سخنان لطیف
جان دادن بهتر از جان کندن است. مؤمن جانش را با محبت تقدیم می کند و جان کافر را با زور
می گیرند. حالا که هر چه دنیایی است، بالأخره رفتنی است، چه بهتر که خود آدم آن را به دوست تقدیم
کند و در راه خدا بدهد. موت را که بپذیري، همه ي غم و غصه ها می رود و بی اثر می شود.
وقتی با حضرت عزرائیل رفیق شوي، غصه هایت کم می شود. آمادگی موت خوب است، نه زود مردن.
بعد از این آمادگی، عمر دنیا بسیار پرارزش خواهد بود. ذکر موت، دنیا را در نظر کوچک می کند و آخرت را
بزرگ. حضرت امیر علیه السلام فرمود: یک ساعت دنیا را به همه ي آخرت نمی دهم. آمادگی
باید داشت، نه عجله براي مردن.
مؤمن از دنیا که می رود و به موت نائل می شود، از شهوات و غضب که او را گرم می کردند، خلاص و
کاملاً خنک می شود؛ به نحوي که وقتی جنازه ي او را با آب سرد دنیا هم می شویند، فریاد می زند این
آب داغ چیست که روي بدن من می ریزید؟
اگر دقّت کنید، فشار قبر و امثال آن در همین دنیا قابل مشاهده است؛ مثل بداخلاق که خود و دیگران را
در فشار می گذارد. تربت، دفع بلا می کند و همه ي تب ها و طوفان ها و زلزله ها با یک سر سوزن از آن
آرام می شود. مؤمن سرانجام تربت می شود. اگر یک مؤمن در شهري بخوابد، خداوند بلا را از
آن شهر دور می کند.
کسی که در سیرش به مقام رضا برسد، در بین راه نمی ماند و به مقصد می رسد؛ همان گونه که
شخصی که حضرت رضا علیه السلام را به امامت قبول کند، تا امام دوازدهم را قبول خواهد داشت. در
حالی که ممکن است کسی امامان پیش از حضرت رضا علیه السلام را قبول داشته باشد و دوازده
امامی نباشد؛ مثل زیدیه و اسماعیلیه.
محبت، کارش تغییر دادن و رنگ زدن است. مگر نمی بینی آن کس که دوستش داري، اخلاق و
رفتار تو را عوض کرده و تو مانند او شده اي؟موالیان ما، ما را با محبت خود رنگ الهی می زنند.
هر وقت غصه دار شدید، براي خودتان و براي همه ي مؤمنین و مؤمنات از زنده ها و مرده ها و آنهایی که
بعدا خواهند آمد، استغفار کنید. غصه دار که می شوید، گویا بدنتان چین می خورد و استغفار که
می کنید، این چین ها باز می شود.
مجنون براي دیدن لیلی در مسیري که محل عبور او بود، چند روز به انتظار نشست تا اینکه در نیمه هاي
یک شب از شدت خستگی، همان طور که بر سر راه نشسته بود، خوابش برد. همان وقت لیلی از آنجا
عبور کرد و وقتی دید مجنون به خواب رفته است، چند گردو جلو ي او گذاشت و رفت. وقتی مجنون بی دار
شد و گردوها را دید، فهمید لیلی آمده و رد شده است و با این گردوها با او حرف زده و گفته است تو
عاشق نیستی و باید بروي گردوبازي کنی؛ عاشق که خواب به چشمش راه ندارد. خطر در دو چیز
است؛ سوء استفاده از مداراي بزرگان و مدارا نکردن با زیردستان. بعضی از مؤمنین آب قلیل
هستند؛ هرگاه خود را آلوده کنند، ملاقات با یک شخص بزرگ که به منزله ي آب کرُ می باشد،
آنها را پاك می کند.
توجه به دنیا و کثرات و طبیعت، غم و غصه می آورد. کثرات، حزن آور است؛ اما آحاد و افراد الهی برطرف
کننده ي غم و غصه هستند. مردان الهی و آحاد، افراد کمی هستند که اگر به آنها برخورد نماییم، ملاقات
آنها براي ما بسیار سرنوشت ساز است و باید قدر آن را بدانیم. آنها نشانه هاي راه خدا هستند. امام
صادق علیه السلام فرمود: کسی که به دینش وثوق داشته باشم، اگر یک ساعت کنارش
بنشینم براي من از هفتاد سال عبادت بهتر است. نفرمود براي او از چند سال عبادت بهتر
است. مجالست مؤثرّ است .
شبانه روزي ده دقیقه خلوت کنیم و با وضو بر سجاده بنشینیم و به خدا و موالیانمان بگوییم آمده ایم
خدمت شما بنشینیم. موالیان ما دست ما را گرفتند تا از بازار دنیا عبور دهند و به آخرت و دیدار خدا
برسانند، ولی ما سرگرم متاع دنیا شدیم و دستمان را از دستشان بیرون کشیدیم و لذا در بازار دنیا گم
شدیم و محجوب در پرده ي غیبت گشتیم. خدا و امام غایب نیستند. هر چه در نظر اهل دنیا غایب است،
در نظر مؤمنین حاضر است. با تکرار کردن کارهاي خوب، عادت حاصل می شود. بعد عادت به عبادت منجر
می شود. عبادت هم معرفت ایجاد می کند. بعد ملکات فاضله در فرد به وجود می آید و نهایتا به ولایت
منجر می شود.
تا می گویم شما آدم خوبی هستید، شما می گویید خوبی از خودتان است
و خودتان خوبید. خدا هم همین طور است. تا به خدا می گویید خدایا تو
غفّاري، تو ستّاري، تو رحمانی و… خدا می فرماید خودت غفّاري، خودت
ستّاري، خودت رحما نی و… . کار محبت همین است.
برگزیده ای از سخنان حاج آقا دولابی
به نام خدا