ملائکه به نظر عجب و عبرت به آدم نظر میکردند و ابلیس هم در بین آنها بودکه اسم

اصلی او عزازیل است و بعد از آنکه از رحمت الهی دور شد اسمش ابلیس شد به

معنی دور شده از رحمت و آن ملعون چندین هزار سال در زمین

 عبادت حق رانموده  بود چون از جنس جن بود ، در قرآن هم فرموده 

( انه کان من الجن ففسق عن امر ربه ) و به قدری در عبادت حق تعالی سعی میکرد

 که ملائکه آسمانها مشتاقاو شده و ازحق تعالی سوال نموده که او را به آسمان

 ببرد و پس از آنکه به آسمانبالارفته در عبادت سرآمد از همه ملائکه ها شده و دو

رکعت نماز در آنجا به جا آورد که مدت چهار هزار سال ، آن دو رکعت را طول داد

 و به حدی جدیت داشت که طاعت وعبادت حق تعالی که ریاست  بر همگی را دارا

 شده و او را طاووس المکلائکه لقب دادند و پاس احترام او را داشتند تا آنکه جسد

 آدم علیه السلام تکمیل شده .

ابلیس ملعون به واسطه محبت جاه و ریاست خودش ترس بر او غالب شده که مبادا

 این جسد ، شخص زنده بشود وریاست بر ملائکه را دارا شود و آن ملعون ساقط

 شود لذا غضب و حسد بر او غالب شده و مکرر برای تفتیش و تفحص از او از منفذ

دهان آن جسد پاک وارد اندرون او شده و به اجزاء باطن او نظر می کرده از مخرج

دُبُر او بیرون می آمد و به این جهت باطن انسانی غذای پاک لذیذ را در معده کثیف و

متعفن می کند . پس از آن که چهل سال از خلقت جسد آدم گذشت نفس انسانیت در

او ترکیب و روح حیوانی در او دمیده شد و حالات و قوای عجیبه متضاد در نفس او

جعل شد برای حکمتهای زیاد،   مثل قوه حافظه و ضدش که نسیان و فراموشی است

و قوه شجاعت وعکس او که  جبن وترس  است و قوه حیا وعکسش وقاحت  ،

سخاوت و عکسش که بخل است ، سرور که ضدش حزن است و غضب که عکسش

حلم است وهمچنین باقی صفات که در طینت او عجین و با نفس او پیوند شده و در

این وقت حضرت آدم ابی البشر استوار و شخص زنده شده آن هم در روز جمعه

 بوده .

منبع : زندگانی پیامبران به قلم علامه دانشمند آیت الله لواسانی نجفی