.... پس از آن  ازتمام موجودات بهشتی از ملائکه و درختها  وسنگ و در و دیوارها و حیوانات به  یک مرتبه فریادها و ضجه عظیمه بلند شد و همگی خطاب به آن دو بزرگوار نموده  با ملامت و اظهار نفرت که ای معصیت کاران دور شوید و آن نبی مکرم و زوجه طاهره اش به هر طرف دیوانه وار و فراری شده و به  هر درخت و دیواری که متوسل شدند برای ستر عورت نتوانستند خود را بپوشانند و آن درختها از آنها دور میشدند با فریاد ملامت و سرزنش وخطاب : یا عاصی !! و  چنان ترس و فزع و گریه بر آنها غالب شده که مشرف برهلاکت شدند تا آنکه حوا ناچار شده در زیر درختی نشسته و زانو را در بغل گرفته که شاید به موی سر بتواند عورت را بپوشاند وآن هم ممکن نشد و موی سر بالا رفته با خطاب عتاب آمیز و ملامت به آن مخدره و به حدی آن بی بی شیوه کنان و گریان و نالان شد که رقت  آور  شده  بود و آدم هم در بین فرار کردنش بهر طرفی برگهای بزرگ درخت کدو به پاش بپیچیده و او را از فرارکردن نگاه داشته با خطاب یا عاصی و ملامت و سرزنش زیاد بر معصیت نمودنش و آن بزرگوار زبانش بند شده و گریه گلویش را گرفته و جواب نمی گفت تا آنکه از مصدر عز الهی خطاب عتاب و ملامت سخت رسیده  پس تمام اعضا و جوارح آن بزرگوار به لرزه افتاد و زبان خود و زوجه اش به معذرت خواستن و اقرار به خطا خود باز شده  پس  از آن از مصدر جلال الهی امر شد که آدم و حوا و مار را از بهشت بیرون نموده و به زمین بیاورند و دشمنی و عداوت آدم و ذریه اش با  ابلیس و با مار محکم شده تا قیامت پس  جبرائیل همه آنها را به امر حق تعالی به زمین آورد .  بعد از آن مار را عقاب نموده به آن که دستها و پاهایش را قطع کرد و زبانش را دو شقه و لالش نمود و آدم را ببرگ درخت انجیر ستر نمود و عورت او پوشانیدو باقی بدنش برهنه بود .....

ادامه دارد .

منبع : زندگانی پیامبران به قلم علامه دانشمند آیت الله لواسانی نجفی