به یاد دارم سالیان پیش  وقتی کلاس قرآن می رفتم استاد کلاس را به صرف آموزش قرآن و رایگان بنا گذاشته بود.. در جلسات اول تعداد زیادی ثبت نام نموده بودند و می آمدند ولی بعدی از مدتی  تعداد زیادی غیبت  می کردند.  برای ثبت نام ترم بعدی  استاد مبلغی برای ثبت نام دریافت نمود ،  از ایشان علت را پرسیدم گفتند من این پول را  فقط برای اینکه  غیبت ها کم  شود و افراد با جدیت دروس را دنبال کنم می گیرم و هزینه آنرا به خیریه می پردازم  ، خوب سود جویان هم از این بینش کوتاه ما  استفاده کردند و بعضی چیزهای را با  بهای گران به ما میفروشند مثل کرمهای زیبایی  با عنوان جلبک  های دریا ، تمشک جنگلی ، پری دریایی  هفتصد متر زیر آب و غیره ...... البته افراد هم می خرند و چقدر هم به آن بها می دهند.  ارزش گذاشتن ما به هر چیزی مساوی با هزینه  ای است که پرداخت می کنیم  اما از یک راز بزرگ که در طبیعت است غافل هستیم و آن این که مواظب باشیم بعضی چیزها آسان بدست می آیند اما  نگهداری آن ها بسیار دشوار است و دیگر اینکه چیزهای بسیار با ارزش و غیر قابل بها گذاشتن روی آنها  در طبیعت رایگان است مثل :  خورشید  ،ماه ، زمین ، آسمان،  ستاره،  عمر، جوانی، سلامتی همه اجزایی که در بدن ما است و تا حالا بشر نتوانسته با علم  خود شبیه آنرا بسازد ، عشق ،محبت، لبخند و........... لذایذ بسیار شیرین مثل مهر مادر و........... راستی بهای این رایگانی ها که راحت به ما اعطا شده  چقدر است و چه اندازه برای اینها ارزش قائلم و قدر شان را می دانیم .

استاد جعفری در یکی از سخنرانی های خود خیلی زیبا فرمودند:

ای گران سنگ خار دانستی مرا

زانکه را ارزان خریدستی مرا

آنکه را ارزان خرد ارزان دهد

گوهری طفلی به قرصی نان دهد

بالاترین چیزی که  رایگان به ما اعطا شده عشق بین ما وخداوند است که مانند آن طفل قدر آن گوهر گرانبها را نمیدانیم و با لذاید مادی و به قرصی نان آنرا راحت می بخشیم .