زندگی هم زشت و هم زیباست

گر که زشتی آفریدی

زشتی اش در قعر شب پیداست !!!

گر که زیبایی ، یقین  می ماند و آن نقش بی همتاست

پس تویی نقش آفرین ، نقاشی ات یکتاست

می کشی نقش پری تا آورد از آسمان رازی

کزان روشن شود دنیا

می کشی دیوی که باشد بی سرو بی پا

می وزد توفنده بادی ، غرد و ویران کند هر جا

بازوانت پرتوان

خود می کنی تقدیر خود یا زشت  یا زیبا

پس تویی نقش آفرین ، ای نقاش بی همتا