سرنوشت
تقصیر باد بود ، بی موقع او وزید
شاید اگر بجای تیر ، روز تولدم ، در ماه مهر بود
یا لااقل بجای جمعه ، در روز شنبه ای ، حتی سه شنبه ای
شاید اگر مادرم پیشانی سیاه مرا خوب شسته بود
خوشبخت می شدم ![]()
تقصیر ابر بود ، آن باد نارفیق که مخالف همی وزید
از دست جور آن مه و خورشید زیر ابر
لجبازی فلک که چرا نان ما نداد
شاید شباهت مرغک همسایه به غاز
کوتاهی پدر ، اقبال کج مدار
شاید اگر شانس آن قهر کرده زمن ، گیج بی حواس
یکبار هم پلاک خانه ما را به یاد داشت
خوشبخت می شدم ![]()
تقصیرما که نیست ، از دست روزگار که طالع ما را چنین نوشت .....
دیگر گلایه بس ! باید شروع کنم
دشوارترین قدم ، این اولین قدم
این راه باور خود راه نو شدن با گام اولین آغاز می شود
باید شروع کنم مکتوب سرنوشت
باید ز سر نوشت ![]()
![]()
جناب آقای کیوان شاهبداغی شعر زیبای شما را در یک مجله دیدم . نکته ای که در شعر شما نظر مرا جلب کرد این بودکه من مهر و هم اتفاقا شنبه به دنیا آمدم و جالب تر اینکه من هم دارم دنبال مقصر می گردم
تحقیقات من به اینجا رسیده است که تقصیر باد و تیر و جمعه نیست تقصیر ازدیاد جمعیت است ، به همین علت فرشتگان سرشان شلوغ است و تند تند می نویسند و روزگار هم چون کهن است خوب نمی تواند بخواند
شما هم زیاد سخت نگیرید شاعر دیگری می گوید ما گشتیم یافت نشد شما هم وقت تان را تلف نکنیدپیدا نمی شود.![]()
به نام خدا