یا ابا صالح

تو را در خواب دیدم ، خواب دیدم میرسی از راه
که برگشتی و خوابم پر شد از اسپند و بسم الله
بهاران می وزد از سمت باغ سبز چشمانت
بهاران می شود هرفصل و فروردین شود هر ماه
سفر آن سو تر از مصر است و تو یوسف تر از یوسف
چرا مانند یعقوب از فراقت خون نبارم؟ آه
جهان گرگ است و دنیا کاروان در کاروان گرگ است
سراغ یوسف خود را بگیرم از کدامین چاه؟
به پایان می رسد این هجر جان فرسا؟ نمی دانم
تو را صبر است بی پایان و ما را عمر بس کوتاه
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۴/۱۴ ساعت 19:30 توسط نرگس
|
به نام خدا