ای نقاش بی همتا
زندگی هم زشت و هم زیباست
گر که زشتی آفریدی
زشتی اش در قعر شب پیداست !!!
گر که زیبایی ، یقین می ماند و آن نقش بی همتاست
پس تویی نقش آفرین ، نقاشی ات یکتاست
می کشی نقش پری تا آورد از آسمان رازی
کزان روشن شود دنیا
می کشی دیوی که باشد بی سرو بی پا
می وزد توفنده بادی ، غرد و ویران کند هر جا
بازوانت پرتوان
خود می کنی تقدیر خود یا زشت یا زیبا
پس تویی نقش آفرین ، ای نقاش بی همتا
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۰۶/۲۱ ساعت 11:18 توسط نرگس
|
به نام خدا