خدایا ! روزی هزار بار به من زنگ بزن
خدایا ! وقتی می خواهم به تو زنگ بزنم، شیطان شماره هایت را در ذهنم بهم می ریزد ، ذهن مرا مشغول به غیر می کند، به من شماره های غلط می دهد و من مرتب اشتباه می کنم ....من مرتب به اشتباه زنگ می زنم به آن شماره ها و شیطان با اشتباهات من حال میکند. دیروز فرشته ای آمد و به من گفت چرا مرتب مشغولی، کجاها را میگیری ، چرا گوشی دلت را بد گذاشتی ؟ خدا که به تو زنگ می زند چرا بر نمی داری !!!! چرا جواب نمیدهی ؟؟؟ خدایا یادش بخیر، آن روزها که سیم گوشی دلم از طریق مخابرات آسمان به تو وصل بود و دفتر تلفن من خورشید و ماه بودند ، همه اش به هم پیام مخابره میکردیم ، ...... دلم گرفت ، خدایا خواهش می کنم با من تماس بگیر، من دیگر گوشی دلم را خوب می گذارم ، اگر باز هم جواب ندادم پیام بگذار، حتی روزی هزار بار، شاید روزی به خودم بیام و همه پیامهایت را بخوانم .
روحی مشوشم که شبی بی خبر ز خویش
در دامن سکوت به تلخی گریستم
نالان ز کرده ها و گریان ز گفته ها
دیدم که لایق تو و عشق تو نیستم
به نام خدا