با تو شروع کردم ...
با تو شروع کردم نوشته هایی که شعر نامیدم
وشعرهایی که از حضور تو به ذهنم رسید
باتو شروع کردم تمام آن حرفهای بی قافیه را
که هیچکس نخوانده بود !!!!
و نمیدانست برای چه کسی می گویم
و نمیدانست برای کدام دل پریشان است
اما تو میدانی که برای تو است !!
با تو بود ، هر چه بود و برای توست هر چه دل سرود
چندی است که شعرهایم نمی آیند
می خواهم باز هم بنویسم
ولی هیچ کلامی و واژه ای مرایاری نمی کند
نمی دانم تو را چگونه بنویسم !!! با کدام شعر ؟؟
ای کاش می آمدی تاشعرهایم رنگ بگیرند .
با کدام شعر ترا صدا کنم که بشنوی
دیگر توان مقابله ام نیست
راستی چرا من باز مانده ام ؟؟؟؟؟؟
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۰۴/۲۷ ساعت 9:0 توسط نرگس
|

به نام خدا