سونامی های زندگی ما
چند روز قبل از واقعه ژاپن از تلویزیون برنامه ای پخش می شد که ژاپنی ها در حال انجام ساخت رباطی بودند که احساس داشته باشد و درست مثل یک انسان عمل کند از آنجائیکه به رباط ها خیلی علاقه مندم نشستم و این برنامه را تا آخر دیدم ، در این برنامه بدن یک انسان توسط یک سری هدایت کننده به کامپیوتر وصل شده بود و آنها می خواستند دقیقاً همان فرمانی که بدن در حال بالا و پایین رفتن از پله ها مغز به عصب پاها ارسال می کند را روی رباط پیاده کنند . درآن حال با حسرت گفتم چقدر علم آنها پیشرفت کرده و با این وجود هیچ مشکلی نخواهند داشت و بلکه مشکل خیلی از انسانها را حل خواهد کرد ، مثل یک پیرزن یا پیرمرد یا بچه ای که تنها و احتیاج به مراقبت دارد و.....
و چند روز بعد سونامی و برف و ....... با کمال ناباوری در صفحه اول یاهو با کلمه help japan با رنگ قرمز برخورد می کردی و ژاپن از دنیا درخواست کمک می کرد.
این داستان زندگی ما است خداوند در همه حال با ما در ارتباط است ولی ما حواسمان همیشه پرت است . شاید برای همه شما پیش آمده باشد که زندگی را در حال خوش وخرمی به سر می برید و چقدر هم شاد هستید که همه چی دارید و فقط بنشینید و لذت ببرید و چقدر به امور زندگیتان مسلط هستید و احساس قدرت و خوشبختی و بعد .... یک سونامی می آید زندگی ما را ازهم می پاشد و با همه امکاناتی که داریم نمی توانیم جلوی آن را بگیریم وبعد برف یأس و ناامیدی و فریاد Help me God خدایا به من کمک کن من اصلا کسی نیستم .
یادمان باشد در هر حال در برابر کائنات ، هستی و خداوند خاضع و خاشع باشیم و فقط این رمز ماندگاری خوشبختی است . به فرمایش حضرت علی ( ع ) نه به بالا رفتن خوشحال باشیم و نه به پایین آمدن ناراحت . موج سواران را حتما دیده اید که چقدر زیبا و با لذت بوسیله یک تکه چوب با موج بالا می روند و با آن پایین می آیند. ما هم موج سواری را با خدا یاد بگیریم و از زندگی لذت ببریم .

به نام خدا