قاصدک وای خبر آوردی...

پشت این پنجره ام ، قاصدک می بینم
قاصدک وای خبر آوردی ؟
پس چرا گرد بام ودر من میگردی ؟
خوش خبر باشی اما گرد خانه من بی ثمر میگردی
نیست مرا یاری ، انتظار خبری نیست ، آری !!
برو آنجا که کسی منتظر است ، انتظار خبری از یارش
دست بردار از من قاصدک ،
در دل من همه کورند و کرند ،
قاصدک ، میدانی چه خبر میدهد این دل من
که دروغ است دروغ که فریب است فریب
قاصدک .... هان .....کجا....وای بگو
مگر خبری هست هنوز ، هست دل گرمی ؟ شعله ای ؟ آتشی ؟ ...
پس چرا قاصدک ابرهای همه عالم شب و روز در دل من میگریند.
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۰۳/۲۵ ساعت 10:40 توسط نرگس
|
به نام خدا