نقطه سکوت را در اعماق روحت پیدا کن ، این نقطه شروع دوباره زندگی تو است . آغاز پیدایشی دیگر ، تولدی دوباره در خویش و بی خویشی ، آنجا جایی است که تو میباری و هرگز  تکرار نمی شوی ،  جایی از جنس آفرینش ،  در سکوت ، من بودنِ تو ، غایب می شود و زمانی که  من بودنت  غایب شد روح تو حضور پیدا می کند . وقتی  از خلوتگاه روح خارج شدی خدا وارد می شود . وقتی   دست از کشمکش های زندگی و تلاش بر می داری و در برابر خالق  با تواضع سکوت می کنی در همان لحظه است که نغمه های روحت را می شنوی سکوت در چنین حالتی ادبی است در برابر پروردگارت و چنین ادبی در برابر خالق نگه داشتن  تو را غرق در لطف و رحمت الهی خواهد کرد.

اولین قدم را بی شتاب بردار آهسته ی آهسته ، از هر فرصتی بهانه ای برای ساکت کردن ذهنت بساز حتی اگر این فرصت به کوتاهی فاصله بین دو نمازت باشد یا دقایقی قبل از خواب یا لحظاتی قبل از بیداری در سحرگاه . با گوش کردن به  صدای درونت شروع کن . نگذار این لحظات حیات از دید تو شتاب زده گم شوند. این لحظات خط زندگی  بودن من و توست خطی راست بدون خط خوردگی و پیچیدگی مستقیم ، مستقیم .  مگر یارت با تو در صراط مستقیم قرار نگذاشته است .

سکوت کن بین انتقاد یا قضاوتی که می شنوی  ، در عبور از مصیبت یا فاجعه ای که بر تو گذشته ،  فاصله شک تا یقین ،   فاصله درد تا درمان ،  از  نقطه دیدار تا شوق وصال

این سکوت تو پیام مودبانه تو به خالق توست .

این سکوت یعنی من منتظرم ، منتظر اشارت های توام  تا با نشانه هایت قدم های درست بردارم یعنی قلم زندگی در درست من است ولی به فرمان تو می نویسم . یعنی تن من هچون نی از من تهی است  تا تو با دم مسیحایت مرا زنده کنی و بنوازی .

در اعماق درون وقتی وارد  ساحت سکوت شدی وقتی بادهای یقین در دردورنت وزیدن گرفت و در برابر ابرهای برکت و نور حل شدی وقتی  همراه قطرات زلال باران باریدی و به زمین رسیدی به اولین مسافری که برخوردی یادت باشد که از او بپرسی  ای روح باران خورده آیا میل شکفتن داری  ؟؟