سلام دوستان ، آخر هفته که کوه بودم در حالیکه از هوای خوب و آن همه زیبایی وصف ناپذیر لذت می بردم وقتی چششم به رودخانه زیبا می افتاد که  عزیزان سعی داشتند  با ریختن آشغال به آن زیبایی بیشتری بدهند و عزیزان دیگری که با بلند کردن صدای ضبط صوت در کوه در حالیکه دیگران برای آرامش و تمدید اعصاب از قیل وقال شهر به آنجا رفته بودند سعی در لذت بردن بیشتر داشتن  به یاد مقاله چقدر مودبیم افتادم که آنرا با کمی تغییرات در ذیل برایتان  می آورم :

چقدر مودبیم؟ سوال بسیار ساده ای که پاسخی یأس آور دارد. انگار ادبچیزی است که می خواهیم دیگران داشته باشند اما ظاهرا در میزان ادب خودمان، شکی نداریم! هر یک از ما در موقعیت های مختلف دیگران را به بی ادبی و بی نزاکتی متهم می کنیم، بی توجه به اینکه شاید یکی از مصادیق آشکار بی ادبی، خودمان باشیم. ما ایرانی ها به تعارفی بودن شهرت داریم اما رواج بی ادبی در ابعاد مختلف، ما را دچار یک پارادوکس فرهنگی می کند؛ نه به آن تعارف های رایج و گاه بی موردمان و نه به آن قانون شکنی های فردی و اجتماعی که ابعاد مختلفی از بی ادبی تلقی می شوند. محدود کردن ها مصادیق بی ادبی به مواردی چون عدم رعایت حرمت کهنسالان و جای خود را در اتوبوس به بزرگ تر ندادن، بوق زدن های ممتد و غیرضروری ، عدم رعایت فرهنگ آپارتمان نشینی ، بلند صحبت کردن با تلفن همراه ، نوعی ساده انگاری است. اگر به اطراف مان نگاه کنیم متاسفانه مصادیق بی ادبی در ابعاد مختلف، غیرقابل تصور است. همان گونه که ادب در سلا م و احوالپرسی و تعارف های معمول خلا صه نمی شود بی ادبی هم در سلام نکردن و به جا نیاوردن رفتارهای مرسوم معاشرتی نیست. بی ادبی می تواند عدم رعایت حق تقدم عابر پیاده در خیابان توسط رانندگان باشد. کافی است با هر سن و سالی بخواهید از خیابان رد شوید. رانندگان به جای رعایت حق تقدم، بیشتر گاز می دهند تا از مراتب ادب عقب نیفتند. بی ادبی می تواند در پرت کردن آشغال و زباله توسط سرنشینان یک ماشین به کوچه و خیابان باشد. بی ادبی می تواند در عجله برای رد شدن از چراغ زرد یا قرمز باشد؛ رفتاری که در حال تبدیل شدن به یک مهارت است! بی ادبی می تواند عدم رعایت حقوق ارباب رجوع باشد. به اداره ای می روید که به بهانه ناهار و شاید هم نماز، هنگام ظهر یک ساعت تعطیل می کنند و شما مجبورید در حالت علا فی به سر ببرید. در بانکی هستید که تعداد مراجعان زیاد است اما رئیس بانک بدون اهمیت دادن به این موضوع، هیچ اقدامی برای راه انداختن کار مردم انجام نمی دهد. در جایی منتظر انجام کارتان هستید اما کارمندان بی خیال و راحت در حال گپ وگفت وگو باهم یا مکالمه با تلفن هستند و اینگونه است که اگر در اداره ای یا بانکی، کارتان را به سرعت انجام دادند به شدت متعجب می شوید. ظاهرا رعایت ادب، موضوعی کاملا دلبخواهی است. بی ادبی می تواند در پاسخ بی تفاوت و غیرمسوولا نه به تماس تلفنی مراجعی باشد که در پی کسب اطلاعات است. بی ادبی میتوان سئوال یک رئیس از کارمند ( مخصوصاخانم ) برای علت رفتن به مرخصی باشد یا بلند کردن صدای تلویزیون و یا بلند کردن صدای ضبط از ماشین مخصوصا پشت چراغ قرمز بی ادبی می تواند ریختن آشغال و زباله در کنار دریا یا هر محل گردشگری دیگر باشد؛ موضوعی که درحدی بسیار آزاردهنده، عمومیت دارد و متاسفانه شاید دیگر نتوانید کوه، دریا، جنگل و مکان زیبایی را بیابید که از زباله عاری باشد. بی ادبی می تواند کم توجهی به وضعیت یک بیمار در درمانگاه یا بیمارستان باشد. بی ادبی می تواند در کثیف بودن دستشویی های یک اداره یا مکان عمومی باشد. بی ادبی می تواند در راهنمایی نامناسب مراجعان یک سازمان باشد. بی ادبی می تواند عدم صداقت یا دروغگویی باشد. بی ادبی می تواند در بی احترامی به دیگران باشد. بی ادبی می تواند...........................جالب اینجا است که ما آدم های با ادب می خواهیم به فرزندان، کودکان و نوجوانان یاد بدهیم که چراغ قرمز یعنی چه؟ چگونه باید از خیابان عبور کرد؟ تابلوهای راهنمایی و رانندگی چه معنایی دارند؟! ما می خواهیم به کودکان بیاموزیم که چگونه به حفظ محیط زیست کمک کنند، چگونه آداب و معاشرت را رعایت کنند و چگونه به حقوق دیگران احترام بگذارند! به مصداق ضرب المثل معروف؛ ادب از که آموختی، از بی ادبان؛ شاید بدین گونه می خواهیم به کودکان و نوجوانان ادب یاد بدهیم!

● چرا چنین شده ایم؟

در شرایط حاضر، بیش از آنکه چرایی موضوع اهمیت داشته باشد چگونگی آن مهم تر است. تحلیل این وضعیت نیاز به مباحث گسترده اجتماعی، فرهنگی و حتی روان شناختی دارد، اما می توان به یک نکته اشاره کرد. متاسفانه در فرهنگ ما، نوعی حق به جانب بودن و همه چیز خوب را برای خود خواستن و در مقابل همه چیز بد را در دیگران دیدن، در حال نهادینه شدن است. شاید ما تا اندازه ای خودخواه و به تعبیر بهتر خودمدار شده ایم. خودخواهی، یعنی همه چیز را برای خود خواستن؛ اما خودمداری، یعنی خود را محور قرار دادن و همه چیز را فقط از دید خود تفسیر کردن. بدون تعارف، ما در تعامل با دیگران مشکل داریم و شاید همه را به اندازه خود، انسان و قابل احترام نمی دانیم! دلیل اصلی و عمده بی ادبی، احترام نگذاشتن به شخصیت انسانی، دیگران است. وقتی راننده ای عابری را در حال عبور از خیابان می بیند اما به جای رعایت حق تقدم، گاز می دهد تا حق عبور را از عابر بگیرد یعنی اولا همه چیز را از دید خود می بیند، ثانیا فقط به نیازهای آنی خود می اندیشد، ثالثا برای بود و نبود دیگری ارزشی قائل نیست، رابعا قید ادب و نزاکت را زده است! و خامسا تصور می کند همه بی ادبند غیر از او!

● چاره ای بیندیشیم

نمی خواهم طبق رویه جاری بگویم که برای اصلا ح وضعیت، نیاز به عزم عمومی، فرهنگ سازی و اراده همگانی داریم. نه، دیگر زمان و تاریخ مصرف اینگونه حرف ها گذشته است. برای رعایت ادب به یک چیز نیاز داریم؛ با ادب باشیم. برای با ادب بودن باید درک کنیم که:

۱-  هر انسانی، فارغ از موقعیت و امکاناتش، قابل احترام است.

2-  برای گسترش ادب و احترام، لا زم نیست منتظر دیگران بمانیم.

3-  زندگی اجتماعی همراه با ادب و نزاکت، لذت بیشتری دارد.

شما هم اگر مصادیقی از بی ادبی و راه چاره برای آن به ذهن تان می رسد برایم بنویسید.