دارد که می توان به آن غبطه

خورد . خوش به حال ما اگر این روحیه و رویه را در خود ایجاد کنیم . هرکسی که بحث امروز ما را شنیده

در جستجوی این باشد که دل چه کسانی را شکسته است و در پی این باشد که دل آنها را به دست

بیاورد . نکته ی مهم: بسیاری از دل شکستن ها در بین همسران رخ می دهد، چون بیشترین و

 عمیق ترین رابطه ی عاطفی در بین زوجین است . من خیلی درخصوص آن توضیح ندادم اما فقط این

نکته را تأکید می کنم که همان اندازه که آقایان می توانند با کم توجهی و کم حوصلگی دل همسران خود

را بشکنند . همسران نیز این امکان وجود دارد که با کم توجهی به روحیات مردانه موجبات دل شکستن

شوهران خود را فراهم کنند . ( سخنرانی سرکار خانم نیلچی زاده ) .