شاید برای شما هم پیش آمده باشد که گاهی اوقات با همه امکانات و عزیزان و مشغولیاتی که در اطراف خود داریداحساس دلتنگی شدید کرده و احساس می کنید چیزی میخواهید غیر از همه  اینها ، دل تان انگار هوای پریدن دارد .و چیزی خوشحال تان نمی کند. درست مثل بچه ای  می شویم  که از مادرش دور است ، بهانه می گیرد و گریه می کند . اطرافیان سعی می کنند با اسباب بازی و سرگرمیهای مختلف او را مشغول کنند تا مادرش برگردد ولی او همچنان بهانه می گیرد.  همه  مشغولیات دنیا  که در آن است را خداوند قرار داده تا در دوری از  مبدأ هستی سر ما گرم شود و بهانه نگیریم ولی گاهی اوقات واقعا جواب نمیدهد.

شبی که آواز نی تو شنیدم
چو آهوی تشنه پی تو دویدم
دوان دوان تا لب چشمه رسیدم
نشانه ای از نی و نغمه ندیدم
تو ای پری کجایی؟  که رخ نمی نمایی
از آن بهشت پنهان دری نمی گشایی
من همه جا پی تو گشته ام
از مه و مهر نشان گرفته ام
بوی تو را ز گل شنیده ام
دامن  گل از آن گرفته ام
تو ای پری کجایی ؟ که رخ نمی نمایی
از آن بهشت پنهان دری نمی گشایی

این لحظات خاص بهترین زمان راز و نیاز با  معشوق است چون  از همه چی  دل بریده ایم و فقط برای خودش دلتنگی می کنیم .