شاید همه  ما مدعی باشیم عزیزی را در زندگی خودمان خیلی دوست داریم تا آن حد که برای او همه کاری می کنیم ، اما آنچه که میزان علاقه وعشق واقعی ما را نسبت به آن فرد مشخص می کند میزان تواضع و گذشت از غروری است که در برابر او داریم . وقتی پای غرور در میان است و از غرورمان نمی گذریم ، پس دوست داشتن ما واقعی نیست . کسی را که واقعاً و خالصانه دوست داریم حتما از شکست غرورمان در برابر او نه تنها ناراحت نمی شویم بلکه لذت هم می بریم.

در کتابی خواندم راز انگشتری حضرت امیر (ع ) هم همین بوده ،  افراد زیادی در طول تاریخ بخشش های زیادی برای پروردگارشان کردند و شاید از نظر مادی هم خیلی بیشتر بوده اما  نام و نشانی از آنها نیست اما بخشیدن انگشتری حضرت امیر آنچنان مقبول افتاده که خداوند در قرآن راز حضرت را چنین توصیف می کند که درکمال خضوع وخشوع آن انگشتری را بخشیده ، یعنی در حالت رکوع که زیباترین حالت شکستن قامت غرور و تمام منیت ها  در برابر خالق عالم هستی است  انگشتری خود را می بخشد یعنی آخرین  پله نردبان عشق را عبور می کند و به معبود  می پیوندد .  

اگر مدعی هستیم که کسی را دوست داریم ببینیم چقدر حاضر هستیم غرورمان را زیر پا بگذاریم ؟ در برابر پروردگارمان چطور؟ آیا به خاطر معبود حاضر هستیم غرورمان را زیر پا بگذاریم و از فردی که غیبت او را کرده ایم  طلب بخشش کنیم . یا بخاطر خدا از فردی عذر خواهی کنیم و...