بمباران عاطفه یا محبت بی تناسب
عشقی که با ناراحتی و نگرانی همراه باشد و در آن حقوق یکی از طرفین رعایت نشود با آرامش همراه نیست و عشقی ناسالم است . وقتی در روابط به اصطلاح عاشقانه احساسات یکی از طرفین دائما خدشه دار می شود و سلامت روانی فرد به مخاطره می افتد نیاز فوری به بازنگری و اصلاح آن روابط وجود دارد .
متن زیر مصاحبه « دکتر جسیکا مک آلن » از بزرگترین صاحب نظران آسیب شناسی روابط خانوادگی و نویسنده کتب ومقالات روانشناسی در انگلیس در این رابطه می باشد:
س : تعریف بی تناسب از نظر شما چیست ؟
ج : در واقع دوست داشتن بیش از اندازه سرابی است که بعضی زنان به دام آن می افتند آنان گمان می کنند هر چقدر مرد زندگی خود را بیشتر دوست داشته باشند و به او محبت کنند روابط خانوادگی و زناشویی شان تحکیم می شود. در حالی که در بسیاری از موارد کوچکترین بازگشت عاطفی برای زنان از طرف همسرشان صورت نمی گیرد و این امر در دراز مدت موجب آسیب های جدی به سلامت روانی زن می شود تا جایی که نه تنها از وظایف عادی مادر بودن و همسر بودن باز می مانند بلکه دچار افسردگی های شدید نیز می شوند .
س : آیا همه زنان در معرض ابتلا به این مشکل هستند؟
ج : خیر ، هیچ زنی بر حسب اتفاق گرفتار مهر بی تناسب نمی شود بلکه شرایط محیطی ، خانوادگی و اجتماعی وی را به این سمت سوق می دهد و همسر نقش قابل توجهی در کاستن و یا تشدید احساس « محبت بی تناسب » دارد .
س : آیا برخی مردان انتخاب می کنند که وارد چنین رابطه ای شوند ؟
ج : به طور مستقیم خیر . با این که در چنین رابطه ای این مرد است که حداکثرمیزان عشق ، محبت و توجه را دریافت می کند اما به یاد داشته باشید عشق سالم ، رابطه ای دوطرفه است که در آن هر دو به رغم قدرت انتخاب و آزادی بامیل شخصی به یکدیگر عشق می ورزند زمانی که مرد از سوی همسرش « بمباران عاطفی » می شود در وهله اول گیج شده و نمی داند چه برخوردی با این قضیه داشته باشد بعد از مدتی وی عادت می کند که بدون محبت کردن ، محبت دریافت کند از طرف دیگر زن که هیچ بازخورد عاطفی ندارد سعی می کند با افزایش مداوم توجه به همسر ، علاقه متقابل وی را به سوی خود جلب کند و این دور باطل تا مدت ها ادامه می یابد .
س : از نظر شخص شما چنین روابط یک سویه ای تا کجا ادامه می یابند ؟
ج : متاسفانه آینده شفافی برای این زوج ها قابل تصور نیست ، آسیب جدی روانی زن و قطع روابط عاطفی از سوی مرد به علت لبریز شدن ازعشقی که مطلقا تناسبی ندارد .
س : پیشنهادات شما واقداماتی که می توان برای بهبود این روابط انجام داد شامل چه مواردی می شوند؟
- در قدم اول آگاهی یافتن از اینکه یک جای کار خراب است و احساس نیاز در رفع آن
- عشق بدون ترس را بیاموزند و بدانند که نمی توان هیچ کس حتی همسری را که 10 سال با او زندگی کرده است به اجبار عاشق نگاه داشت .عشق زمانی زیباست که فرد آن را انتخاب کند نه این که مجبور به آن شود .
- با همسر خود در فضایی صمیمی به گفت و گو بنشینند و موقعیت پیش آمده را که قطعا مورد تایید او هم نیست را بررسی کنند . به تجربه دریافته ام راهکارهایی که گاهی خود زوجین پیدا می کنند بسیار کارسازتر از پیشنهاداتی است که مشاور به آنها می دهد .
- مانند یک قربانی فکر نکنند هر انسانی روی کره زمین باید به یاد داشته باشد که آنچه در اطراف او در جریان است تنها در نتیجه انتخاب اوست . اگر شجاعت مسئولیت انتخابمان را به عهده بگیریم قدرت تغییر شرایط با تغییر انتخاب هایمان را نیز کسب می کنیم.
- دریافت این واقعیت که محبت بی اندازه نوعی بیماری است و می تواند نوع دیگری از دوست داشتن را تجربه کند که این بار کسی قربانی نیست و طرفین با آگاهی از نیازهای خود انتخاب می کنند عاشق یکدیگر باقی بمانند.
هر کس تنها زمانی حقیقتاً دوست داشتنی است که خودش باشد و نه تصویری از ایده های اطرافیان .
* به نظر من گاهی خانمها محبت ها و گذشت هایی در زندگی می کنند که از آنان خواسته نشده و در ازای آن متوقع می شوند؛ از آنجایی که طرف مقابل توقع آنها را برآورده نمی کند و متوجه محبت او نمی شود و قدر دانی هم در پی ندارد بنابراین باعث ایجاد کدورت ها و مشکلاتی در روابط شان می شود. باید در روابط دقت کنیم که طرف مقابل از ما چه چیزی می خواهد و محبت کردن از نظر او یعنی چه ؟این گونه نیاز به چرخش محبت هم در طرفین برآورده می شود.
* به نظرمن مطلب بالا می تواند برای هر رابطه ای صادق باشد وقتی شما خیلی مهربان هستید و گذشت دارید و عزیزانتان برایتان مهم هستند و به آنها احترام می گذارید ، شاید به این رفتار شما عادت کنند و حتی شما را نبینند و آن را نوعی وظیفه بدانند که حتی کوتاهی در آن نیز موجب بازخواست هم بشود اما اگر قرار باشد ما به معنویت در زندگی مان پررنگ نگاه کنیم باید بگویم مهم نیست ، شما همچنان مهربان باشید اما در اینجا دیگر نیت خیلی مهم است نه به لحاظ کسب محبت و جلب توجه بلکه به لحاظ اینکه رشد روحی پیدا کنید . همه باید بدانیم وقتی مورد توجه و محبت از طرف شخصی قرار می گیریم به این فکر نکنیم که ما چقدر مهم هستیم بلکه آن را از بزرگی روح محبت کننده بدانیم به همان نسبت که محبت ومهربانی و عشق ورزی بیشتر باشد روح بزرگتر است البته منظور من محبت بی تناسب بالا نیست بلکه اگر قرار باشد ما پله ، پله به خدا برسیم باید مثل او باشیم خداوند هم وقتی به ما محبت می کند ما شایستگی این همه محبت ، نعمت و لطف او را نداریم اما او به کوچکی ما و اینکه قدر نمی دانیم نگاه نمی کند بلکه اندازه بزرگی خودش به ما لطف می کند.
به نام خدا