اندکی صبر ،سحر نزدیک است .
ببخشید امروز می خواستم مطلب هیجان زندگی را بنویسیم که دیشب توفیقی بود منزل جناب آقای فرشچیان مجلس بانوی عالم بودم و حاج آقا نقویان سخنران بودند. گزیده ای از مطالب ایشان را یادداشت برداری کردم که به نظرم برای عزیزان مفید خواهد بود.
۱- ایشان فرمودند گاهی در زندگی اتفاقاتی برای ما می افتد که فاجعه زندگی ماست تصور می کنیم دنیا به آخر رسیده و هیچ حساب و کتابی در کار نیست ، به ما ظلم شده و هیچ کس از آن بالا ما را نمی بیند .
این اتفاقات خیلی هم با حساب وکتاب انجام شده (از قبیل مرگ،زیان مالی ، انواع بیماریها ، وبلاها .....) مثل اینکه قسمتی از لوله یک ساختمان نشت می کند تصور شود کل لوله های ساختمان ترکیده است . خداوند می خواهد چشم ما را به جهان هستی بازتر کند و همیشه اینطور مواقع به داستان حضرت خضر و وموسی( ع) رجوع کنید در جایی حضرت خضر یک کودک بی گناه خردسال را می کشد یعنی قاتل می شود و حضرت موسی اعتراض میکند چون پشت صحنه را نمی داند .. وقایع زندگی ما هم چنین هستند ، نمی دانیم پشت صحنه چیست ولی صحنه گردان خودش می داند ، و مرتب به خدا اعتراض می کنیم .اگر با دیگرانش بود میلی چرا جام مرا بشکست لیلی
یک لحظه داغم میکشی یک دم به باغم میکشی
پیش چراغم میکشی تا وا شود چشمان من
۲- مطلب دوم ایشان در مورد بلاهای اجتماعی بود . مثلا تصادفی رخ می دهد آقایان برای اینکه ضرر نکنند ، تا پلیس بیاید صحنه تصادف را بهم نمی زنند . ترافیک عریض و طویلی ایجاد می شود هزاران آدم ضرر مالی و زمانی می کنند برای اینکه این آقایان صد هزار تومان ضرر نکند. اگر صحنه بهم بخورد چه می شود .اگر در روز قیامت هم خداوند به شما بگوید اینجا شلوغ است تا به حساب وکتاب ها رسیدگی شود و صحنه بهم نخورد شما باید معطل شوید . برای اینکه آنجا خدا شما رامعطل نکند ،در ا ین دنیا خلق خدا را معطل نکنید.
۳- ما باید به مرحله ای برسیم که گناهان را حس کنیم . بزرگی در جایی نوشته بودند در این مکان خوردن سنگ و کلوخ و آجر پاره ممنوع است . فردی از آنجا رد می شود خنده اش می گیرد. که ای آقا ما نه اینجا و نه در هیچ جای دیگر سنگ و کلوخ نمی خوریم . گناهان هم برای ما باید این چنین شود غیبت و دروغ و تهمت و قضاوتهای شتابزده و.... در هیچ جا نباید انجام شود.
بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم فلک را سقف بشکافیم و طرح نو در اندازیم
۴- بحث بعدی که فردی از ایشان سوال کردند و خیلی هم برای خود من سئوال هست این است که چرا گاهی دینداران دچار لغزش می شوند یعنی خیلی انسان اعتقادی و پرهیزگاری هست و فرایض را عمل میکندولی گاهی دچار لغزش می شودو آن عبادات اورا نگهداری نمی کنند که البته ایشان هم فرمودند این سوال خیلی پیچیده ای است وایشان راهم گیج می کندو خیلی پاسخ به آن سخت است و البته مطالبی را فرمودند مثل اینکه دین هم مثل لباس است و نگهداری باید دو طرفه باشد ولی تصورم این است که جواب سئوال نبود.
مستور و مست هر دو چو از يك قبيله اند ما دل به عشوه ء كه دهيم اختيار چيست
۵- عبادات افراد مختلف فرق می کندیعنی عبادت یک پزشک با یک مدیر با یک پلیس و معلم فرق می کند هر کس باید ببیند در صنف خودش باید چه عبادتی کند . مثلا کارمندی که در ساعت اداری می رود یک ساعت زیارت عاشورا و ارباب رجوعی که روی وقتش حساب کرده و از شهر ری آمده که تا ظهر برگردد و فرزندش را از مدرسه بردارد .یک ساعت باید معطل این فرد شود تا از زیارت عاشورا برگردد، خوب عبادت این کارمند در ساعت اداری که حقوق از دولت می گیرد راه انداختن ارباب رجوع است نه خواندن زیارت عاشورا .
ایشان گفتند در شب قدر پلیسی سر یک چهار راه مأموریت داشته که راه بندان نشود یک دفعه دلش پر می کشد و می رود می نشیند در مسجد و اتفاقا حال خیلی خوبی هم پیدا کرده بود وحسابی وصل شده بوده (ایشان به شوخی گفتند هر وقت دیدید خیلی نمازتان شور وحال دارد یا وضو ندارید یا پشت به قبله هستید) آن شب سرچهار راه ترافیک سنگین می شودو خانم بارداری فرزند مرده به دنیا می آورد ترک پست این پلیس موجب این واقعه می شود . البته ایشان در دنیا توبیخ می شود ولی در نظام هستی عبادت این پلیس ایجاد نظم و قانون است و ایستادن سر آن چهار راه شب قدر آن پلیس است . همین طور به زن داری و شوهرداری که عبادت است اشاره کردند....
هر آنکه جانب اهل وفا نگه دارد خداش در همه حال از بلا نگه دارد.
گرت هواست که دلدار نگسلد پیوند نگاه دار سر رشته تا نگه دارد
6- در مطلب همسر داری ایشان به افرادی اشاره میکنند که روح لطیفی دارندو نگهداری آنها مراقبت خاص خودش را دارد و جز زبان محبت و لطافت با ایشان نباید سخن گوئید به قولی بالاتر از گل به ایشان نگوئید . خاک این افراد فقط عشق است و بس .
سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند پری رویان قرار ازدل چو بستیزند بستانند ![]()
به فتـراک جفــا دلها چـو بربندند بربندند ززلف عنبرین جانهــا چو بگشایند بفشانند
مجلس ایشان خیلی بی ریا و خالصانه بود و در آخر برای همه دوستانم از بانوی عالم خواستم حاجت روا شوند و به خواسته های قلبی شان برسندو قطعا هرکس مطلب مرا بخواند از دوستان من است و حتما حاجت روا . اندکی صبرکنید سحر نزدیک است.
به نام خدا