شما که سواد دارید ، کتاب می خوانید ، روزنامه خوان هستید
با بزرگان می نشینید و حرف میزنید ، همه چی می دانید
شما که سرتان  پراست از علم ، معلّم مردم گنگ هستید
برای  هر چیزی  که می گویند جواب دارید ، در نمی مانید  
بگوئید از چیست  که من  دلم گرفته؟

راه میروم  دلم گرفته ،  می نشينم  دلم گرفته  
گریه می کنم  دلم گرفته ،   می خندم هم  دلم گرفته
من خودم حوا بودم ، باد  آمد و آدمِ  مرا برد

سوار اسبی سفید بودم که روز بارانی زمین خورد

عمر من  چون کوه عسل بود ، ولی افسوس !!!

روزهای بد، انگشت انگشت آن را  لیسید

 بعد، نشست تا ته آن را  خورد.......