به نظر من یکی از مهمترین مسئولیت های هر انسانی این است که خودش بشود . اگر قراربود این طور نباشد ، خداوند همه ما را یک شکل می آفرید و این قدر ما را منحصر به فرد نمی کرد. در کل عالم خلقت هیچ گاه دونفر یک شکل نبوده اند و نیستند و نخواهند بود. اگر به فرض همه سلول های بدن آنها هم یک شکل باشد قطعاً اثر انگشت آنان متفاوت است و این یعنی منحصر به فرد بودن . هر کسی در این دنیا صاحب چیز هایی است که هیچ کس دیگر آنها را ندارد . فکر کنید ،  تصورش هم شادی آفرین است  این که ما فقط یک دانه هستیم « من یگانه ام » محشر نیست !!

آیا موقع آن نرسیده که به خودمان بگوییم باید یه جوری از این موجود عجیب و غریب، یعنی  « خودم » سر در بیاورم و کشفش کنم ! آیا وقت آن نشده که با خودمان دست بدهیم و بگوییم سلام دوست عزیز کجا بودی تا حالا !!!!!!!!!! چرا نمی دیدمت !!!!!!!

خیلی دردناک است که ما آدرس همه جا را بلد هستیم  الا  آدرس خانه خودمان را .   همه را نقد و بررسی می کنیم الا خودمان  را .  بد نیست گاهی هم سری به خودمان بزنیم و حال واحوالی با خودمان بکنیم . ببینیم  چه دردی داریم ،  به چه دردی می خوریم ، کجای کارمان عیب دارد و  چطور می توانیم رفع و رجوعش کنیم .  نمی دانم چرا این حرفها گاهی برای ما  گنگ  است ،  شاید بعضی ها هم  بگویند اصلا به چه دردی می خورند که بخواهند خودشان را کشف کنند .  البته اگر شما به این نتیجه رسیدید از همین الان به شما بگویم که به هیچ دردی نمی خورید  و این مژده را هم بدهم که درست فکر کردید . می گویید نه از  ، دیگران بپرسید . اغلب ما آدم ها به جای اینکه به یکدیگر کمک کنیم که چیزی بشویم ،  دائما کارهایی می کنیم که دیگران چیزی نشوند، چطور وقتی انسان  چیزی نیست می تواند به دیگران کمک کند . اصلا خدا ما را آفریده که چیزی بشویم .کاری بکنیم و  نقشی داشته باشیم ، وگرنه ،  ما را سنگ می آفرید.  البته ناگفته نماند که سنگها هم دائما در حال تغییر هستند.

خوب دیگر وقتش رسیده بلند شوید و بروید در خانه خودتان را بزنید و با خودتان احوال پرسی کنید و شروع کنید به کشف کردن ...... راستی اگر خودتان را پیدا کردید سلام من را هم به خودتان برسانید البته  نه این خودتان آن خودتان............