حکایت
بزرگی در معامله ای که با دیگری داشت برای مبلغی کم، چانه زنی از حد گذرانید
او را منع کردند که این مقدار ناچیز بدین چانه زنی نمی ارزد. گفت چرا من مقداری
ازمال خود ترک کنم که مرا یک روز و یک هفته و یک ماه و یک سال وهمه عمر بس
باشد ؟
گفتند: چگونه ؟
گفت : اگر به نمک دهم ، یک روز بس باشد اگر به حمام روم یک هفته ، اگر
حجامت دهم ، یک ماه ، اگر به جاروب دهم یک سال اگر به میخی دهم و در دیوار
زنم همه عمر بس باشد ، پس نعمتی که چندین مصلحت من بدان منوط باشد چرا
بگذارم با کوتاهی از دست من برود؟؟
گزیده حکایات عبید زاکانی
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۱۱/۰۱ ساعت 21:47 توسط نرگس
|
به نام خدا