خداوند دوست دارد او را بخوانیم با واژگانی که هرگز کسی را  جز او نستوده ایم و با

دهانی که هرگز گناه نکرده ایم اما مگر دهان بی گناه هم یافت می شود؟؟

مولانا می گوید : آری !!

گرنداری تو دم خوش دردعا          

رو دعا می خوان زاخوان صفا

بهر این فرمود با موسی خدا

با دهانی که نکردی تو گناه

گفت موسی من ندارم آن دهان

گفت ما را از دهان غیر خوان

از دهان غیر کی کردی گناه

ازدهان غیر برخوان ای اله

اما نیایش کردن پاک کردن دل است از غبار آلودگی و گلستان کردن روح مان همانطور

که جسم خود را برای رفع غبار به حمام می بریم .

حکایت :

روزی یک کشتی در دریا اسیر طوفان شد از تمامی مسافران فقط دو نفر باقی ماند

 که به سختی خود را به جزیره ای رساندند. یکی از آنان فردی با ایمان و دیگری 

بی ایمان بود . یک روز بعد از دعاهای زیاد توسط فرد با ایمان وقتی از کنار دریا به طرف

کلبه آمدند ، ناگهان دیدندکلبه شان آتش گرفته مرد بی ایمان گفت: لعنت به این

شانس که این همه نتیجه ی دعاهای تو است !!!

مرد با ایمان با آرامش خاطر گفت حتما این هم حکمتی دارد نباید نگران باشیم زیرا

خداوند ما  را می نگرد . فردای آن روز یک کشتی به جزیره آمد و آنها را نجات داد .

ناخدای کشتی گفت دیروز ما دود را دیدیم و فکر کردیم حتما به کمک احتیاج دارید و

به طرف جزیر ه آمدیم .بزرگی می گوید : وقتی ایمان داشته باشیم همه چیز

به سوی یگانگی با خدا در حرکت است آن گاه موانع دارای معنا و مفهوم

و به شکل متفاوتی خواهند بود. از دیدگاه کوچک ما این موانع بازدارنده

هستند اما در بینش الهی آگاهانه ، آموزنده و راهگشا .

نتیجه :

وقتی همه وظایف مان را درقبال یک موضوع انجام دهیم مثلا ( رابطه عاطفی ، درآمد ،

شغل ، اصلاح رابطه با همکاران و خانواده و... ) انتظار داریم همه چیز طبق روال

دلخواهمان پیش برود ولی وقتی این طور نمی شود خیلی سرخورده می شویم فکر

می کنیم به ما خیانت شده و هستی وخدای هستی ما را تنها گذاشته است ......

اما موضوع همیشه به سادگی محاسبات ما نیست نظیر این داستان در زندگی

خیلی ها پیش می آید به طوری که اتفاق بزرگتری در پیش است و ما غافل ایم وقتی

همه وظایف ات را انجامیدهی تنها می توانم بهت بگویم منتظر باش