از بـــاغ می بـــــــرند چراغــانی ات کنند
تا کـاج جشــن زمستـانـی ات کنند
یوسف به این رها شدن از چاه دل مبند
این بار می برند که زندانی ات کنند
ای گل گمان مبر به شب جشن می روی
شاید به خاک مرده ای ارزانی ات کنند
یک نقطه بیش فرق بین رحیم و رجیم نیست
از نقطه ای بترس که شیطانی ات کنند
آب طلـب نـکـرده همـیشـه مــراد نیـسـت
گاهی بهانه است که قربانی ات کنند.
سايت بنرهاي مذهبي
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۱/۱۱ ساعت 18:19 توسط نرگس
|

به نام خدا